۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

سجده معصومانه کودک چابهاري

هرچند به دنبال حوادثي نظير بمب گذاري وحملات انتحاري وقوع درگيري هاي پراکنده و بوجود آمدن فضاي هرج و مرج تا حدودي طبيعي است و در اغلب نقاط جهان مشاهده مي شود اما نکته قابل توجه در مورد حوادث مذکور در ايران و مخصوصا بلوچستان، مصنوعي و سازمان يافته بودن آن است، چنانکه در اين سالها شاهد بوديم که به محض وقوع عملياتي از اين قبيل در شهرهاي بلوچستان از جمله زاهدان افراد شناخته شده دستگاه -که از زابلي هاي تندرو هستند- با مديريت شورشهاي ساختگي و استفاده از فضاي بوجود آمده اقدام به تسويه حساب هاي سياسي و مذهبي مي نمايند.
از جمله اين صحنه ها که در سال گذشته در زاهدان شاهد بوديم کشتن دو جوان بلوچ بود که با تشويق يکي از عوامل اداره اطلاعات که با لهجه زابلي از همفکرانش مي خواست که بقول خودش در کشتن بلوچها نامردي نکنند!! جالب اينجا است که اين جنايت توسط خود اين افراد تصوير برداري و تکثيرشده بود و يک نسخه از آن در اختيار پايگاه اطلاع رساني زاهدان آنلاين قرار گرفت.
اما صحنه اي که بايد به عنوان دلخراش ترين صحنه سال شناخت سجده معصومانه اين کودک چابهاري است که به دنبال انفجار چابهار در يکي از خيابانهاي اطراف محل انفجار توسط تک تيراندازان سپاه و سربازان گمنام امام زمان هدف قرار گرفت و ظاهرا توسط دوربين خود آنها جهت روحيه دادن به از ما بهتران ساکن در چابهار که کليه مشاغل اداري و تجاري اين شهر را در اختيار دارند به تصوير کشيده شده است.
اين کودک مظلوم که ظاهرا کنجکاوي کودکانه اش او را به طرف صداي انفجار کشانده بود در يکي از خيابان هاي اطراف محل وقوع انفجار خود به صحنه غم انگيز وتامل برانگيز ديگري تبديل شد
البته اين کودک تنها قرباني انتقام نيروهاي امنيتي از مردم بومي چابهار نبود بر اساس گفته شاهدان عيني به دنبال وقوع انفجار نيروهاي گمنام جهت سرپوش گذاشتن بر روي شکست اطلاعاتي، امنيتي شان در جلوگيري از عمليات جنبشي که بارها ادعاي نابودي اش را کرده بودند بسياري از مردم را در خيابانهاي اطراف به رگبار بستند و همزمان مسوولين به صورت دراماتيک با بالا و پايين کردن تعداد انفجارها و عاملان آن واعلام اينکه تعدادي از عوامل انفجار ها را قبل از انجام کشته اند وبدين صورت جلوي چندين انفجار را که قرار بود همزمان انجام شوند گرفته اند طبيعي است که نتيجه اين دو اقدام هوشمندانه!! دستگاه امنيتي ايران اعلام برخي از همين مردم عادي که در خيابانها کشته بودند به عنوان همدستان عامل انتحاري بود، هرچند ناهماهنگي در انعکاس اين دروغها و همزمان پخش تصاوير هردو عامل اين عمليات از سوي جندالله و روشن شدن اينکه انفجار نه يکي بلکه دوتا بوده اند و هردو عامل در انجام عمليات موفق بوده اند، تمامي تبليغات صدا وسيما مبني بر دستگيري و کشته شدن افرادي از اعضاي جندالله به دست نيروهاي امنيتي را از بين برد اما تير خلاص را بر تمام اين بلوف هاي امنيتي، مظلوميت اين کودک زد و از آنجایی که سن این طفل 7ساله به قاتلانش این اجازه را نمی داد که او را همدست عاملین انفجار معرفی کنند ادعای مضحک دیگری کردند و در تلاشی مذبوحانه سعی کردند او را از قربانیان انفجار معرفی کنند اماچنانکه در تصوير مشخص است نه محلي که اين کودک در آن به شهادت رسيده است شباهتي به محل انفجار دارد و نه در وضع سر و لباس خودش که دمپايي ها را همچنان به پا دارد نشاني از اينکه در محل انفجار بوده است ديده مي شود و کاملا پيداست که گلوله به سينه اصابت کرده و از پشت سر بيرون آمده است.
او با رفتن به آخرين سجده عرفاني خود و قرار دادن محل اصابت گلوله سربازان گمنام امام زمان به سمت عدسي دوربين آنها فرصت هرگونه دروغ سازي را از آنها گرفت.
اما آنچه در اين ميان عجيب و سوال برانگيز است سکوت مدعيان دفاع از حقوق بشر است؟!
براستي اگر اين صحنه در تهران و يا هرجايي بغير از بلوچستان اتفاق افتاده بود،آيا بازهم اينگونه با سکوت مرگ بار همراه مي شد؟ حتي اگر در فلسطين مظلوم چنين صحنه اي اتفاق بيافتد اينگونه با بي توجهي همراه نمي شود!
مطمئنم اين حادثه در هرجاي جهان بجز بلوچستان اتفاق افتاده بود حد اقل به مرتکبين جنايت اجازه بهره برداري سياسي و تبليغاتي از آن داده نمي شد.

هیچ نظری موجود نیست: