۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

راه رسیدن به امنیت و آزادی در این نیست که معلول باید اعدام ، شکنجه ، آواره و حبس شود بلکه راه رهایی در پیدا نمودن و اصلاح علت است.

بلوچستان سرزمین حماسه های ملت بلوچ ، سرزمینی که تاریخ شاهد بر غیرت و مردانگی آنان بوده است .
تاریخی که صدها سال ، درخشان از حماسه های ملت بلوچ بوده است اما با گذشت زمان و قدرت گرفتن فارسها به سوی پرتگاهها و جولانگاههای تاریک تاریخ سوق داده شد تا اینکه تاریخ آن به باد فراموشی سپرده شود و غیرت مردان این سرزمین در گمنامی اعدام ، ترور و مورد ظلم و اجحاف قرار گیرند.َ

اکنون اگر تاریخ بلوچستان را ورق زنیم چیزی جز ظلم و جنایت در آن نیست و خون نقش بسته ی فرزندان حماسی این ملت بر پیکره ی این سرزمین چیز دیگر را برای ما معنا نخواهد کرد.

گذشته ی این ملت را از بازماندگان مظلوم و رنجور این ملت باید بپرسید و حال را از جوانان ناامید و چوبه های خشک دار که رنگ خون به خود گرفته اند باید پرسید از کدامین ظلم باید صحبت کرد ، ظلمی که غیرت مردان ما را اعدام و آواره و تبعید و شکنجه نمود و یا از ظلمی که جوانان ما را ناامید و تحت استعمار ببار آورد یا از اعتیاد و آوارگی

آری این ظلم ها را باید از دامن سیاه مادران این ملت پرسید ، باید از اشک خون یتیمان این ملت پرسید

برادر و خواهر بلوچم حقیقتا نمیدانم قلم را بر روی کدامین نقطه از ظلم ها بگذارم

ظلمی که درحیطه ی اسلام به ما روا داشتند ، ظلمی که در حیطه ی حاکمیت و حکومت بر ما روا داشتند یا ظلمی که در حیطه ی آموزش و پرورش ، بهداشت و صنعت و معدن بر ما روا داشتند ، یا ظلمی که در راه مسدود نمودن راههای قانونی بر روی ما و باز نمودن راههای خلاف قانون اساسی بر ما روا داشتند.

اگر تاریخ این سی سال و اندی را که بر ما گذشته مورد کنکاش قرار دهیم از میان کلمات و قانون و بخش نامه ها خواهیم دریافت معنای واقعی استعمار را

در یک جمله خواهم گفت به غیرت مردان این سرزمین تا علت نباشد معلول به وجود نخواهد آمد و راه رسیدن به امنیت و آزادی در این نیست که معلول باید اعدام ، شکنجه ، آواره و حبس شود بلکه راه رهایی در پیدا نمودن و اصلاح علت است.

با ظلم سی سال و اندی هرگز علت نابود نخواهد شد و این تنها یک راز دارد و آن را باید کشف کرد

آری علت اینکه بلوچستان یا همان جنوب شرق کشور ناامن است در چیست ، علت ناامنی از کجاست و چگونه باید با آن برخورد نمود .

دکتر سعید بلوچ

۱ نظر:

ناشناس گفت...

تاریخ نه تنها سی واندی سال و نیز به قبل از آن نیز نیک نشان داده است که تهران تاکنون قصد آنرا نداشته و ندارد که حق مردمان این سرزمین را که به حیله و یا زور از آنان ستانده به آنان باز پس دهد و اکنون دیگر بسیار دیر است چون فرزندان این دیار حماسه و ایمان کمر همت بربسته اند و چه به رضایت تهرانی و چه با نارضایتی آن حقوق حقه خود را باز خواهد ستاند و خود حاکم بی قید و شرط سرزمینش خواهد شد و تهران دیگر نیک می داند همانطور که آنان خواب و آرامش را دهها سال است که از این مردمان خون گرم گرفته اند جوانان این دیار بسیار راحت تر می توانند خواب و آرامش تهران و شرکایش را برهم زنند و در روزی نه چندان دور نه تنها تهران بلکه همه جهان شاهد خواهد بود حاکمیت این مردمان را بر دیار گلگون و همیشه سرسبز بلوچستان.
امید