۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

آقای خامنه‌ای شرمنده‌؛ آنجا ایران نیست!..

احمد رحیمی ـ تایباد
اختصاصی سنی نیوز: احساس سران نابخرد ما، و روی سر همه جناب شاه علی ولایت فقیه مطلقی به موفقیت فعالیتهایش در افغانستان، و اجیر پروریشان، و بخصوص روابط پشت پرده با اشغالگران، و قدرت دادن به شیعیان نوکر نظام ولایت فقیه در این کشور، به سفیر ایران این جرأت را داد که با کمال پر روئی از دولت افغانستان بخواهد افرادی که در مقابل سفارت این کشور در کابل تظاهرات کرده‌اند را شناسایی و دستگیر کند!!
آخه برای نظام ولایت فقیه آزادی، حتی در این محدوده بسیار تنگ که صدای مظلومی باشد که می‌گوید: دارم از سرما می‌میرم، ای راهزن محترم لطف کن اجازه بده نفتهایم را بردارم. غیر قابل تحمل است! اینها تنها با صدای: نوکرتم سید، سرورتم سید، سایه خدایی سید، شما نباشید ما مرده‌ایم سید، حلقه بگوشیم سید،... عادت کرده‌اند. و آنقدر به اینها آقا آقا گفته‌اند که باورشان شده واقعا آقایند...
ما توده مستضعف ایران به برادران افغانیمان می‌گوییم، ما شما را دوست داریم، و آرزو داریم همسایه‌ خوبی برای شما باشیم، ولی آنچه با شما کرد و می‌کند ما نیستیم، ملت ایران نیست، ولایت فقیه است! این گرگ است که به گله شما می‌زند!..
به ملت برومند افغان می‌گوییم مواظب باشید دست پرورده ها و جیره خوارهای ولایت فقیه سرتان سوار نشوند. حق این هرزه های فتنه آفرین را کف دستشان نهاده، آنها را به سزاری اعمالشان برسانید..
به شیعیان افغان می‌گوییم: عزیزان شما افغان هستید، خودتان را به ولایت فقیه ما نفروشید، با هموطنانتان میهن دوستانه زندگی کنید، لاشخور ما هر وقت مصلحتش تقاضا کند شما را به پشیزی می‌فروشد، آنوقت است که همسایه‌هایتان خیانتهای شما را فراموش نخواهند کرد. و روز تلخی را برایتان رقم خواهند زد!!
روزنامه 8 صبح افغانستان در باره این درخواست بسیار ابلهانه سفیر ایران چنین نوشت:" این نخستین بار نمی‌باشد که یک مقام ایرانی از حکومت افغانستان چنین تقاضایی را مطرح می‌کند. قبل از این نیز سفارت ایران، از برخی شخصیت‌های سیاسی افغان و رسانه‌های مستقل به لوی‌سارنوالی و وزارت خارجه شکایت کرده بود.
مطابق قانون اساسی افغانستان، آزادی بیان در این کشور تضمین شده و اجتماعات سیاسی نیز در چوکات قانون برای شهروندان افغان آزاد می‌باشد. این اظهارات سفیر ایران از یک‌سو مداخله صریح در امور داخلی افغانستان است و از سوی دیگر نشانگر دیدگاه مقام‌های ایرانی نسبت به آزادی‌های سیاسی و اعتراض‌های مدنی می‌باشد. از نظر نظام ایران، مردم به مثابه خس و خاشاک‌اند و سرنوشت چنین مردمی در اوین و کهریزک رقم می‌خورد. کشوری که امروز فرزندان اصیل انقلاب خود را با روش‌های غیربشری و وحشیانه‌ مجازات می‌کند، ‌حق دارد که هیچ صدای اعتراضی را در هیچ گوشه‌ای از دنیا علیه کارکرد خود نشنود.
نظام ایران که امروز جغرافیای آن کشور را زندانی برای ایرانیان ساخته، بیشترین زندانیان خبرنگار، چهره‌های ملی، مذهبی،‌ مسوولان نهادهای مدنی، زنان فعال، حقوق‌دان‌ها و وکلای مدافع را دارا می‌باشد.
چنین کشوری حق دارد که از همسایگی خود نیز صدای اعتراض را نشنود. کشوری که فرزانگان آن‌ به هجرت می‌روند، و بالاترین آمار فرار مغزها را در جهان دارد، ‌و مراجع بزرگ تقلید را در خانه‌های‌شان حبس کرده‌ است و از تشییع مردگان می‌ترسد، حق دارد که از فریاد خشم خلق محروم افغانستان نیز بترسد.
کشوری که اقلیت‌های مذهبی و قومی را با برگزاری محکمه‌هایی 2 دقیقه‌ای به پای دار می‌برد و عبادتگاه‌های آنان را شب‌هنگام با خاک یکسان می‌کند، حق دارد که الگوهای ناسالم خود را برای خانه‌ی همسایه نیز روا دارد و تجویز نماید.
نظامی که مردم خود را با گاز اشک‌آور و یا با حصر خانگی از صحنه به دور کند و مشروعیت آن برای شهروندان‌اش زیر سوال باشد، حق دارد که صدای اعتراض همسایه را نیز با زور و تهدید خاموش کند.
ایران با این تحلیل اقدام به ممانعت از ورود تانکرها به افغانستان کرد که عدم ورود تانکرهای تیل (نفت) در فصل زمستان با صعود قیمت‌ها همراه خواهد شد، در نتیجه خشم و اعتراض افغان‌ها علیه حکومت و جامعه‌ی جهانی، برانگیخته می‌گردد. اما اوج اعتراض‌های مردمی به خوبی نشان داد که ایران از این اقدام نتیجه‌ی عکس آن را به دست آورده است. هم‌اکنون ایران با خشم عمومی و انزجار مردم افغانستان مواجه شده است، چیزی که ایرانی‌ها هرگز تصور آن را نداشتند.
ایران دو سال قبل نیز با اخراج دسته‌جمعی مهاجرین افغان در تلاش شد تا حکومت افغانستان را در فصل زمستان با جدی‌ترین چالش مواجه سازد. اکنون زمان آن فرا رسیده است تا حکومت افغانستان به خصوص وزارت خارجه با فراخوانی سفیر ایران و پاسخ لازم، وی را از خواسته‌های غیرقانونی و غیردموکراتیک‌شان آگاه سازند و تفهیم نمایند که این‌جا افغانستان است نه ایران!".

هیچ نظری موجود نیست: