ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

ویکی‌لیکس: عربستان از آمریکا خواسته بود به ایران حمله کند و« سر مار» را قطع کند

به گزارش خبرگزاری ها، وبسایت ویکی لیکس، توسط روزنامه های نیویورک تایمز و گاردین، دور تازه ای از اسناد محرمانه را منتشر کرده است.
بنا بر گزارش ها ، این اسناد مربوط به رهبران جهان و اطلاعات حساس درباره ی تروریسم و تکثیر سلاح های هسته ای است. به نوشته روزنامه انگلیسی گاردین در بخشی از این اسناد آمده که پادشاه عربستان بارها از آمریکا خواسته تا برای توقف برای هسته ای جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند.
وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، اقدام ویکی لیکس را محکوم کرده و افزوده که اقدامات پیشگیرانه دراین باره را افزایش خواهد داد.
به گزارش رادیو فردا ، وب‌سایت ویکی‌لیکس بار دیگر روز یکشنبه هزاران صفحه از اسناد محرمانه ایالات متحده را منتشر کرد که بخش عمده‌ای از آن به اسناد وزارت خارجه این کشور اختصاص دارد.
در یکی از این اسناد آمده است که عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، از ایالات متحده درخواست کرده بود برای نابودی تاسیسات اتمی، به ایران حمله کند.
در این اسناد به «توصیه‌های پیاپی» پادشاه عربستان «به ایالات متحده برای حمله به ایران جهت پایان دادن به برنامه جنگ‌افزارهای اتمی‌» اشاره شده است.
در یادداشت‌هایی که ویکی‌لیکس مدعی شده متعلق به سفارتخانه‌های آمریکا در خاورمیانه است، پادشاه عربستان به آمریکا می‌گوید: «سر مار را قطع کنید.»
در این اسناد همچنین آمده که پادشاه عربستان سعودی گفته است که با آمریکایی‌ها همکاری می‌کند تا جلوی نفوذ جمهوری اسلامی در عراق را بگیرد؛ اقدامی که بنا بر این اسناد «یک اولویت استراتژیک برای پادشاه و دولتش» محسوب می‌شود.
برپایه این اسناد، پادشاه عربستان درخواست حمله به ایران را در جریان دیدار ماه آوریل سال ۲۰۰۸، با رایان کروکر، سفیر آمریکا در عراق و ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهایی آمریکایی در عراق مطرح ساخته است.
ویکی‌لیکس مدعی شده است دو روز پس از این دیدار، عادل الجبیر، سفیر سعودی در واشینگتن به سفارت آمریکا در عربستان گفت: «او (پادشاه) به شما (آمریکایی‌ها) گفت که سر این مار را قطع کنید.»
در ادامه این یادداشت منتسب به وزارت خارجه آمریکا آمده است: «پادشاه، وزیر خارجه، شاهزاده مقرن، شاهزاده نایف، همگی موافقند که پادشاهی به همکاری با ایالات متحده برای جلوگیری و کم کردن نفوذ و خرابکاری ایران در عراق نیاز دارد.»
این یادداشت می‌افزاید: «پادشاه به ویژه بر این نظر اصرار دارد و این نظر از سوی دیگر شاهزادگان بلندپایه بازتاب یافته است. الجبیر توصیه‌های پیاپی پادشاه به ایالات متحده برای حمله به ایران و پایان بخشیدن به برنامه جنگ‌افزار‌های اتمی‌اش را یادآور شد.»

«رژيم ايران يک حکومت کاملاً فاشيستی است »

بر اساس اسناد منتشر شده، لويت ادامه می دهد: «رژيم فعلی ايران يک حکومت کاملاً فاشيستی است و اکنون زمان تصميم گيری درباره گام های بعدی رسيده است... رژيم ايران بايد درک کند تهديد علیه آن کشوراز سوی آسيب های اقتصادی و نا آرامی های داخلی، به مراتب بيشتر از مذاکره با غرب است.»
تحليل گاردين از اسناد ویکی لیکس:دنيای متفاوت با ايران هسته ای
رابرت گيتس، وزير دفاع کهنه کار آمریکا و رئيس سابق سازمان سيا، در فوريه سال جاری و در دفتر فرانکو فراتينی وزير خارجه ايتاليا درباره پيامدهای هولناک به راه افتادن جنگ در دوران معاصر هشدار می داد.
او گفت: «اگر ظرف چند ماه آينده پيشرفتی حاصل نشود، خطر اشاعه جنگ افزار هسته ای در خاورميانه، احتمال حمله اسرائيل و يا هر دوی اين رويدادها وجود خواهد داشت.» وی افزود اگر اجازه توسعه تسليحات هسته ای به ايران داده شود، آمريکا و متحدانش ظرف چهار تا پنج سال آينده با «دنيای متفاوتی» روبرو خواهند شد.
آنچنان که هزاران سند محرمانه افشا شده از وزارت خارجه آمريکا نشان می دهد، ديدار گيتس بخشی از تمهيدات خستگی ناپذير و حساب شده مقامات دولت آمريکا، ديپلمات ها و افسران نظامی برای مهار بلندپروازی های هسته ای ايران و توقف توسعه نفوذ اين کشور در خاورميانه بوده است.
ايران به عنوان کشوری که تحت نظارت حرفه ای «ديده بانان» ويژه در کشورهای دیگر است، هدف جمع آوری اطلاعات الکترونيک، سايبری و منابع انسانی قرار گرفته؛ در نتيجه برنامه های سری آن کشور از درون بی ثبات شده و به کمک ابزارهای ديپلماتيک و سياسی در انزوا قرار گرفته است و بيش از هر کشوری بر روی کره زمين هدف انجام تحقيقات و در زير ذره بين بوده است.
اما آنطور که اسناد محرمانه نشان می دهد، ايران در حال مقابله به مثل است. بر اساس ابراز نظر يک ديپلمات منطقه ای، جنگ ميان ايران و آمريکا برای کسب موضع برتر در خاورميانه از آذربايجان گرفته تا خليج فارس، بزرگترين رقابت برای استيلا در دنيای مدرن محسوب می شود.
ديدگاه واشنگتن تحت الشعاع سه مسأله اساسی است: اول اينکه ايران در حال توسعه تسليحات هسته ای و تطابق سيستم های موشکی با آن است. دوم اينکه در پی کسب استيلای منطقه ای در عراق، خليج فارس و در سراسر گستره خاورميانه است. سوم اينکه رهبری اين کشور خطر آشکار و فوری برای اسرائيل به شمار می آید.
اين اسناد ساير جنبه های رويکرد آمريکا را نيز به نمايش می گذارد. آشکار است که مقامات آمريکايی از واداشتن و بازی با کشورهای ديگر برای قبول سياست هايشان سرباز نمی زنند. ضمناً واضح است که در اختيار نداشتن يک سفارتخانه در تهران و با در نظر گرفتن حضور محدود آمريکايی ها در خاک ايران، دستيابی به اطلاعات دست اول در خصوص اين کشور امر دشواری است.
گيتس در گفتگو با فراتينی در صدد تأکيد بر جديت تهديد عمومی از سوی ايران بود.
در اسناد آمده است: «وزير دفاع آمريکا تأکيد کرد که قطعنامه شورای امنيت حائز اهميت است زيرا دورنمای حقوقی برای وضع تحريم های سخت تر را از سوی اتحاديه اروپا و ساير کشورها را فراهم می سازد. وی بر لزوم اتخاذ تدابير فوری تأکيد کرده است.» پس از آن بود که گيتس در خصوص خطر اشاعه جنگ افزار هسته ای در خاورميانه و تغيير دائمی نظام جهانی هشدار می دهد.
يکی از صريح ترين نمونه ها از رويکرد آمريکا برای مهار و منزوی ساختن ايران در نامه مورخ دسامبر 2008 جان نگروپونته معاون وزير خارجه اين کشور به سرژ سرکيسيان، رئيس جمهور ارمنستان مشاهده می شود که در آن، نسبت به انتقال يک محموله تسليحاتی به ايران از طريق خاک ارمنستان ابراز نگرانی شده است.
شروع اين نامه حال و هوايی تهديد آميزی دارد: «ما به روابط مثبت خودمان با دولت شما اهميت می دهيم زيرا منافع مشترک فراوانی در آن می بينيم. در عين حال، از يک مورد جدی و در واقع مرگبار صادرات مجدد تسليحاتی نگران هستيم.» سپس وی به «ابراز نگرانی عميق واشنگتن از انتقال تسليحات به ايران از سوی ارمنستان اشاره می کند که کشته و زخمی شدن سربازان آمريکايی در عراق را به دنبال دارد.» وی سپس چماق بزرگ را نشان می دهد و نسبت به احتمال وضع تحريم و قطع کمک های آمريکا هشدار می دهد و از سرکيسيان می خواهد پا را به عقب بگذارد، به فروش تسليحات اعتراف کند و با انجام اموری نظير «سرکشی بدون اعلام قبلی از سوی کارشناسان آمريکايی» برای حصول اطمينان از همکاری اين کشور موافقت کند.
مقامات آمريکايی در جريان ديدار با متحدان غربی خود اغلب با درهای گشوده روبرو می شدند. فيل گوردون مشاور وزير خارجه آمريکا در ديدار سپتامبر 2009 از پاريس با اين ابراز نظر ژان ديويد لويت مشاور ارشد سياسی سارکوزی روبرو می شود که پاسخ ايران به پيشنهاد گفتگوی اوباما به اين کشور، «مضحک» بوده است.
بر اساس اسناد منتشر شده، لويت ادامه می دهد: «رژيم فعلی ايران يک حکومت کاملاً فاشيستی است و اکنون زمان تصميم گيری درباره گام های بعدی رسيده است... رژيم ايران بايد درک کند تهديد علیه آن کشوراز سوی آسيب های اقتصادی و نا آرامی های داخلی، به مراتب بيشتر از مذاکره با غرب است.»
لويت از اهميت جلب پشتيبانی چين و روسيه سخن می گويد و در عمل نيز در همين راستا تلاش می کند. «لويت گفت وی به وزير خارجه چين اطلاع داده در صورتيکه تعلل کند تا يک حمله اسرائيلی صورت بگيرد، دنيا بايد با فاجعه بحران انرژی نيز دست و پنجه نرم کند.»
ضمناً در اين اسناد به نگرانی آمريکا از تلاش ايران برای نفوذ در عراق و تداخل با روند سياسی اين کشور، از جمله تلاش برای روی کار آوردن جناح های شيعه طرفدار تهران در انتخابات مارس 2009، اشاره شده است. عراقی های ساکن نجف، مرکز اسلام شيعه، از آن نگران هستند که خلاً قدرت حاصل از خروج آمريکا در سال آينده، با حضور ايران پر شود.
مکاتبات سفارت آمريکا در عراق به روشنی خاطر نشان می کند برتری آمریکا در عراق در حال افول است. تمامی عمليات در داخل عراق بر اساس «موافقتنامه امنيتی 1 ژانويه 2009، می بايست با همکاری نيروهای امنيتی عراق صورت بگيردو هشدارهای يکجانبه قبلی ما در حال کم اهميت شدن هستند. همزمان با ادامه برنامه خروج نيروهای ائتلاف، ما تنها به دولت عراق دل بسته ايم تا فشار خود بر روی نيروهای قدس سپاه پاسداران ايران را حفظ کند.»
کشمکش ديرين ايران و آمريکا برای نفوذ در خاورميانه هنوز فاصله زيادی تا پايان راه دارد و شايد بتوان گفت در حال شدت يافتن است. در ملاقات ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريکا با ترک ها در آنکارا در فوريه 2010، اين موضوع به خوبی مشهود بوده است. برنز اصرار داشت واشنگتن دستيابی به توافق از طريق مذاکره با ايران را ترجيح می دهد. وی سپس مانند گيتس از حربه احتمال حمله نظامی اسرائيل برای محکم کردن بنيان سخنان خود و مشوش ساختن ذهن ترک ها استفاده می کند.
«برنز از سنيرلی اوغلو معاون وزير خارجه ترکيه قوياً درخواست کرد از تلاش برای متقاعد ساختن دولت ايران در باره اشتباه بودن مسير حرکتش حمايت کند. اوغلو نيز بر مخالفت دولت ترکيه با هسته ای شدن ايران تأکيد مجدد کرد و نسبت به عواقب يک حمله نظامی برای ترکيه از يکسو و خطر متحد شدن ايرانی ها در پشت رژيم و آسيب به مخالفان در نتيجه تشديد تحريم ها از سوی ديگر، ابراز نگرانی کرد.»
«برنز گفت کشورش از تبعات اقتصادی تحريم ها بر همسايگان ايران آگاهی دارد اما در عين حال به سنيرلی اوغلو خاطر نشان کرد منافع ترکيه در صورت استفاده اسرائيل از زور برای توقف برنامه تسليحات هسته ای ايران و يا تلاش مصر و عربستان برای دستيابی به زرادخانه هسته ای بيشتر لطمه خواهد خورد.» وی در عين حال گفت: «ما درها را برای تماس باز نگاه خواهيم داشت.»
به نظر می رسد برنز لااقل برای يک بار پيشرفتی داشته است.
«مجاب شدن سينيرلی اوغلوی بی تفاوت به همصدا شدن با آمريکا حائز اهميت است. وی تأييد کرد که کشورهای همسايه ايران، اين کشور را تهديدی رو به رشد ارزيابی می کنند. زنگ های خطر حتی در دمشق نيز به صدا درآمده است.»
سايمون تيسدال
منبع: گاردين- 28 نوامبر

عمل نکردن بمب سوم باعث لو رفتن سپاه به عنوان مسئول بمبگذاریهای امروز شد ـ

عمل نکردن بمب سوم باعث لو رفتن سپاه به عنوان مسئول بمبگذاریهای امروز شد همزمان با انتشار خبر دو انفجار درتهران سایت جوان آنلاین ارگان سپاه پاسدارن از انفجار سوم در شهرک محلاتی تهران خبر داد و با اشاره به جزییات خبر اینطور گزارش داد "صبح امروز در ادامه تلاش جریان نفاق برای ایجاد ناامنی در کشور، یک خودرو پژو 206 نیز شهرک محلاتی تهران منفجر شد. گفتنی است، این سومین حرکت تروریستی امروز صبح دaر تهران بوده که متاسفانه در این اقدام تروریستی 2 تن از شهروندان به شهادت رسیدند و خساراتی نیز به بار آمد. محل دقیق این انفجار در ابتدای شهرک محلاتی تهران و روبروی داروخانه لشکرک بوده است. اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا ارسال می‌شود." این خبر توسط تمام خبرگزاریهای کودتا مانند تابناک، الف، افق نیوز و... به نقل از جوان آنلاین منتشر شد. جزییات خبر نشان میدهد که جوان آنلاین از محل انفجار، نوع اتومبیل، تعداد تلفات و.... اطلاع دقیق داشته است. اما چند ساعت بعد نیروی انتظامی وقوع انفجار سوم در شهرک محلاتی را تکذیب کرد . جوان آنلاین نیز خبر مربوط به انفجار سوم را از سایت خود برداشت. همه این اطلاعات نشان میدهد که سپاه پاسدارن و کودتاچیان عاملین این حملات علیه استادان دانشگاه هستند و اعلام سریع خبر از سوی رسانه های کودتا نشان از هماهنگی بین بمب گذاران و عوامل خبری آنهاست. این را در جریان قتل استاد علی محمدی نیز شاهد بودیم که چند دقیقه بعد از بمب گذاری عکاسان خبرگزاری فارس در محل حاضر بودند تا گزارش جنایت کودتاچیان را بدهند اما این بار عمل نکردن بمب سوم در شهرک محلاتی باعث رسوایی سپاه و لو رفتن عاملین اصلی این جنایات شد.

پی‌آمد انتشار آرزوهای ویکی‌لیکسی هاشمی ...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

مصاحبه با مولانا عبدالحمید در مورد طلاب تاجیک

اخیراً پس از اعلام دولت تاجیکستان مبنی بر استرداد طلاب تاجیک از مدارس دینی کشورهای خارجی از جمله ایران، تعداد زیادی از طلاب مدارس دینی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان نیز مجبور شدند تا از ادامه تحصیل منصرف شده و به کشور خودشان بازگردند. پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین بر آن شد تا در همین موضوع با حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، رئیس شورای هماهنگی مدارس دینی اهل سنت استان، مصاحبه‏ای را انجام دهد. آنچه در پی می آید مشروح این مصاحبه است:
سنی آنلاین: لطفا مختصرا در مورد حضور طلاب تاجیک در مدارس اهل سنت استان توضیح دهید.
مولانا عبدالحمید: پس از استقلال و آزادی ممالک اسلامی از استعمار شوروی سابق، مسلمانانی که هفتاد سال در خفقان و فشار زندگی می کردند و آزادی دینی به صورت مطلق از آنان سلب شده بود و هفتاد سال علیه اسلام، با تمام ابزار و امکانات تبلیع شده بود، فرزندان مسلمین برای فراگیری علوم دینی و شرعی به بلاد اسلامی سفر کردند و در این میان جمعی برای کسب علم به ایران اسلامی پناه آوردند که تعدادی از این برادران به مناطق سنی نشین کشور ایران و مخصوصا به سیستان و بلوچستان و زاهدان عزیمت کردند، شاید دلیل اینکه بلوچستان را انتخاب کردند به خاطر آن باشد که برادران تاجیک از لحاظ مذهبی حنفی مذهب هستند و با مدارس سیستان و بلوچستان مشترکات بیشتری از لحاظ فقهی داشتند. مدارس دینی سیستان و بلوچستان از برادران تاجیک به این خاطر استقبال کردند که مردم عزیز تاجیک از استعمار شوروی تازه آزاد شده بودند و مدتهای مدیدی رابطه آنها با جهان اسلام قطع گردیده بود و اکنون نیاز به تعلیم دارند و سزاوار همدردی هستند.
سنی آنلاین: با توجه به اینکه اخیراً تعداد زیادی از طلاب تاجیک از مدارس دینی اهل سنت سیستان و بلوچستان به کشورشان بازگردانده شدند، به نظر جنابعالی دلیل این خروج همگانی و اصرار دولت تاجیکستان بر این امر چیست؟
مولانا عبدالحمید: در مدتی که برادران تاجیک در منطقه سیستان و بلوچستان بودند هیچ ضرری برای دولت و ملت ایران نداشتند و مردمی بسیار شکیبا، صبور و بی آزار بودند و حتی یک مورد شکایت از برادران تاجیک، بنده سراغ ندارم، لذا اصحاب مدارس و عموم طلاب ایرانی از برادران تاجیک بسیار راضی و خشنود بودند و به طلاب تاجیک توجه داشتند.
از سال گذشته مسئولین ایران پافشاری کردند که طلاب تاجیک که در منطقه سیستان و بلوچستان تحصیل می‏کنند ویزای تحصیلی ندارند و باید از مدارس دینی اخراج و به تاجیکستان برگردانیده شوند. شایان ذکر است که از بدو ورود طلاب تاجیک به مدارس، اصحاب مدارس هم مکاتبتاً و هم شفاهاً و هم با ارسال وفود به تهران پیگیر این مسئله بودند که مجوز رسمی و ویزای تحصیلی بگیرند.
از سال گذشته رسما مقامات مسئول ایران پافشاری کردند که باید طلاب تاجیک اخراج شوند و اصحاب مدارس در این باره مقاومت کردند و گفتند، همان طور که به طلاب تاجیک "جامعة المصطفی" در قم و در مشهد و اصفهان و گرگان ویزای تحصیلی داده اید به طلاب تاجیک در استان سیستان و بلوچستان نیز ویزای تحصیلی بدهید، و به همین خاطر چند نفر از علمای سرشناس و شاخص به زندان انداخته شدند و علمای ما زندان را قبول کردند و ما گفتیم که طلابی که در حال تحصیل هستند، تحصیل آنها ناقص و ناتمام نشود و باید به جایی برسند و اینها برای علم آمده‏اند و راه علم بر روی آنها مسدود نشود و کشور تاجیکستان تازه استقلال حاصل کرده است و مردم تاجیکستان نیز نیاز شدید به علوم شرعی دارند.
این پیگیریها ادامه داشت تا اینکه دولت تاجیکستان تصمیم به بازگشت طلاب تاجیک که در این منطقه تحصیل می‏کردند گرفت و به خانواده های آنها فشار وارد کرد، لذا در نتیجه این فشارها طلاب در منطقه به صورت گروهی در حال بازگشت به کشور هستند، و حدود120 نفر در یک گروه از مدارس مختلف بازگشتند و قبل از این هم تعداد زیادی بازگشته اند.
سنی آنلاین: رئیس جمهور تاجیکستان ادعا کرده که مدارس دینی خارج از کشور، باعث ایجاد افراط گرایی و جذب طلاب به خشونت می شوند، به نظر شما این ادعا تا چه اندازه منطقی و درست است؟
مولانا عبدالحمید: آن چیزی که برای ما مشخص است این است که گزارشهایی به دولت تاجیکستان رسیده مبنی بر اینکه در مدارس بلوچستان گرایش به سوی خشونت موجود است و این طلاب تاجیک ممکن است تحت تاثیر این گرایش قرار بگیرند، در حالی که ما با اطمینان کامل می توانیم بگوئیم که سالم‏ترین و بهترین محل برای تحصیل طلاب تاجیک مدارس سیستان و بلوچستان هستند، زیرا هم از لحاظ مذهبی اهل سنت هستند و هم از لحاظ فقهی حنفی مذهب هستند و از لحاظ خط مشی راه اعتدال را دارند، بین افراط و تفریط بوده و قانون‏گرا هستند. نه اعتقادی به خشونت دارند و تا کنون هیچ موردی پیش نیامده است که علما و اساتید حوزه ها با خشونتی دست داشته باشند و یا راضی به خشونت باشند و یا دنبال تفرقه و دودستگی بین اقوام و مذاهب اسلامی باشند. اما از جاهای دیگر که طلاب تاجیک در آنجا مشغول تحصیل بوده اند، اطلاعی نداریم.
سنی آنلاین: طبق منابع موثق، تعداد زیادی از طلاب تاجیک در مدارس اهل تشیع در قم، گرگان، مشهد و غیره، از جمله در "جامعة المصطفی العالمیة" نیز مشغول تحصیل هستند، آیا دستور بازگشت طلاب، شامل این مدارس نیز شده است؟
مولانا عبدالحمید: تا جایی که بنده اطلاع دارم با کمال تاسف این فراخوان تنها متوجه طلابی شده است که در مدارس دینی اهل سنت مشغول تحصیل اند و طلاب تاجیکی که در مدارس دینی شیعه درس می خوانند هنوز در این مدارس حضور دارند و این دستور شامل حال آنها نشده است.
سنی آنلاین: توصیه شما به مقامات جمهوری تاجیکستان در قبال این موضوع چیست؟
مولانا عبدالحمید: آرزوی قلبی ما این بوده که تاجیکستان که تازه استقلال یافته و کشوری نوپاست هم درعرصه‏های دینی و هم دنیوی ترقی و پیشرفت حاصل کند و در این باره سراً و علنا ما دعای خیر کرده ایم.
آرزوی دیگر ما این بوده که ملت تاجیکستان با هم اتحاد و انسجام داشته باشند و امنیت پایدار. و ما هم به شاگردان تاجیک همین توصیه را نموده ایم که برای وحدت و انسجام تاجیکستان تلاش کنند و مایه اختلاف و تفرقه نباشند. برای ما مایه افسوس است که کاش مقامات تاجیکستان تحقیق به عمل می آوردند و فرصت می دادند که تحصیلات این طلاب به پایان می رسید و با سرمایه علم به کشورشان بر می گشتند؛ مطمئنا آنان به جای ضرر صد درصد نفع می بردند. هم اکنون تقاضای ما از مقامات تاجیکستان و شخص رئیس جمهور این است که در این دستور و فرمان خویش تجدید نظر کنند و تحقیق کامل به عمل بیاورند.
همچنین دلسوزانه و خیرخواهانه به جناب "امام علی عبدالرحمان"، ریاست محترم جمهور تاجیکستان، که انسان بسیار اندیشمند و فهیمی است، که برگزاری کنفرانس امام اعظم از ابتکارات ایشان است، توصیه می کنیم که در کشور خویش همان گونه که تقاضای دموکراسی واقعی است آزادی بدهد، مخصوصا آزادی‏های دینی از قبیل برگزاری نماز در هر جای ممکن، آزادی تشکیل مدارس دینی و آزادی تبلیغ دین در جامعه وجود داشته باشد، زیرا کارشناسان معتقدند در هر کشوری که تبعیض و بی عدالتی بر مردم، خصوصا بر اهل دین، فشار آورده و آزادی آنها را سلب نماید، آن کشور با بحران اختلاف و ناامنی مواجه خواهد شد.
در پایان دعای ما آن است که کشور تاجیکستان در تمام عرصه های مادی و معنوی ترقی نموده و از مشکلات ناامنی و اختلاف در امان باشد. (آمین)
سنی آنلاین

تصویر جدید از مجاهدین در کوههای بلوچستان


آری سربازان اسلام با شهادت عهد و میثاق بسته اند که تا آخرین
قطرات خون خویش در راه خدا و اعلای کلمةالله و حقوق امت
وملت اهل سنت جانبازی کنند
اگر قرار باشد رژیم منحوس آخوندی از مناطق سنی نشین
عقب نشینی نکند و حاکمیت را به اهل سنت واگذار نکند
بداند که مجا هدین راه حقیقت از هیچ جانبازی
در این راه دریغ نخواهند کرد.
اگر لازم باشد تمام مناطق را به
خاطر عزت و آزادی با خاک و خون یکسان می کنیم .
پس رژیم و عوامل دد صفت او بدانند که مرگ یک بار است
و سربازان الله با همین مرگ بیعت کرده اند و شهادت
را معامله شیرین زندگی خویش به تصویر کشیده اند .
دوستدار شهدای جندالله

ویکی لیکس افشا میکند- سو قصد به دکتر نوریزاده توسط سرویس اطلاعاتی رژیم آخوندی

علی رضا نوری زاده توسط پلیس ضد تروریسم بریتانیا اطلاع داده میشود که او توسط رژیم ایران هدف قرار داده شده بود. مقامات انگلستان گفتند که صدیقی نیا ، مردی که چند بار به ملاقات نوریزاده در لندن و واشنگتن دی سی به رفته بودند ، کارمند سرویس های اطلاعاتی ایران بوده است و مشغول جمع آوری اطلاعات در مورد عادات روزانه دکتر نوری زاده بوده است. محمد رضا صدیقی نیا قبلا به دلیل اجاره فردی برای قتل گوینده برنامه رادیو تندر "جمشید شارمهد" در کالیفرنیا دستگیر شده بود. قبل از سو قصد به جمشید شارمهد، ویدئوهایی از او در یوتیوب انتشار یافته بود.

کرکسهای گرسنه بر روی لاشه بی جان اهل سنت! (طنز)


علیرضا جمکرانی ـ رشت - ویژۀ سنی نیوز
خود را "آیت الله" هم می‌نامند!
البته عجب آیات و نشانیهایی هستند بر وجود خداوند متعال!
و حقا که چنینند؟! صد البته که این حقیقت را نیازی به گواهی چون من نیست!
سنی نیوز: در کشوری چون ایران، با وجود این هم آخوند و معمم و آیات و مجتهد واخیرا هم که شیری در بیشه پیدا شده و ادعای سرداری رمه می‌کند، و خود را نائب امام زمان و سخنگوی پروردگار یکتا ویا به اصطلاح روز حوزه "ولی فقیه مطلق" می‌نامد.. با وجود اینها هم هنوز آثاری از توحید و یکتاپرستی و اهل سنت و برادران شیعه‌ای که از زیر چتر صفویت فرار کرده‌اند، مشاهده می‌شود!
آیا اینها همه دلیلی و برهانی واضح بر وجود خداوند نیست که خود چرخ توحید و حقیقت را با وجود این‌همه افراد سودجو و مذهب فروش می‌چرخاند؟
اگر هست پس واقعا اینها نشانیها و آیات خدا و به سوژه روز حوزه "آیت الله" هستند!
خروس جنگی مراجع سخن امروز نیست!
از روزی که مرجعیت در دنیا زائیده شده، و از روزی که باج گیری از شیعیان نگونبخت به اسم "خمس" و مذهب بوده، جیب برها نیز سر درآمد با هم کنار نیامده‌اند، و این به اصطلاح روز بازار حوزه یعنی؛ اختلافات مراجعمراجع قم هرگز عالیجناب حضرت شاه علی خامنه‌ای ـ دامت افاضاته!
ـ را بعنوان مرجع و رقیب بازار قبول نداشتند، گرچه ایشان از روز اول به همه اطمینان خاطر دادند که تنها سکان سیاست را بدست خواهند گرفت و کاری با حق الزحمه‌ای که آنها از راه مذهب فروشی برای خود وضع کرده‌اند نداردباز هم آنها اعتماد نکرده موی دماغ حضرت عالیجناب شدند، و ایراد گرفتند که ایشان مجتهد نیستند!
خلاصه اینکه با فشارهای سپاه واطلاعات !
ـ یا بعبارت دیگر با قلدری !
ـ ایشان شدند مرجع، و با تمام مخالفتها و نارضایتیهای مراجع قم ایشان بعنوان مرجع زور زورکی در تهران لنگر انداختند!
بعد از انتخابات جنجالی و درگیریهای گسترده و نارضایتهای مراجع و بر ملا شدن زور و تزویر و دروغهای نظام، عالیجناب دو پایش را در یک کفش گذاشت که من واحمدی نژاد باشیم دیگران خال و خسی بیش نیستند!
مراجع شیعه هر چه داد و فریاد کردند جز زندان و باتوم و خفه‌شو هیچ نصیب مبارکشان نشد!
عالیجناب شاه علی خامنه‌ای
ـ دامت افاضاته!
ـ چون دیدند در بازار مذهب فروشان کم آورده‌اند آهنگ شهر "قم" و دست بگریبان امام زمان شدن زدند.
آمدند ولی هیچ خوش و باشی منتظرشان نبود، مراجع بزرگ شیعه چون آیت الله وحید خراسانی حتی قدم رنجه نفرمودند تک پایی خدمت عالیجناب علی شاه برسند!
حجت المذهب (!) عبد الحسین خسروپناه که شاه او را بعنوان مدیر نهاد تجسسی خود در دانشگاهها تعیین نموده، با کمال وقاحت اعلان داشت که آیت الله خراسانی بخاطر اینکه سنیها در کشور میدان گرفته‌اند.
از رهبر گله مند است. و نخواسته دیدارشان را توتیای چشمان کم‌سویش کند! و ظاهرا نمی‌خواهد با ایشان آشتی کند مگر روی لاشه‌های در خون غلطیده سنیها!
اما اگر حرفش درست باشد به آیت الله خراسانی باید رسانید که قهر بودن ایشان بی‌جاست! و باید با شاه علی صفوی آشتی کند!
دوستی را دوست، معنی می دهد قهر هم با دوست، معنی می ده
دهیچ کس با دشمن خود، قهر نیست قهری او هم نشان دوستی است
البته بنده حرفهای این دلغک شاه را اساسا باور ندارم. به گمانم اینها از باب دروغهای مطابق میل شاه است. چه او دلغک شاه است نه شاعر باذنجان!
چرا که:
ـ دانشمندان سنیها را سربریده تکه تکه کردند و در کوچه بازار انداختند! برو حال و روز شهیدانی چون ناصر سبحانی، احمد مفتی زاده، شیخ ضیاییها و صیادها وخوافیها و دهواریها و دهها تن دیگر را بخوان!
ـ علمای دیگرشان یا در خانه‌هایشان نظربندند، و یا حتی اجازه رفتن به حج و عمره را ندارند!
ـ اخیرا از نماز خواندنشان در خانه‌های خودشان در طهران نیز جلوگیری شده، مسجد که خانه خدا باشد در تهران برایشان از پیش حرام بود!
ـ جوانانشان که از پیش بیکار بودند، به برکت شاه جدید راه و رسم ایشان را گرفته معتاد شده‌اند!
ـ از درس و تعلیم که از روز شاه سابق محروم بودند!
ـ نه رسانه‌ای نه کتابی نه مجله‌ای نه روزنامه‌‌ای و نه میدانی برای نفس کشیدن!خلاصه اینکه در حقیقت جسد اهل سنت در این ولایت بکلی فلج شده نفس نفسمی‌زند!
گمانم قهر بودن مراجع ـ بنا به گفته دلغک پادشاه ـ کاملا بی اساس است، و وقت آن رسیده که کرکسهای گرسنه بر روی لاشه بی‌جان اهل سنت آشتی کنند!
گرتورا ازابلهی کردم رها، برمن ببخش بر سرپیمان نه بر مهرووفا ،برمن ببخش
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش

گزارش تلویزیون العربیه از انفجارهای امروز

سند شماره09ISTANBUL336 در مورد سرطان خون خامنه ای و مرگ عنقریب او و خودداری رفسنجانی از درگیر شدن با ایشان


این سند در مورد صحبتهای یک بازرگان معروف ایرانی که از نزدیکان رفسنجانی نیز میباشد, اشاره میکند که پس از وقایع اخیر بعد از "انتخابات" , رفسنجانی با در نظر گرفتن وضع سلامتی خطرناک خامنهای و سرطان خون غیر علاجش بزودی و در ماه های نزدیک خواهد مرد و بر همین مبنا ایشان علاقه ای به مبارزه با خامنه ای ندارد و دست از مخالفتهای خود حتی در شورای مصلحت نظام برعلیه مواضع خامنه ای برداشته و معتقد است که در این زمان باید بسیار محتاطانه و حداقل خود نمائی رفتار کرد. این بازرگان ایرانی به مسئول آمریکائی گفته ا...

چهره ی واقعی خائن بشیر احمد

شاهین بلوچستان

باز هم ویکیلیکس فاش کرد: ایران تحت عنوان هلال احمر، در جنگ ۳۳ روزه به لبنان اسلحه قاچاق کرده است

مدارک و اسناد ویکیلیکس حاکی از آن است که سپاه پاسداران ایران تحت عنوان هلال احمر به حزب الله لبنان کمک کرده است.
ran used the cover of the Iranian Red Crescent to smuggle intelligence agents and missiles intoLebanon during the Second Lebanon War, according to a leaked US Embassy cable published on Sunday by WikiLeaks.

Dated October 2008, the cable, which originated in Dubai, was based on a meeting between a US diplomat and an unnamed source. According to the cable, the Iranian Revolutionary Guards Corps smuggled officers into Lebanon during the 2006 war with Hizbullah under the guise of Red Crescent officials.

دو استاد فیزیک دانشگاه بهشتی در تهران ترور شدند


العربیه : منابع امنیتی در ایران روز دوشنبه 29 – 11 – 2010 اعلام کردند دو استاد فیزیک هسته ای دانشگاه بهشتی تهران ترور شدند.
خبرگزاری فارس اعلام کرده است یکی از قربانیان مجید شهریاری استادیار دانشگاه بوسیله چسباندن بمب به خودروی شخصی وی در دم کشته شد و استاد دیگرعباس دوانی به همراه همسرش نیز به همان شیوه مورد سوء قصد قرارگرفتند ومجروح شدند.

علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی اعلام کرد : " دكتر شهریاری، سال ها دانشجوی من بود و همكاری خوبی با سازمان انرژی اتمی داشت و یكی از پروژه های بزرگ سازمان را كه افتخاری برای ملت ایران بود، در دستور كار داشت."
صفرعلي براتلو معاون سياسي و امنيتي استانداري تهران نیز اعلام کرد انفجار اول که منجر به کشته شدن دکتر شهریاری شد در بلوار ارتش به وقوع پیوست و انفجار دوم در نزدیکی دانشگاه بهشتی در شمال تهران صورت گرفته است.
پیش از این نیز مسعود علی محمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران بر اثر بمب گذاری در برابر منزل وی کشته شده بود.
حسين ساجدی نيا فرمانده پلیس تهران وجود ارتباط زنجیره ای بین عملیات امروز با ترور مسعود علی محمدی را رد کرده است و گفت :" شيوه ترور در مورد سال گذشته متفاوت بوده است."

او افزود :" سوء قصد اول هنگامي كه دكتر شهرياري از خيابان ارتش به همراه راننده و همسرش به سمت دانشگاه مي‌رفته است اتفاق افتاده كه اين مدرس شهيد شده و دو نفر همراهش زخمي شده اند، اما دكتر عباسي وقتي كه همراه همسرش در حال پارك خودرو بوده است سوء قصد به جان او اتفاق مي‌افتد اما او به شهادت نمي‌رسد و هر دو نفر مجروح مي‌شوند."
وی با اشاره به اينكه مجروحان دو حادثه امروز در وضعيت جسماني خوبي هستند گفت: " حاضرين گفته اند هر دو مورد به وسيله يك موتورسوار بوده كه بمبي را به بدنه خودرو وصل كرده كه آن بمب بعد از چند ثانيه منفجر شده است."
فرمانده پلیس تاکید کرد تاکنون کسی در رابطه با این ترورها دستگیر نشده است.
مقامات جمهوری اسلامی ایران این انفجارها را به آمریکا و اسرائیل نسبت می دهند اما معترضان نیروهای امنیتی را به دست داشتن در این سوء قصدها متهم می کنند.
خبرگزاری های دولتی قربانیان ترور امروز را بسیجی معرفی کردند.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

فیلم ویدیویی اعترفات امیرحسین شیرانی از العربیه پخش شد

سخنان مولانا بيانگر آن است که تاريخ پرفاجعه صفويان در حال تکرار شدن است. کشتاری بر عليه مردم بلوچ و اهل تسنن در راه است که طراح اصلی آن خامنه ای است

تاريخ تکرار می شود! جنايات سلسله صفوی بر عليه اهل سنت بخشی تاريک از تاريخ منطقه را بخود داده است. تاريخی که با کمال تاسف در حال تکرار است. سخنان اخير مولانا حاج عبدالحميد اسماعيل زهی در دزآپ و ابراز نگرانی آشکار از ادامه و تشديد فاجعه ای صفوی وار بر عليه اهل تسنن، حاد ترين و متمدن ترين عکس العمل در مقابل ولايت سفيه و دار و دسته اش بود. سخنان مولانا بيانگر آن است که تاريخ پرفاجعه صفويان در حال تکرار شدن است. کشتاری بر عليه مردم بلوچ و اهل تسنن در راه است که طراح اصلی آن خامنه ای خونخوار، احمدی نژاد کوته بين و سرکردگان جنايتکار سپاه مافيايی هستند. کشتاری که باندهای تبه کار زابلی به سردستگی شهرياری ددمنش و نورا ی کفتارصفت، هزاه های شيعه افغانی، فالانژهای جيره خوار لبنانی و مزدوران بسيج، انصار حزب الشيطان و نظاميان رژيم در سپاه و ارتش مجريان آن خواهند بـود. حکام تبه کار و ضد بشر تهران تمام شرايط لازم را برای تکرار تاريخ سياه صفويان فراهم کرده اند. زابليهايی که خون هزاران بلوچ بيگناه را به گردن دارند هارتر از قبل شده و فشار را بر بلوچ و بلوچستان به اوج خود رسانده اند. مردم بلوچ، کرد و ترکمن چاره ای جز دفاع از موجوديت ملی و دفاع از مذهب خويش ندارند. ما بايد واقف باشيم کسانی که به پدر ايدئولژيکی خود مرحوم منتظری خيانت کردند به هيچ وجه به مولوی عبدالحميد و کاک حسن امينی ذره ای احترام قائل نيستند.
بلـــوچ

گزارش‌هاى ضد و نقیض درباره تلاش براى ربودن هواپیماى ایران‌ایر

رادیو فردا : به دنبال انتشار گزارش‌هایى درباره خنثى شدن یک مورد تلاش براى هواپیماربایى در مسیر تهران - دمشق، در حالى که شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى این اقدام را به «فردى با وضعیت روانى نامناسب» نسبت داده، سپاه پاسداران می‌گوید، «هواپیماربا از عناصر ضد انقلاب و با هویت مشخص» بوده است.
به گزارش خبرگزارى‌هاى داخلى ایران، شاهرخ نوش‌آبادى، سخنگوى شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى، روز شنبه، اعلام کرده است، در پرواز روز جمعه این شرکت به مقصد دمشق، فردى که «وضعیت روانى نامناسبى داشته با اعلام این که قصد دارد هواپیما را برباید، موجب بروز همهمه‌ میان مسافران شده بود، که بلافاصله مسئولان امنیت پرواز فرد خاطى را دستگیر کردند.»وى همچنین افزوده است: «مسئولان امنیت پرواز هواپیما که متوجه وضعیت غیرعادى روحى این مسافر شده بودند، پس از ‌صحبت با وى، او را از نظر روحى و روانى کمى آرام کردند و هواپیما به سلامت در فرودگاه دمشق نشست.»سخنگوى هواپیمایى جمهورى اسلامى در تشریح این حادثه گفته است: «هواپیماى ایرباس شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران، هما، به شماره پرواز ۵۱۷ که دیروز تهران را به مقصد دمشق ترک کرده بود، در نزدیکى شهر دمشق با ادعاى واهى یکى از مسافران مبنى بر اینکه بمبى در اختیار دارد و این هواپیما باید در کشور دیگرى به زمین بنشیند، مواجه شد.»وى بدون اشاره به نام کشورى که فرد مذکور خواستار فرود هواپیما در آن شده بود، افزوده است: «پس از مطرح شدن این ادعا، امنیت پرواز وارد عمل شده و موضوع را با خلبان درمیان مى‌گذارد. خلبان نیز به سرعت از برج مراقبت فرودگاه دمشق خواستار فرود مى‌شود.»همچنین سخنگوى هواپیمایى ایران با بیان این که پس از مذاکره امنیت پرواز با فرد مورد نظر مشخص مى‌شود که ادعاى وى در باره وجود بمب در هواپیما «واهى» بوده است، اظهار داشته است: «براساس گزارش‌هاى رسیده، این فرد هیچ چیزى دراختیارش نبوده و ظاهرا این اقدام به دلیل مشکل روانى وى انجام شده است.»این در حالى است که سپاه پاسداران، که مسئولیت امنیت پرواز را در ایران بر عهده دارد، با انتشار اطلاعیه‌اى از «ناکامى تلاش ضد انقلاب براى ربایش هواپیماى جمهورى اسلامى در مسیر تهران- دمشق» خبر داده است. در اطلاعیه سپاه در این باره آمده است: «با اقدام قاطع و به موقع گارد امنیت پرواز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و هوشیارى کروى پرواز، تلاش یکى ازعناصر وابسته به ضد انقلاب براى ربودن هواپیماى جمهورى اسلامى ایران در مسیر تهران- دمشق ناکام ماند.» سپاه پاسداران در تشریح این اتفاق در اطلاعیه خود آورده است: «در آخرین ساعات شب گذشته و طى پرواز شماره ۵۱۷ شرکت هواپیمایى ایران ایر در مسیر تهران- دمشق، فردى با هویت مشخص و از عناصر وابسته به ضد انقلاب با ایجاد رعب و وحشت درون پرواز و در بین مسافرین با ادعاى بمب‌گذارى و انجام مقدمات اولیه قصد ربایش این هواپیما به مقصد مورد نظر را داشت.»در این اطلاعیه نیز بدون اشاره به «مقصد مورد نظر هواپیماربا» آمده است: «پس از دستگیرى عامل اجراى نقشه هواپیماربایى و انجام اقدامات تامینى لازم توسط نیروهاى متخصص امنیتى، هواپیماى مذکور با انجام مسافرگیرى به مقصد تهران بازگشت.»

فیلم ویدیویی اعترفات امیرحسین شیرانی از العربیه پخش شد

کارمند اتمی ربوده شده توسط جندالله فعالیت یک مرکز مخفي را فاش کرد
العربیه : امیرحسین شیرانی کارمند یکی از مراکز اتمی ایران که توسط جندالله در اصفهان ربوده شده بود دریک فیلم ویدیویی که روز شنبه 27 – 11 – 2010 از تلویزیون العربیه پخش شد ، تاکید کرد در یک کارگاه اتمی سری در اصفهان فعالیت می کرد.جندالله در اکتوبرگذشته اعلام کرده بود امیرحسین شیرانی را در اصفهان ربوده و به سیستان وبلوچستان منتقل کرده است.شیرانی در فیلم ویدیویی که توسط جندالله برای العربیه فرستاده شد با لباس محلی بلوچی ظاهرشد و نشانی کارگاه اتمی و مسئولان وبرخی از کارشناسان شاغل در آن را فاش کرد.او اعلام کرد دارای مدرک کارشناسی است و به واسطه یکی از اقوام خود به نام احمد سلطانی که رئیس یک کارگاه اتمی سری بود به مدت سه سال در تاسیسات فعالیت داشت.وی افزود " در مدتی که در کارگاه مشغول به کار بودم متوجه شدم کارگاه برای غنی سازی اورانیوم که در ساخت سلاح اتمی کاربرد دارد فعالیت می کند."آقای شیرانی تاکید کرد به دلیل آشنایی با احمد سلطانی رئیس کارگاه در اغلب جلساتی که در کارگاه تشکیل می شد شرکت داشته است.بر اساس اعترافات او مسئولان پروژه می گفتند " چون دشمنان ما مثل آمریکا و اسرائیل دارای سلاح هسته ای و بمب اتمی هستند ما نیز باید به این بمب دسترسی پیدا کنیم."کارشناس برنامه اتمی تاکید کرد مسئولان از اینکه کشورهمسایه ایران یعنی پاکستان به سلاح اتمی دست یافته بنابراین ایران باید به این بمب دست پیدا کند و نباید جایگاه آن کمتر از پاکستان باشد.
مسئولان مرکز اتمی
امیرحسین شیرانی در اعترفات خود اعلام کرد کارگاه اتمی در 15 کیلومتری جنوب شرق اصفهان و مقابل روستایی به نام " بران شمالی " قرار دارد.وی گفت :" مهندس آقازاده با نام مستعارحاجی بازرس کل و سرپرست کل کارگاه بود و هفته ای یک بار از تهران برای بازدید از کارگاه به اصفهان می آمد."او افزود " احمد سلطانی مدیرکل ورئیس کارگاه بود و برخی از کارشناسان آن نیز علی فرهمند معروف به " آقا سید " ، محمد توکلی ، مهندس قنبریان ، مهندس قاسمی و مهندس عادلی نام داشتند."امیرحسین شیرانی در این فیلم ویدیویی مناطق محل سکونت برخی از این افراد در اصفهان را نیز فاش کرد.به گفته او " گارگاه به صورت شبانه روزی در3 شیفت فعالیت می کرد و در هر شیفت حدود 50 نفر کار می کردند."او همچنین تاکید کرد نمایندگانی از بیت رهبری ، نهاد ریاست جمهوری ، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به کارگاه رفت و آمد داشتند.امیرحسین شیرانی تاکید کرد در مدتی که در کارگاه مشغول به کار بود هیچ نشانه ای از فعالیت صلح آمیزی که مسئولان برنامه اتمی ایران اعلام می کنند ، ندیده است و هدف آنها ساخت بمب اتمی بود.

شهید حاجی خدابخش بلوچ(شه بخش)

حاج خدابخش شه بخش شخصیتی در طول مبارزات مسلحانه خود با نظام جمهوری اسلامی زندگی خود را در کوههای بلوچستان و در اکثر مواقع کوههای پیر سوران(کلّه) حضور داشت، او زندگی در شهرها و سکوت در برابر جنایات عوامل جمهوری اسلامی را بر زندگی در کوههای سر به فلک کشیده بلوچستان ترجیح نداد.
مسئولین غیر بلوچ که در واقع حافظ منافع جمهوری اسلامی در بلوچستان هستند بارها به او پیشنهاد داده بودند که در صورتی که او اسلحه خود را زمین گذاشته و دست از مبارزات مسلحانه خود علیه جمهوری اسلامی بردارد حاضر هستند امتیازاتی به او بدهند اما روحیه ظلم ستیزی و حس دلسوزانه او نسبت به همنوعان بلوچ هرگز به او اجازه نداد که به خاطر چند وعده پوچ راه و آرمان نیاکان خود را رها کند.
حاج خدابخش شه بخش کسی بود که حتی قبل از شکل گیری جنبش مقاومت مردمی ایران مبارزه خود را با هدف احقاق حقوق ملت مظلوم بلوچ آغاز کرد برای مثال تنها در یک عملیات نیروهای او توانستند پنج نظامی وابسته به جمهوری اسلامی را در منطقه گرگ دستگیر کنند و مدتی بعد هنگامیکه جمهوری اسلامی با اعدام چندین نفر از بستگان او سعی داشت اراده او را در مبارزات سست کند و به نوعی نشان دهد که به هیچ عنوان ارزشی برای نظامیان دستگیر شده خود قائل نیست، افراد حاجی خدابخش شه بخش هر پنج نظامی دستگیر شده را به قتل رسانده و اعلام کردند که تا زمانیکه سیاست زور راه حل جمهوری اسلامیست آنها نیز به همان شیوه جواب جمهوری اسلامی را خواهند داد.
مبارزات شهید حاج خدابخش همچنان استمرار داشت تا اینکه جنبش مقاومت مردمی ایران فعالیت خود را در بلوچستان آغاز نمود، در این هنگام حاج خدابخش شه بخش که میدانست دشمن مشترک او و جنبش مقاومت مردمی ایران جمهوری اسلامیست در کنار تعدادی از از رهبران سازمانهای مسلح به جنبش مقاومت مردمی ایران ملحق شد اینجا بود که حضور او و افراد دیگری همچون حاجی درّا و حاجی نعمت الله شه بخش جنبش مقاومت مردمی ایران را به یک قدرت نظامی معترض به اقدامات ظالمانه جمهوری اسلامی در بلوچستان تبدیل کرد.
بالاخره حاجی خدابخش شه بخش پس از سالیان سال مبارزه با نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی سر انجام در منطقه سرباز بلوچستان و در خاک پاک بلوچستان توسط ایادی مزدور و خائن جمهوری اسلامی جام شهادت نوشید و آرزوی دیرینش که همان شهدات در راه الله تبارک و تعالی بود به حقیقت پیوست.
حبیب الله اسماعیل زهی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

شهید علی رضا نارویی (نعمت الله جان) برادر امیر حاج محمدظاهر(حفظه الله)

مادرم پدرم از آینده فرزندی که به خاطر خدا و پیامبر پرپر می شود
اندوهگین مباش از آینده فرزندی نگران باش که آواره و حیران دنیا است
آری فرزندانمان آینده سازان فردا بودند اما ببین دنیا با فرزندانمان چه کرد
با آینده سازان اسلام چه کرد .
چگونه آنان را در دام اعتیاد و گناه به خود پیچاند
و چگونه آنها را در وادی محبت به خدا تنها گذاشت
و چگونه فرزندانمان به خاک و خون خویش غلتیده اند
پدر و مادر عزیز اسلام ارث پدرانه نیست و بهشت زیر پای شماست
پس فرزندانمان را به سوی همان بهشت رهنمون شویم
و این نهایت عشق به خداست

رهبر مذهبی اهل سنت ایران حضرت مولانا عبدالحمید حفظه الله و رعاه : ما نمی توانیم مسائل مذهبی مان را در اختیار شما قرار دهیم و از مرگ هراسی نداریم

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

با یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم محبت داشته باشید

مولانا عبدالعزیز- رحمه الله- در فرازی از سخنرانی‏هایش می‏فرمود: همچنان که رسول خدا صلی الله علیه وسلم خودش برگزیده‌ترین پیامبران بودند، اصحاب و یار و یاوران او نیز، مقام و منزلت‌شان از تمام امت‌های پیامبران گذشته بالاتر است.
ما معتقدیم اصحاب و تربیت‌شدگان مکتب پیامبر همه عادل هستند، اهانت به آنها و بی‌ادبی به شأن و مقام آنها را جرم می‌دانیم. عظمت و مقام آنها در اثر تأثیری بود که از محضر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم گرفته بودند. این بزرگواران را رسول خدا تربیت کرده بود، هیچ کس در دنیا به مقام کسی که ساعتی در مجلس و محضر پیامبر حضور یافته، ایمان آورده و با ایمان از دنیا رفته نمی‌رسد. ما معتقدیم اصحاب پیامبر معصوم نیستند، آنها هم اشتباه می‌کردند، اما اشتباهشان عمدی نبوده. چنان ایمانی داشتند که اگر مرتکب گناهی هم می‌شدند فوراً پشیمان شده در محضر آنحضرت صلی الله علیه وسلم حاضر می‌شدند و به گناه خود اعتراف نموده اظهار ندامت و پشیمانی می‌کردند و از رسول الله طلب دعا و مغفرت می‌کردند، و عرض می‌کردند که ما را پاک کنید.طعن و بدگویی از یاران پیامبر در واقع اهانت به شخص آنحضرت صلی الله علیه وسلم هست، چرا که ما پیامبر را زیر سؤال می‌بریم که نتوانستند یاران خوبی تربیت کنند.

خامنه ای روی قاجار را در خیانت و روی چنگیز را در جنایت سفید کرده است!

خامنه‌ای، رهبر ایران گفته است که معترضان به انتخابات سال گذشته این کشور به دلیل قدرت طلبی، خلاف منافع ملی رفتار کردند.
آقای خامنه ای، تشت تو مدتها است که از بام افتاده است، هر بچه ای می داند که تو برای بر سر کار ماندن، برای اینکه بتوانی منابع ملی مردم ایران را به یغما ببری، نه تنها به منافع مردم ایران خیانت کرده ای، بلکه منافع ایران را به تاراج برده ای.
کدام پادشاه خیانت کاری در تاریخ ملت ایران، اینگونه دست به جنایت زده است؟!
کدام جنایتکاری ، مردمی را که به مسالمت آمیزترین روش تظاهرات می کنند، به زندان می اندازد و در زندان به آنها تجاوز می کند !؟ آن هم برای اینکه بتواند به غارت منافع ملی ایران ، ادامه دهد.
در اینجا، لیستی از غارت منافع ملی توسط تو جنایت کار ارایه می شد ، تاریخ و دادگاه صالحه زمان دستگیری تو ، قضاوت خواهد کرد که خیانت کار کیست.
- چون خامنه ای و احمدی نژاد دو دیکتاتور هستند و رژیم هیچ پشتوانه مردمی ندارد، ناچار شده اند که دست به دامان روسیه شوند و روسیه برای حمایت از رژیم ، سهم ایران در دریای خزر را از 50 درصد قانونی به کمتر از 12 درصد کاهش داده است.
با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد!
- در اثر تحریم ها و جفتک پرانی محمود و خامنه ای ، تحریم ها بر علیه ایران اعمال شده است. به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول در طی روند صادرات نفت است.(عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)
حال اگر ضرر این عدم مدیریت را در عرصه نفت ، در این سی ساله حساب کنیم، باید دو برابر درآمد حاصل از نفت صادراتی را که حدود هشتصد میلیارد دلار است، در نظر بگیریم که می شود 1600 میلیارد دلار ضرر!
- سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم. این رقم اگر در سی سال ضرب کنیم، به عدد عجیب 1500 میلیارد دلار می رسیم که به ازا هر ایرانی رقمی حدود نود هزار دلار خواهد بود.

گمنام

به مناسبت واقعه غدیر خم

برادران و خواهران محترم!
از ديرباز در بين‌ اهل‌ تشيع‌ سخن‌ در مورد «غدير خُم‌» جريان‌ دارد و همين‌ مسئله‌ مبناي‌ عقيده‌ي‌ «امامت‌» و نيز «طعن‌» و «لعن‌» جمع‌ زيادي‌ از شاگردان‌ رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم قرار گرفته‌ است‌. اما بيان‌ اين‌ قضيه‌ در سال‌هاي‌ اخير داغ‌تر شده‌ و ‌ شيعيان رافضى با انتشار كتاب‌ها و رساله‌هايي‌ در مناطق‌ اهل‌ سنّت‌، و نيز برگزاري‌ همايش‌ها و سمينارهايي‌ با عنوان‌ «غدير»، ذهن‌ جوانان‌ جامعه‌ي‌ اهل‌ سنّت‌ را دچار شبهه‌ نموده‌اند. در اين‌ برهه‌ از زمان‌ به‌ علّت‌ نياز مبرم‌، ضروري‌ مي‌باشد كه‌ ديدگاه‌ اهل‌ سنّت‌ در مورد اين‌ واقعه‌ بيان‌ گردد تا عزيزان دچار سردرگمي‌ نشوند.

شيعيان مي‌گويند: "حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غدير خم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده‌است و علي جانشين من است".
شيعيان مي‌گويند: "پس از اين اعلان مردم به علي (رضي الله عنه) تبريک گفتند. به روايت اهل تشيع 70 روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو‌دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشار دادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه‌اش مرده به دنيا آمد!"
به روايت اهل تشيع "عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند و هر چي سعي کردند علي دست مشت کرده خود را باز نکرد و به همين اکتفا کردند که دست علي به دست ابوبکر بخورد و بيعت انجام گيرد!"
پس از اين واقعه به روايت شيعه حضرت علي 25 سال سکوت کرد تا مردم او را خليفه کردند.
اما اهل سنت مي‌گويند: نه خير، اين داستان از پايه دروغ است. نه حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در غدير خم علي رضي الله عنه را جانشين خود کرده، نه کسي ايشان را مجبور به بيعت کرده، نه به خانه فاطمه رضي الله عنها حمله شده، نه پهلوي فاطمه شکسته است. همه اين حرفها دروغ، است! و داستاني خياليست پايه و اساس و ريشه ندارد!
براى اينكه اين قضيه خلافى براى برادران وخواهران مسلمان ما بيشتر آشكار شود كتابخانه عقيده تصميم گرفت به مناسبت سالروز واقعۀ غدیر خم کتابهایی را که دربارۀ این واقعه نوشته شده معرفی نماید تا باشد که با مطالعه آن عاقلان و خردمندان بخود آیند و جاهلان و کینه دلان در غیض و بغض و کینه خود بمیرند.
برای دریاقت کتابها بر روی اسم کتاب فشار دهید
عقيده امامت و حديث غدير
شاهراه اتحاد یا بررسی نصوص امامت

راهي ديگر براى کشف حقيقت

غدير خم
خلافت و امامت
خلافت و امامت 2
امامت در پرتو نصوص
تئوری امامت درترازوی نقد
حـديـث‌ غـديـر، مولاي‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنّت‌
تکامل فکر سیاسی شیعه از شورا تا ولایت فقیه
نقد و بررسی اصول و پایه های مذهب شیعه دوازده امامی
خلافت و انتخاب
درسی از ولایت
چرا نام حضرت علي رضي الله عنه در قرآن نيست؟
تهمت به علی در نهج البلاغه
اي شيعيان جهان بيدار شويد

منبع: کتابخانه عقیده

ماجرای غدير خم و رابطه آن با اصل امامت

پیامبر خدا (ص) سپاهی را به فرماندهی خالد بن الولید به یمن فرستاد و غنائم زیادی بدست آوردند. پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (رض) را فرستاد تا خمس غنائم را اجرا کند و بقیه را تقسیم نماید. او از این کار فارغ شد در حالی که خسته به نظر می‌رسید. بریده می‌گوید: گفتیم ای ابالحسن این چیست؟ گفت: این جاریه به نام وصیفه جزو اسراء بود که در تقسیم به سهم اهل بیت پیامبر (ص) و سپس به سهم خانواده علی رسید. خالد بن الولید در نامه‌ای ماجرا را برای پیامبر (ص) نوشت. حضرت علی (رض) از یمن خارج شد. همراهان از او خواستند تا شتران خودشان را استراحت بدهند و بر شتران به غنیمت گرفته شده سوار شوند. علی (رض) آنان را منع کرد. سپس علی (رض) جانشینی برای خود تعیین کرد و خودش زودتر رفت تا به مراسم حج (حجه‌الوداع) برسد. جانشین علی (رض) به هر یک از همراهانش لباسی از کتان داد و به آنان اجازه داد تا بر شتران به غنیمت گرفته شده سوار شوند. علی (رض) بعد از فارغ‌شدن از حج نزد آنان بازگشت و لباس و شتران را از افراد گرفت و بر نائبش خشمگین شد و او را بر کارش سرزنش کرد. گلایه و شکایت در میان سپاه ظاهر شد و با علی (رض) به مخالفت پرداختند و هنگام رسیدن به پیامبر (ص) شکایت خود را از رفتار علی (رض)اعلام کردند بدین ترتیب در میان همراهان پیامبر (ص) بحث علی(رض) و شاکیانش منتشر شد. و سخن علیه علی (رض)نزد پیامبر (ص) افزایش یافت. بریده می‌گوید: وقتی نزد پیامبر (ص) رسیدم از کار علی(رض) انتقاد کردم و اشکالات او را گفتم، تا اينكه ديدم چهرة پیامبر (ص) تغییر کرد. و فرمود: «آیا من از خود مؤمنین نسبت به آنان اولی نیستم» گفتم: بلی سپس فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه». پس پیامبر (ص) در میان ما بلند شد و فرمود: «ای مردم از علی شکایت نکنید. قسم به خدا او باتقواتر از آن است که از او شکایت شود». زید بن ارقم(رض) می‌گوید: «روزی در جایی بین مکه و مدینه به نام «خم» پیامبر در میان ما ایستاد و حمد و سپاس خدا را به جا آورد و پس از مقداری وعظ و تذکر فرمود: «ای مردم من بشری مانند شما هستم و ممکن است هر لحظه به دعوت ملک الموت جواب دهم ولی من دو چیز گرانبار را در میان شما باقی می‌گذارم: یکی کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، پس آنرا بگیرید و به آن تمسک کنید». و ما را نسبت به قرآن ترغیب و تشویق کرد و در ادامه فرمود: «و دومی اهل بیت من هستند، به شما نسبت به آنها هشدار می‌دهم – سه بار تکرار نمودند -. نگاه: فتح‌الباری(2/66)، مسند امام احمد (5/350 – 356)، صحیح مسلم (حدیث 1281) مستدرک حاکم (3/109 – 111)، مجمع الزوائد هیثمی (9/127)، البدایه والنهایه (5/95). اصل امامت قبل از اینک تحقیق و بررسی روایت و دلالت آن بر امامت را شروع کنیم باید بدانیم اختلاف در امامت یک مسئله اصلی است. چون امامیه معتقدند امامت اصلی از اصول دین است و هر کس آنرا انکار کند کافر است، کلینی از جعفر صادق (رض) روایت کرده است که او گفت: «امیرالمؤمنین علی (رض) امام بود ... هر کس آنرا انکار کند مانند این است که خدا و پیامبرش را انکار کرده باشد». (اصول کافی / 1851). در روایت دیگر از امام جعفر صادق (رض) آمده است «برای مردم چیزی کافی نیست جز شناخت ما، هر کس ما را شناخت مؤمن، و هر کس ما را انکار کرد کافر است». (اصول کافی 1/187) محمدرضا مظفر می‌گوید: «معتقدم امامت اصلی از اصول دین است که ایمان جز با آن کامل نمی‌شود». (عقائد الشیعه ص 43). آیه‌الله خویی می‌گوید: «شکی در کفر آنان نیست زیرا انکار ولایت و انکار حتی یکی از امامان و اعتقاد به خلافت غیر آنها موجب کفر و ضلالت است و اخبار متواتر آشکارا منکر ولایت را کافر می‌دانند». (مصباح الفقاهه 2/11) و زنجانی می‌گوید: مقام امامت مانند نبوت است» (عقائد الامامیه ص 75). و ابن المطهر حلی به بزرگتر از آن تصریح می‌کند و می‌گوید: «امامت لطفی عام و نبوت لطفی خاص است و انکار لطف عام بدتر از انکار لطف خاص است». (الالفین ص 89). همچنین آیت الله هادی تهرانی می‌گوید: «امامت والاتر از نبوت است». (ودایع النبوه ص 114). آیه الله کاظم حائری این امر را تثبیت می‌کند و می‌گوید: «آنچه از روایات برمی‌آید این است که مقام امامت بالاتر از مقامات دیگر – بجز مقام ربوبیت – است که ممکن است انسان به آن برسد». (الامامه وقیاده المجتمع ص 26). چون امامت به اصلی اساسی مانند نبوت یا بالاتر از آن تبدیل گشته است قبل از اینکه برای اثبات آن به روایت نیازمند باشیم باید با نص صریح و قطعی الدلاله قرآن اثبات گردد. اصول دين با قرآن ثابت شده‌اند پایه و اصول دین خطابردار نیستند وإلا دین به فساد کشیده می‌شود. پس واجب است ادله آن به هیچ وجه جای احتمال و خطا را نداشته باشند زیرا این یک قاعده اصلی است که «وقتی دلیل وارد احتمالات شد استدلال به آن جائز نیست». و چنین ادله‌ای جز در قرآن کریم که خداوند متعهد حفظ آن شده است یافت نمی‌شود. آیات قرآن دو قسمند. 1- آیات صریح که جز یک معنی احتمال معنی دیگری را نمی‌دهند به این آیات محکمات گفته می‌شود. 2- آیاتی که احتمال دارد چند معنی را برسانند به این آیات متشابهات گفته می‌شود. پس واجب است دلیل اصول از آیات محکمات استخراج شود چون خداوند پیروی از متشابهات و اعتماد بر آنها را مذموم می‌داند. و می‌فرماید: «کسانی که در قلبشان انحراف وجود دارد از متشابهات پیروی می‌کنند». (آل عمران: 7). بدین ترتیب اصول دین با آیات صریح، از خطا مصون مانده‌اند زیرا آیات از خطا محفوظند و صریح‌بودنشان آنها را از تحریف معنوی مصون می‌دارد. بدین طریق اصل توحید از صدها آیه که تصریح به «لا إله إلاَّ الله» کرده‌اند ثابت شده است. و همچنین اصل نبوت در صدها آیه صریح ثابت شده است، و نبوت محمد (ص) با قول صریح: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ.(الفتح: 29). و امثال آن بیان گردیده است. به همین ترتیب وجوب نماز، روزه و بقیه ارکان اسلام و مهمات دین و محرماتی مانند: قتل، زنا، دروغ و ... با قول صریح و قطعی قرآن و بدون نیاز به روایاتی که محتاج به تأیید و تفصیل باشند ثابت شده‌اند. پس اثبات اصول بدون آیات محکم ممکن نیست. اثبات امامت نيازمند نص قرآن است اگر امامت مانند نبوت است باید با نص صریح قرآن ثابت شود همانطور که نبوت و سایر اصول دین ثابت شده‌اند و این امر غیر ممکن است چون حتی یک آیه تصریح نکرده است به اینکه علی (رض) امام است، چه رسد به یازده امام دیگر، چون هر یک اسم مجزا دارند باید اسم آنها مشخصاً بیان شود وإلاَّ با دیگران اشتباه می‌شوند. پس به علت انتفاء دلیل قرآنی، امامت نیز منتفی است و آیات بلاغ، اکمال دین، و آیه ولایت نه صریحاً و نه اشارتاً ارتباطی با امامت ندارند، چه رسد به امامت علی(رض) و سایر امامان دیگر که مردم جز شناخت آنها راه دیگری ندارند چون هر کس آنان را بشناسد مؤمن، و هر کسی آنها را انکار کند کافر است. نه آیه محکم در این باره وجود دارد، و نه متشابه گرچه آیات متشابه احتمال چند معنی را می‌دهند، حتی یکی از معانی این آیات نیز در مورد امامت نیست علی‌رغم اینکه احتمالات نمی‌توانند برای اصول دلیلی محکم به شمار آیند زیرا ظنّ به حساب می‌آیند و خداوند می‌فرماید: وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ‌ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ‌ۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِى مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡـًٔ۬ا .(النجم: 28). «گمان‏» هرگز انسان را از حق بى‏نياز نمى‏كند». غایت امر در این موضوع این است که از متشابهات است و خداوند ما را از اعتماد و پیروی از آن نهی کرده است. پس روایت غدیر خم چیست؟ دلالت روايت غدير اگر به ابتدای قصه یا روایت توجه کنی معلوم می‌شود که بین علی(رض) و سپاهش به علت نکاح وصیفه و جلوگیرى از سوارشدن بر شتران غنیمت و درآوردن لباس کتانی غنائم از تن آنها، اختلاف ایجاد شد و بعد از بازگشت از حج که دوباره به پیامبر خدا رسیدند شکایت و انتقاد از علی (رض) زیاد شد و در میان مردم بحث او انتشار یافت تا آنجا که پیامبر (ص) ضروری دانست در این مکان با وجود هوای گرم پیاده شود و با بیاناتش علی (رض) را تبرئه نماید، پس اصلاً صحبت از بیعت با کسی از دور یا نزدیک برای خلافت مطرح نبود. لذا چون شناخت سبب حقیقت امر را کشف می‌کند قائلین به امامت روایت را بريده و قطع می‌کنند و بدون ذکر مقدمه آنرا نقل می‌نمایند برای اینکه سبب آن مجهول باشد و حجتشان ابطال نگردد. این امر مهم اگر حقیقت داشت قرآن آن را با نام بیعت خلافت ثبت می‌کرد چون قرآن بیعتهای دیگری به مراتب پایین‌تر از آنرا مانند بیعت رضوان در زیر درخت با نص صریح ثبت کرده است. لَّقَدۡ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِہِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡہِمۡ وَأَثَـٰبَهُمۡ فَتۡحً۬ا قَرِيبً۬ا(الفتح: 18). «خداوند از مؤمنان ـ هنگامى كه در زير آن درخت (بيعه‌الرضوان‌ كه‌ در حديبيه‌ انجام‌ گرفت) با تو بيعت كردند ـ راضى و خشنود شد». این بیعت به خاطر آزاد کردن عثمان(رض) از اسارت مشرکین بود که پیامبر با دست مبارکش به جای او نیز بیعت کرد و گفت این دست به جای عثمان(رض) است، اگر ما جزو کسانی بودیم که از متشابهات قرآن پیروی می‌کنند می‌گفتیم عثمان(رض) امام معصوم است. و همچنین در قرآن بیعت نساء ثبت شده است: يَـٰٓأَيُّہَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَـٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡـًٔ۬ا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَـٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَـٰنٍ۬ يَفۡتَرِينَهُ ۥ بَيۡنَ أَيۡدِيہِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِى مَعۡرُوفٍ۬‌ۙ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَ‌ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ۬ رَّحِيمٌ۬. (الممتحنه: 12). «ای پیامبر وقتی که زنان مؤمن نزد تو آمدند تا با تو بیعت کنند بر اینکه به خدا شرک نورزند، دزدی نکنند، مرتکب زنا نشوند». غدیر خم حدود (160) کیلومتر با مکه فاصله دارد، یعنی در آن هنگام جز حجاج اهل مدینه حاجیان دیگر از جمله اهل یمن، نجد، طائف، اطراف عراق و غیره همراه او نبوده‌اند. اگر واقعه غدیر خم مربوط به بیعت با خلافت علی (رض) است. دو راه عاقلانه‌تر وجود داشت: 1- پیامبر (ص) باید این موضوع را در خطبه روز عرفه بیان می‌کرد که تمام حجاج در آن حضور داشتند. 2- پیامبر (ص) صبر می‌کرد تا به مدینه برسد و بعد از استراحت و رفع خستگی از مردم بیعت می‌گرفت. اما نزول ایشان در غدیر خم در چنین زمانی باید برای یک امر پیش آمده بوده باشد که تأخیر آن شایسته نبود و مستلزم حل آن از طرف پیامبر خدا بود و آن همان جریان مذکور است که برخی بخشی از آنرا حذف کرده و ناقص بیان می‌کنند. غدیر خم که (160) کیلومتر از مکه فاصله داشت محل التقاء سپاه برگشته از یمن که نسبت به علی(رض) شاکی و معترض بودند و حاجیان برگشته از مکه بود. اما عبارت پیامبر (ص) «من كنت مولاه فعلي مولاه». ربطی به قضیه امامت ندارد چون واژة «مولی» لفظی مشترک است که چند معنی را می‌رساند از جمله: سید، اطاعت شده، نزدیک، یاری‌دهنده، پس لفظ مولی متشابه است و طبق قرآن اعتماد بر متشابهات خصوصاً در اصول و مبادی ممنوع است، لذا دلیل هنگامی که وارد احتمالات شد استناد به آن باطل است، و موضوعی اصلی مانند امامت شرط است که دلیل آن جزمی و قطعی باشد نه ظنی و احتمالی، پس منظور پیامبر (ص) از عبارت فوق این است که هر کس معتقد به اطاعت از پیامبر (ص) است باید از کسی که از طرف من امير بود اطاعت کند، در این صورت چگونه نزاع با امیر درست است، و در واقع نزاع با امیر همان نزاع با پیامبر به شمار می‌آید، آیا اگر امیر شخص دیگری غیر از علی(رض) مانند: عثمان(رض) بود پیامبر می‌فرمود: «من كنت مولاه فعثمان مولاه». اما این کلام در واقع هیچ معنایی جز فضیلت را نمی‌رساند که در بین چند معنی مشترک است. چون مولی مشترک بوده و مانند «نبی» لفظ خاص نیست. دقت کنید! اما روایت مسلم جز تمسک به قرآن چیزی را نمی‌رساند و ذکر اهل بیت در این گونه روایات دربارة حقشان جز توصیه به آنها چیزی را بیان نمی‌کند، چون به علت اعتراض و شکایت به علی(رض) بیان شد. اما روایاتی که بطور اختصاصی تمسک به امامت اهل بیت را بیان کرده‌اند حتی یک روایت صحیح در آنها یافت نمی‌شود. چون محور این گونه روایات یکی از این سه نفر ضعیف است. 1- عطیه العوفی 2- القاسم بن حسان 3- زید بن الحسن الانماطی الکوفی و هر سه از نظر روایت ضعیف هستند. علاوه بر این اگر تمسک به امامت اهل بیت اصلی از اصول دین است باید با نص صریح قرآن اثبات شود. در حالی که در قرآن جز اتباع از مهاجرین و انصار بطور عموم چیز دیگری تصریح نشده است. وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(التوبه: 100). «سابقین اولین از مهاجرین و انصار و کسانی که با نیکی از آنان پیروی می‌کنند خدا از آنان راضی و آنان نیز از خدا راضی هستند». بی‌شک علی (رض)جزو اولین مهاجرین است اما این دلیل بر امامت او نمی‌شود وإلا همه سابقین از مهاجرین و انصار امامان معصوم به حساب می‌آمدند. خلاصه واضح است وقتی پیامبر (ص) گفته است: «من كنت مولاه فعلي مولاه». «هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای اوست» یا «أذكركم الله في أهل بيتي» «به شما تذکر می‌دهم که دربارة اهل بیتم خدا را در نظر داشته باشید». منظور او بیعت‌گرفتن برای خلافت یا جانشین قراردادن کسی به عنوان امام نبوده، و هرگز او نخواسته است دوازده نفر مشخص از اهل بیت را مانند قرآن مصدر تشریع قرار دهد. بلکه او خواست از علی(رض) دفاع کند و از اعترافات باطلی که از او گرفته می‌شد او را تبرئه کند و بطور عموم آنها را به اهل بیتش سفارش کرد و حقوق آنها را بر امتش متذکر شد. این کلام مستلزم عدم اذیت و آزار آنها و بغض و کینه نداشتن نسبت به آنان است. بلکه این قول پیامبر (ص) موجب دوست‌داشتن و نیکی به آنها است و در این مورد ما اينكار را با در نظر داشتن خدا در اهل بيت نبوت پیروی می‌کنیم و او را حمد و سپاس می‌گوییم.
بر گرفته از کتاب غدیر خم و رابطه آن با اصل امامت نوشته شیخ اسحق دبیری رحمه الله

خط فقر کجاست؟ /

آفتاب: خط فقر دقیقا همین جاست. فاصله‌ای هم با ما ندارد. درست زیر پای ماست. خط فقر، خطی فرضی است مابین بتن یک پل. زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن. جمعی ناگهان از بالای آن می‌روند و جمعی زیر آن از چشم‌ها پنهان می‌مانند و شاید اصلا به‌حساب هم نیایند …
خط فقر همین جاست! درست در یک‌قدمی ما و ما عابری گذران، فقط گذر می‌کنیم و آمارها را نگاه می‌کنیم. اما واقعیت، در زیر همین پل شکل می‌گیرد. خط فقر همین جاست ...

سپاه رکورد شکست، رتبه اول ایرانیان در قاچاق مواد مخدر به مالزی

وزارت کشور مالزی اعلام کرده که آمار قاچاقچیان مواد مخدر با ملیت ایرانی در این کشور رو به افزایش است.
اداره مبارزه با مواد مخدر مالزی نیز خبر می‌دهد که برخی ایرانیان دستگیر شده، عضو کارتل‌های قاچاق مواد مخدر هستند.
افزایش قاچاقچیان ایرانی
بازهم 2 ایرانی به جرم قاچاق مواد مخدر در فرودگاه مالزی دستگیر شدند.
سایت حکومتی تابناک نوشت:پس از بارها دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر، این بار نیز دو ایرانی به جرم قاچاق 6 کیلوگرم مواد مخدر شیشه در فرودگاه مالزی دستگیر شدند.
رئیس بخش جرایم مواد مخدر سلانگور روز گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد: 2 ایرانی متهم که از مسیر بحرین به مالزی سفر کرده بودند، تلاش داشتند مواد مخدر را در پوشش کاغذ کربنی به منظور عدم تشخیص اسکنرها وارد مالزی کنند.
"نورالدین قادر" با بیان اینکه در بازرسی اولیه توسط اسکنرها موارد مشکوکی در این خصوص مشاهده شد، افزود: در بازرسی دستی از چمدانها 2 کیسه پلاستیکی به ارزش تقریبی 2.1 میلیون رینگیت کشف و ضبط شد.
به گفته وی بازرسی ها نشان می دهد دو متهم 29 و 35 ساله، برای نخستین بار به مالزی سفر کرده و قصد داشتند روز سه شنبه آینده خاک این کشور را ترک کنند.
قادر با بیان اینکه تحقیقات در این خصوص آغاز شده، اظهار داشت: از ابتدای سالجاری 81 پرونده قاچاق مواد مخدر توسط خارجیان در فردوگاههای بین المللی کوالالامپور و LCCT مالزی مورد بررسی قرار گرفته است که 78 پرونده از این تعداد به ارزش بیش از 100 میلیون رینگیت مربوط به اتباع ایرانی بوده است.
طی دو هفته گذشته 2 ایرانی دیگر در فرودگاه بین المللی کوالالامپور به اتهام قاچاق مواد مخدر دستگیر و یک ایرانی دیگر پس از یک سال بازداشت به دلیل ارتکاب جرم مشابه به اعدام محکوم شد. مالزی، برزخ سوداگران ایرانی مواد مخدر
افزایش قاچاقچیان ایرانی
وزارت کشور مالزی اعلام کرده که آمار قاچاقچیان مواد مخدر با ملیت ایرانی در این کشور رو به افزایش است.
اداره مبارزه با مواد مخدر مالزی نیز خبر می‌دهد که برخی ایرانیان دستگیر شده، عضو کارتل‌های قاچاق مواد مخدر هستند.
شمار ایرانیان ساکن مالزی حدود ۷۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. بین ۱۰ تا ۱۴ هزار نفر از این عده سرگرم تحصیل در مراکز آموزش عالی این کشورند و تعداد قابل توجهی نیز به تدریس در دانشگاه‌ها، فعالیت‌های فرهنگی یا تجارت مشغول هستند.
اخبار مربوط به موفقیت‌های شغلی یا دستاوردهای فرهنگی و هنری ایرانیان ساکن مالزی کم نیستند، اما نشریات محلی به موازات پوشش این خبرها، از همکاری برخی ایرانیان با باندهای قاچاق مواد مخدر یا مشارکت آنان خرید و فروش "شیشه" و "متامفتامین" نیز گزارش می‌دهند.
آمار ایرانیان دستگیر شده به اتهام قاچاق مواد مخدر در مالزی، از ۱۶ نفر در سال ۲۰۰۹ به ۱۳۸ نفر در سال ۲۰۱۰ رسیده است. ابوسمان یوسف، جانشین وزیر کشور مالزی، با اعلام این خبر افزوده که ۱۲۱ نفر از این افراد، قاچاقچیان حرفه‌ای هستند.
قاچاقچیان مواد مخدر در مالزی با خطر اعدام روبرو هستند. بنا بر قانونی که در ماه ژانویه سال ۲۰۱۰به تصویب رسید، حمل و قاچاق بیش از ۵ گرم ماده مخدر به این کشور، محکومیت مرگ را در پی دارد. با این همه، کمتر هفته‌ای است که روزنامه‌های مالزی از کشف مواد جاسازی شده در بدن یا چمدان مسافران ایرانی در فرودگاه کوالالامپور خبر ندهند.
شیشه، اصلی‌ترین ماده مخدری است که در سال‌های اخیر به مالزی قاچاق می‌شود. پلیس مالزی می‌گوید که بیشترین قاچاقچیان دستگیر شده مواد مخدر، تبعه نیجریه، ترکیه، ایران و بلغارستان هستند و مواد مخدر در بار هوایی پروازهای تهران و از طریق تراتزیت از دوبی، ارمنستان، کیش، دوجه و کلمبو به این کشور راه می‌یابند.
پلیس مالزی پیش از دستگیری 2 ایرانی که شیشه به همراه داشتند، موفق شده بود، دو کیلوگرم "متامفتامین" از چمدان سه ایرانی کشف کند که از طریق بحرین به مالزی سفر کرده بودند. اداره مبارزه با مواد مخدر مالزی، پیش‌تر از دستگیری یک گروه ۹ نفره ایرانی خبر داده بود که قصد وارد کردن ۶۰۰ کپسول از ماده "متامفتامین" به ارزش ۶۴۱ هزار دلار به این کشور را داشتند.
یکی از سنگین‌ترین پرونده‌های قاچاق در مالزی متعلق به یک زوج ایرانی مقیم مالزی است که پلیس از خانه ‌آنها، ۲۰۰ کیلوگرم ماده روان‌گردان شیشه به ارزش یک میلیون و سیصد هزار دلار کشف و ضبط کرده است.
علل و انگیزه
برخی این برنظرند که علت اصلی افزایش قاچاق مواد مخدر در آسیای شرقی، سود بسیار بالای این سوداگری است. به گفته ناظران، رواج گردشگری در کنار رونق بازار مواد مخدرصنعتی، موجب شده که بسیاری شهروندان ایرانی به دنبال پولدار شدن از راه قاچاق باشند.
درآمد بالای فروش مواد مخدر در آسیای شرقی موجب شده که شبکه‌های قاچاق، گروهی را با پرداخت هزینه سفر و اقامت در مالزی، به انتقال وسایل و بسته‌هایی وادارند که در آنها شیشه یا متامفتامین جاسازی شده است. برخی مسافران، تازه هنگام لو رفتن و دستگیری، متوجه نقش خود در در این سوداگری می‌شوند.
دادگاه عالی مالزی، به‌تازگی دو زن جوان ایرانی را که متهم به قاچاق مواد مخدر بودند، تبرئه کرده است. این دو در ۵ فوریه سال ۲۰۰۹ به اتهام حمل حدود یک کیلوگرم شیشه در فرودگاه کوالالامپور دستگیر شده بودند. دلیل آزادی آنها این بود که برچسب هواپیمایی کیف‌های حاوی مواد مخدر، با هویت‌‌‌‌‌‌ این دو تطابق نداشت و دادستان نیز نتوانست ثابت کند که وسایل داخل کیف متعلق به آنها بوده است.
افزابش داد و ستد مواد مخدر در مالزی توسط ایرانیان، به امضای تفاهم‌نامه‌ای بین مسئولان دو کشور انجامیده است.
به گفته مقامات امنیتی و انتظامی ایران سوداگران مواد مخدر با "باندهای مافیایی" ارتباط دارند.
معاون وزیر کشور مالزی نیز یادآوری کرده که این جرم، "فراملی" است و مقابله با آن، نیازمند به همکاری همه کشورهاست.
جانشینان وزیران کشور ایران و مالزی، تفاهم‌نامه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مبادله اطلاعات را در تاریخ پنجم مهر ماه ۱۳۸۹ در تهران به امضا رسانده‌اند.
ناگفته نماند با توجه به حضور بسیار ایرانیان در مالزی برخی رسانه های محلی با بزرگ‌نمایی قاچاق مواد مخدر در این کشوربه دنبال تخریب وجهه ایرانیان در منطقه هستند.