۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

كتاب القول المحكم ، در بيان حكم جهاد با حكومت ايران و حكم افرادي كه بدون قصد در عملياتهاي استشهادي كشته مي شوند

كتاب القول المحكم كه توسط مولوي عبدالرئوف ريگي عضو مجمع علماي جنبش مقاومت جندالله و سخنگوي جنبش نگارش يافته به بيان حكم شرعي جهاد با حكومت ايران پرداخته است و دلائل شرعي را در اين مورد بيان كرده است و همچنين در اين كتاب حكم افراد مسلمان و زنان و كودكاني كه در عملياتهاي استشهادي به صورت غير عمدي كشته مي شوند بيان شده است و عبارات فقهاي اسلام در اين باره نقل شده است.
اين كتاب كه پس از عمليات استشهادي چابهار و اعتراض برخي ملاها توسط نويسنده نگارش يافته به زودي چاپ و منتشر خواهد شد و در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
قسمتهائي از كتاب:

پس از عمليات استشهادي افتخار آفرين چابهار كه در آن اركان نظام به لرزه افتاد و متجاوزان كافر كه به مدت سي سال مشغول غارت سرزمين اسلامي بلوچستان بودند تكه پاره شدند عده اي به سر وصدا در آمده و اين عمليات افتخار آفرين را كه هدفش اخراج بيگانگان كافر از سرزمين اسلامي بلوچستان مي باشد را محكوم نمودند كه از ديدگاههاي سياسي پاسخ خود را دريافت كرده اند اما جالب است كه در اين ميان سليماني نماينده طاغوت عصر و بزرگترين كافر زمان خامنه اي دجال در بلوچستان اين عمليات را مخالف با موازين شرعي و اسلامي اعلام كردند اين در حالي است كه نظام متبوع سليماني كشتارهاي بس خطرناك تر از آنچه در چابهار رخ داد مرتكب شده است كه هرگز قابل مقايسه نيستند و از آن جمله كشته شدن كودكي به نام رويا ساراني در زاهدان و تجاوز و كشتن دختر 12 ساله اي در كنارك و سوزاندن نوجواني با نام شمس الدين كياني در زاهدان و اعدام صدها جوان و نوجوان بلوچ در زاهدان و هزاران جنايت ديگر كه نياز به دفتري صد مني دارد ودر اين ميان برخي ملاهاي جاهل و نادان هم با اين جنايتكار همدم شده و گفتند كه در اين عمليات زن و كودك و برخي از مردم مسلمان منطقه كشته شده اند كه هيچ جواز شرعي ندارد كه بنده در اين نوشتار سعي خواهم كرد حكم شرعي اين مسئله را با استنباط از كتاب الله و سنت رسول الله و بر اساس فقه حنفي كه مردم منطقه ما مقيد به آن هستند را بيان كنيم.
.................

جهادي كه ما در برابر ايران انجام مي دهيم جهاد دفاعي است و جهاد دفاعي مشروع شده است كه از دين و دنياي مردم دفاع نموده و آن دو را حفاظت نمايد و احكام اين نوع از جهاد با احكام جهاد اقدامي فرق مي كند و بسياري از امور و شرائطي كه در جهاد اقدامي وجود دارد در جهاد دفاعي وجود ندارد و جهاد دفاعي پس از ايمان مهمترين فريضه الهي است كه بر هيچ امري چنان تاكيد نشده است چنانچه شيخ الاسلام حافظ ابن تيمية رحمه الله مي نويسد:و اما قتال الدفع فهو اشد انواع دفع الصائل عن الحرمة و الدين فواجب اجماعا فالعدو الصائل الذي يفسد الدين و الدنيا لا شيء اوجب بعد الايمان من دفعه فلا يشترط له شرط بل يدفع بحسب الامكان و قد نص علي ذلك العلماء اصحابنا و غيرهم.

........................

و جهاد دفاعي مشروع گرديده است تا از ضررهائي كه از سوي كفار متوجه مسلمانان مي شود جلوگيري كند و بزرگترين ضرري كه از كفار متوجه مسلمانان مي شود تسلط كفار بر سرزمين هاي اسلامي و بر مردم مسلمان مي باشد زيرا تسلط كفار بر سرزمينهاي اسلامي ام المفاسد وموجب فساد دين و دنياي مسلمانان مي شود و بر مسلمانان فرض است كه به اندازه توان خود در اخراج كفار و بيگانگان از سرزمين خود قيام كنند و تا اخراج بيگانگان كافر لحظه اي هم آرام ننشينند.

.................

سرزمينهاي اسلامي در اشغال كافران رافضي

امروز سرزمين هاي اسلامي بلوچستان و كردستان و تركمنصحرا و خراسان در اشغال روافض كافر و صفويهاي متجاوز هستند كه تمامي كيان اسلامي را هدف حملات شديد خود قرار داده اند و هر روز بر حجم اين حملات افزوده مي شود و اين سرزميهاي اسلامي شاهد رشد چشمگير روافض كافر در خود هستند كه هر روز بر جمعيت مهاجر آنان در اين سرزمين و با استفاده از امكانات مادي و رفاهي حكومت افزوده مي شود و از سوئي تبليغاتي شديد عليه مقدسات و اعتقادات اسلامي از سوي متجاوزان در جريان است تا بدين صورت بتوانند به زعم باطل خود پايه هاي اعتقادي مسلمانان را ضعيف نمايند و آنان را به سوي رفض و كفر ترغيب نمايند.
.....................

و تاريخ گواه است كه متجاوزان اشغالگر كافر به تدريج سياستهاي خبيثانه خود را در حق مسلمانان به اجرا درخواهند آورد و اگرچه آغازش با نرمي و لبخند است اما پايانش كشتار و تجاوز به نواميس و دين است چنانچه تاريخ اندلس و فلسطين شاهد اين حقيقت است و امروز سرزمين اسلامي بلوچستان شاهد اين جنايت و كشتارها و تعرضات و تعدي هاست و اگر در برابر اين جنايات قيام صورت نگيرند و مسلمانان به جهاد روي نياورند قطعا بايد شاهد تكرار تاريخ بوسني و هرزگوين و اندلس و فلسطين و بدتر از آن خواهيم بود كه دشمني و خباثت و رذالت و پليدي روافض شيعه بس شديدتر از دشمني ديگران با اسلام و مسلمانان است.

...................

ضررهاي وارده از سوي اشغالگران:
1: تغيير دين مردم

2:تغيير بافت جمعيت مسلمانان

3:: تربيت نسلي مغاير با فرهنگ اسلامي و خود فروخته

4: حملات اعتقادي ، و نهادينه كردن شرك و مظاهر آن در سرزمينها اسلامي

5: اجراي قوانين كافرانه رفض به جاي قوانين اسلامي توسط اشغالگران كافر

6:زدودن اخلاق و ارزشهاي اسلامي و نهادينه شدن اخلاق غير اسلامي

7:اهانت به اعتقادات اسلامي

8: قتل و كشتار مردم

9:غارت و چپاول اموال و ثروتهاي مردم مسلمان بلوچ

10: تاراج معادن ملت مسلمان بلوچ

11: تخريب مدارس و مساجد مسلمانان

12 :حاكميت و ولايت كافران شيعه بر مردم مسلمان بلوچ

دلائل فوق و دهها دليل ديگر جهاد عليه متجاوزان اشغالگر در بلوچستان را فرض نموده است و بر همه مردم مسلمان بلوچ فرض است كه بپاخيزند و دست در دست مجاهدين نهند تا سرزمين اسلامي خود را از لوث شيعيان رافضي پاك نمايند.

.............................

حقيقت اين است كه كشتن مسلمانان و زنان و كودكان اعم از مسلمان و غير مسلمان به جز چند صورت استثنائي ممنوع است و آيات قرآني و احاديث پيامبر در اين باره واضح و روشن هستند پس بايد حتما دليل شرعي باشد كه از آن جواز كشتن مسلمانان و زنان و كودكان در عملياتهاي استشهادي و جهادي ثابت شود كه ما بدان مي پردازيم البته حكم مسلماناني كه در مراسم كفار شركت مي كنند و شعائر آنها را مانند عاشورا ارج مي نهند مانند حكم كافران است و هيچ فرقي با كفار نمي كنند و قطعا كساني كه در مراسم عاشورا شركت مي كنند مسلمان نيستند بلكه مانند روافض كافر و از دائره اسلام خارج هستند و اين يك حكم واضح و روشن است و هيچ شكي در آن نيست .

اما مسلماناني كه بدون قصد در عملياتها كشته مي شوند و همچين زنان و كودكاني كه كشته مي شوند در اين مورد فقهاي امت اسلامي بويژه فقهاي حنفي با وضوح سخن گفته اند و با صراحت بيان كرده اند كه اگر كفار در بين مسلمانان پناه گرفته باشند مي توان كافران را هدف حمله قرار داد و اگر در اين حمله مسلماني و يا زني و كودكي كشته شود اشكالي ندارد و حمله به دژها و پايگاهها و مناطق كفار با اينكه در آن مكان مسلمان و يا زن و يا كودكي باشد اشكالي ندارد چنانچه امام جصاص از علماي بزرگ حنفي در كتابش احكام القرآن مي نويسد :

(قال أبوحنيفة وأبو يوسف وزفر ومحمد والثوري: لا بأس برمي حصون المشركين، وإن كان فيها أسارى وأطفال من المسلمين، ولا بأس بأن يحرقوا الحصون ويقصدوا به المشركين، وكذلك إن تترس الكفار بأطفال المسلمين رمي المشركون.

أحكام القرآن: 5/273

و امام كاساني رح يكي ديگر از فقهاي احناف مي فرمايد: ولا بأس برميهم بالنبال وإن علموا أن فيهم مسلمين من الأسارى أوالتجار... إذ حصون الكفرة قلما تخلو من مسلم أسير أو تاجر... وكذا إذا تترسوا باطفال المسلمين؛ فلا بأس بالرمي إليهم.

بدائع الصنائع: 7/101

و علامه مرغيناني از علماي بزرگ فقه حنفي در كتاب مشهور و معروف هدايه مي نويسد: ولا بأس برميهم وإن كان فيهم مسلم أسير أو تاجر، لأن في الرمي دفع الضرر العام بالذب عن بيضة الإسلام، وقتل الأسير والتاجر ضرر خاص، ولأنه قلما يخلو حصن من مسلم، فلو امتنع باعتباره لانسد بابه، وإن تترسوا بصبيان المسلمين أو بالأسارى؛ لم يكفوا عن رميهم لما بينا).

هدايه ج2 ص173

هیچ نظری موجود نیست: