۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

گلايه اي از علماء

امروز يك گوشه اي نشستم و كمي با خودم فكر كردم ، در مورد اوضاع بلوچستان و اهل سنت و به اينكه با اين اوضاع سرانجام اهل سنت به كجا مي رسه . خيلي دلم گرفت . خواستم با يكي درد و دل كنم اما كسي دور و برم نبود . با خودم گفتم اون چيزهايي كه تو دلم دارم مي نويسم و با خودم درد و دل مي كنم . خواستم از علماء گلايه كنم ، خيلي چيزها و مطالب تو ذهنم اومد ولي همينكه مي خواستم بنويسم يكدفعه به خودم گفتم : چي كار داري مي كني ؟ تو كه اصلا عددي نيستي كه بخواي از علما گلايه كني هر چي باشه اونها عالمند و همه چيز رو از تو بهتر مي دونند . راستش خودم هم ترسيدم گفتم نكنه كسي فكر كنه منظور من از اين حرفها توهين به علما ست . خواستم برم ولي يكدفعه يكي از سخنان امير صاحب تو ذهنم اومد . سخناني كه بايد با آب طلا اونهارو نوشت . يك جمله بود اما يك دريا معني توش بود گفتم فقط همين رو مي نويسم و بس ، تفسيرش باشه براي بقيه .
امير صاحب ( رحمه الله ) تو يكي از سخنراني هاش گفت : اين هيچ مشكلي نداره كه علما حركتها و عملياتهاي ما را محكوم مي كند ولي وقتي كه دولت جنايتي مرتكب مي شود اينجا هم نبايد علما سكوت كنند و اون را هم بايد محكوم كنند .
مجاهد بلوچ

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام علیک بر شیران بلوجستان سلام درود بر مجاهدان بلوچستان -من من واقعن یک بسر 18ساله هستم بخدقسم من افسوس میخورم ازاین مولویها وقتی که مجاهدان بلوج دست به عملیاتی میزارند مولویها این کارا درست نمیدانند وبخدا من ارزو میکنم که شما مجاهدان بلوچ دراین رابیروز خواهیدشد وحکومت بلوج را شما بردست خواهید کرفت =من دعا میکنم تا درهمه عملیاتها وهرجا هستی هرجی میخوای بکنی اینشالله قبول خواهید شد=م=خدا بامااست