ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

چگونه به اين زابليهائي كه در شهر عاشقان صحابه به اصحاب پيامبر توهين مي كنند رحم كنيم




زابليهاي جنايتكار در شهر زاهدان در مركز عاشقان اصحاب پيامبر در پايتخت بلوچستان چنين بي حرمتي مي كنند و اصحاب پيامبر را لعن مي كنند و فحض مي دهند و اهانت ميكنند و ما چگونه زنده باشيم و در شهر ما به ياران پيامبر دشنام داده مي شود
جوانان غيور بلوچستان كجا هستند
فرزندان خالد و فاروق اعظم عمر رضي الله عنه كجا هستند
ممكن نيست و ما اجازه نمي دهيم و همه زابليهاي جنايتكار را تكه و پاره پاره خواهيم كرد
ما به خود بمب مي بنديم و از عزت اصحاب رسول الله دفاع خواهيم كرد
ما اجازه نخواهيد داد زابليهاي اشغالگر چنين به دين و مذهب ما اهانت كنند.

گیرم که میزنید ، گیرم که میکشید ، با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید ؟

بار دیگر ضحاک خون نازنین هموطن کردمان ، کاوه کردی مقدم را در جام مطلایش ریخته و نوشید ! باز هم ضحاکیان عاشق به مسلخ میبرند ! ضحاک خونخوار از نوشیدن خون فرزندان این سرزمین سیراب نمی گردد ! کاوه ای باید ! به پا خیزید که روزی نوبت فرزندان ما نیز خواهد رسید ! مادر کردستان امروز بیشتر از هر زمانی سوگوار است ! داغ شیرین و فرزاد و احسان وهزاران گل زیبای دیگر بر دلش سنگینی میکند !
Proosha

به جرات و مردانگیت سلام

کارشناسان: تبعیض قومیت‌ها در ایران نهادینه شده است

دویچه وله : کمیته ناظر بر رفع تبعیض نژادی سازمان ملل متحد در گزارش دوره‌ای خود به‌شدت از وضعیت قومیت‌ها در ایران انتقاد کرده است. دویچه وله نظر دو کارشناس مسائل قومی ایران، دکتر کمال سیدو و عبدالستار دوشوکی، را در این باره جویا شد.
کمیته ۱۸ نفره‌ی ناظر بر رفع تبعیض نژادی سازمان ملل متحد در گزارش دوره‌ای خود که درروز جمعه، پنجم شهریور۱۳۸۹، در مقر سازمان ملل در ژنو منتشر کرد از دولت ایران خواست به کنوانسیون بین‌المللی‌ای که آن را امضاء کرده، پایبند باشد و به تبعیض‌ علیه اقلیت‌های قومی در کشور پایان دهد.
در بخش نخست این گزارش از حضور فعال و همکاری نهادهای حکومتی ایران در مراحل مختلف تحقیق و همچنین از ارائه مدارک و اسناد تقدیر شده است. با وجود این تقدیر، در گزارش نهایی این سازمان از رفتار "تبعیض‌آمیز" ایران به شدت انتقاد شده است.
تلاش ایران برای وصول گزارشی مثبت
دکترعبدالستار دوشوکی، کارشناس مسائل مربوط به اقوام ایرانی، مقاله‌هایی درباره‌ی فعالیت کمیته رفع تبعیض نژادی سازمان ملل متحد نوشته است. وی درباره‌ی همکاری ایران با این سازمان به دویچه وله گفت که دولت ایران از سال ۲۰۰۶ با ارائه‌ی مدارک و اسناد برای وصول گزارشی مثبت تلاش کرده است.
به گفته دوشوکی، ایران سعی کرد به کمیته نشان دهد که هیچگونه شکایتی مبنی بر تبعیض از سوی افراد یا گروه‌های وابسته به اقوام ایرانی در داخل کشور مطرح نشده است و در نتیجه به دلیل فقدان شکایت و عدم طرح ادعاهای حقوقی مربوط به آن در داخل کشور، کمیته نمی‌تواند رأی بر وجود تبعیض در ایران بدهد.
بنظر این کارشناس، کمیته سازمان ملل برخلاف درخواست ایران عمل کرده است. این کمیته در گزارش خود متذکر می‌شود که قربانیان تبعیض نسبت به مقامات انتظامی و قضائی ایران اعتماد و اطمینان حقوقی ندارند.
پرسشنامه درباره‌ی قومیت شهروندان ایرانی
در بند "ث" گزارش کمیته از دولت ایران درخواست شده که هنگام سرشماری شهروندان ایرانی در "پرسشنامه‌ی سنجش نفوس" پرسشی نیز درباره‌ی تعلق قومی افراد بگنجانند تا افراد بتوانند آزادانه قومیت خود را ثبت و مشخص کنند. همچنین این خواست مطرح شده که نتایج این سرشماری بطور رسمی اعلام گردد.
افزون بر این، کمیته نسبت به عدم وجود امکانات و آزادی یادگیری و آموزش زبان مادری اقوام و عدم گزینش و استخدام افراد وابسته به آنها ابراز نگرانی کرده است. کمیته در بند ۱۵ گزارش خود یادآور شده است که استان‌های قوم‌نشین ایران فقیرترین مناطق کشورهستند.
کارشناس: گزارش کلی کافی نیست
دکتر کمال سیدو از "انجمن مدافع حقوق اقوام تحت ستم" در آلمان، به دویچه وله گفت: «گزارش‌های کلی سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری درباره‌ی جنبش سبز، وضعیت کلی ایران یا مخالفان رژیم کافی نیستند. اکنون زمان آن فرا رسیده که به طور مشخص درباره‌ی وضعیت یکایک اقلیت‌های قومی در ایران نیز گزارش تهیه شود.»
کارشناس انجمن مدافع حقوق اقوام تحت ستم، در ادامه صحبت‌هایش تاکید کرد که این انجمن از گزارش سازمان ملل یا هر نهاد دیگری که وضعیت قومیت‌های ایران را تشریح کند، استقبال می‌کند.
"تبعیض‌ها مختص حکومت نیست"
دکتر عبدالستار دوشوکی، کارشناس مسائل اقوام، درباره‌ی ابعاد تبعیض‌های قومی در ایران به دویچه‌وله چنین توضیح داد: «متاسفانه تبعیض قومی و مذهبی در ایران مختص دولت و حکومت نیست. اینگونه برخوردهای تبعیض‌آمیز در بطن جامعه ایران نهادینه شده و در بسیاری از موارد افراد تبعیض کننده به آن آگاهی ندارند.»
دوشوکی به قانون اساسی کشور نیز اشاره کرد که در ‌آن نسبت به قومیت‌ها تبعیض وجود دارد. وی خاطرنشان کرد که این تبعیض‌ها برخلاف معاهده‌ی کنوانسیون ضد تبعیض نژادی سازمان ملل متحد عمل می‌کند.
این کارشناس در خصوص واکنش ایران نسبت به گزارش سازمان تبعیض نژادی تاکید کرد که جمهوری اسلامی تابحال واکنش رسمی به این گزارش نشان نداده و مقام‌های ایرانی و رسانه‌های داخل کشور با وجود تلاش برای "وصول یک گزارش مثبت" و همکاری با این کمیته، سکوت اختیارکرده‌اند.
کمیته ناظر بر رفع تبعض نژادی سازمان ملل متحد در پایان گزارش خود از دولت ایران درخواست کرده است در طول یک سال آینده به موارد مطرح شده در گزارش این سازمان پاسخ دهد.
طاهر شیرمحمدی
تحریریه: کیواندخت قهاری

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

انتساب یک غیر بومی دیگر به فرمانداری زاهدان

از چندی قبل که حسن نوری فرماندار زابلی زاهدان، که اکنون مدیر کل تقسیمات کشوری وزارت کشور است برای ادامه فعالیت خود به تهران منتقل شد به دستور وزیر کشور فردی به نام لطیف صادقی که غیر بومی و اصالتا ایلامی بود بصورت غیر رسمی بر کرسی حسن نوری نشسته بود، این فرد اکنون بصورت رسمی فرماندار زاهدان معرفی شده است.
صادقی فردی بسیجی و از حامیان سرسخت سپاه پاسداران انقلاب در بلوچستان به حساب میرود او در طی مدت فعالیت خود در فرمانداری زاهدان هیچ کار مثبت و قابل توجهی انجام نداده است، بنظر میرسد او نیز همچون مسئولین سابق توجه به غیر بومیان مقیم زاهدان را سرلوحه کار خود قرار میدهد.
گفتنی است شهر زاهدان هرگز فرماندار بلوچ و بومی نداشته است و اکثر فرمانداران زابلی و یا شهرستانی بوده اند.
بلوچی گپ

وحشت فرمانده سابق قرارگاه فتح (پاسدار غفاري) از توسعه عملياتهاي جنبش مقاومت جندالله


به گزارش آ‍ژانس خبري تفتان به نقل از روزنامه زاهدان فرمانده سابق قرارگاه فتح كه پسر پاسدارش در يك درگيري در شهر زاهدان به هلاكت رسيده است در گفتگو با مولوي عبدالحميد گفت : بلوچستان شرایط ویژه ای دارد. همه ما می دانیم وقایعی که در افغانستان و پاکستان اکنون روی می دهند در گذشته نبودند اما اکنون در هر روز تا پانصد عملیات در این کشور صورت می گیرد و اگرما حواسمان جمع نباشد همان سرنوشت را خواهیم داشت.
آقاي غفاري كه روزي مغرور بود و همدستانش شيريني تقسيم مي كردند كه رهبر جنبش را دستگير كرده اند الان يقين كرده اند كه با دستگيري يك نفر نتوانسته اند به اهداف شوم خود برسند بلكه عمليات استشهادي شهيد اعظم نشان داد كه با وضعيت بسيار خطرناك تري مواجه هستند و شخصي امروز رهبري جنبش را در دست گرفته است كه به مراتب از رهبر شهيد جنبش براي رژيم و ايادي زابلي اش خطرناك تر است و رهبري جديد نه تنها در بلوچستان بلكه حتي تا تهران برنامه ريزي نمود و اگر چه مهمات در كرج لو رفتند اما اين خود يك زنگ خطر جدي براي تهران بود و نشان داد كه جندالله در راه عروج و مقتدر شدن است.
از سوئي محبوبيت رهبر شهيد چندين برابر افزايش يافت به طوري كه مسئولان اطلاعات در بلوچستان زنگ خطر را به صدا در آوردند و به تهران هشدار دادند كه رهبر شهيد جنبش تبديل به قهرمان اسطوره اي براي جوانان بلوچ شده است و بايد تا مي توانند عليه وي تبليغ كنند و در اين همين راستا دهها فيلم ساختند و ملياردها هزينه كردند اما والله متم نوره و لو كره المشركون
رهبر شهيد تنها دريچه اي براي صلح در منطقه بود كه ر‍ژيم با شهادت وي براي هميشه صلح را ذبح نمود و امروز مجاهدان و مبارزان فقط در فكر بيرون راندن بيگانگان اعم از زابلي و غير زابلي از بلوچستان هستند و ديگر هيچ و زابليها يا براي كشته شدن آماده شوند يا اينكه هلاك و نابود و تكه تكه خواهند شد.
امثال آقاي غفاري آن روز كه جنايت را شروع كردند بايد فكر اينجاها را مي كردند و بارها ما از همين آژاسن خبري تفتان به غفاريها هشدار داديم كه دست بردارند و جنايت نكنند اما غفاريها مغرور بودند الان هم بايد شاهد هلاكت فرزندان خود باشند و فردا خود شاهد تكه تكه شدن خودشان و خانواده هايشان باشند.
آقاي غفاري بدانند كه هزاران فرزند مومن و موحد بلوچستان براي آزادي سرزمين خود از دست روافض مشرك و پليد جان خود را فدا خواهند كرد و حركتي را كه امير عبدالمالك بنا نهاد كسي را توان مقابله با آن نيست و نخواهد بود.

رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان


رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان رژیم تهران چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب اهدافی همچون یکپارچه کردن ایران با حذف اقوام غیر فارس را دنبال نموده است و رژیم سابق در همین راستا نام شهرهای مناطق قوم نشین را تغییر داده و نامهای فارسی بر آنها نهاده تا بدین صورت فرهنگ و زبان آن اقوام را از اذهان پاک نموده و راه را برای ایرانی یکپارچه فقط برای قوم فارس هموار نمود.به طور مثال ما در بلوچستان می بینیم که نامهای شهرهائی مانند پهره و گه شستون و....تغییر داده شده اند که شاید به ظاهر مشکلی ندارد اما در حقیقت تغییر نام شهرها در نهان اهداف بزرگتری را مخفی نموده است و با گذشت زمان آن اهداف عیان می شوند.


یکی از کارهائی که رژیم تهران در سابق و الان بدان متوسل شده اند تا به زعم و خیالشان ایران را یکپارچه برای فارس و یا شیعه کنند اسکان دادن غیر بومیان مهاجر در این سرزمین بوده است که از زمان رژیم سابق با ایجاد پادگان نظامی و آوردن نظامیان شیعه از دیگر استانها به بلوچستان و بویژه قسمت شمالی بلوچستان و منطقه نصرت آباد سنجرانی (زابل) آغاز گردید و حتی بسیاری از افغانیهای شیعه مانند شهریاریها به این سوی مرز آورده شدند تا آله ای برای تهران جهت سرکوب ملت بلوچ باشند و و این اسکان دادن ها به سوی جنوب در حرکت بود و پس از نصرت آباد سنجرانی نوبت زاهدان یا همان دزآپ رسید و این روند تا انقلاب خمینی ادامه داشت.


قبل از انقلاب این امر خیلی ملموس نبود اما بعد از انقلاب خمینی و افزوده شدن فاشیسم مذهبی بر فاشیسم ملی و وجود هر دوی آن در مهاجران و حکومت مرکزی ، آنان را واداشت تا برنامه ای گسترده در این راستا تدوین کرده و به اجرا بگذارند و این برنامه با تبلیغات گسترده مذهبی و گسیل داشتن شیعیان از نقاط مختلف ایران به بلوچستان و دادن امتیازهای مهم به آنان و محول کردن تمامی ادارات دولتی و مسئولیتها نظامی و بهداشتی و علمی به آنان ، بویژه زابلیها بلوچستان را برایشان تبدیل به بهشتی کرد که شیعیان از نقاط مختلف ایران عزم اینجا را می کردند و حتی کسانی که در مناطق خود به خاطر عدم لیاقت از دست آوردن شغل محروم بودند به بلوچستان می آمدند و اینجا نه تنها به آنها شغلهای مهمی داده می شد که از مزیتهای فراوانی برخوردار می شدند و این همه جزئی از برنامه ریزی بود تا مردم اصلی این سرزمین و مالکان واقعی آن در اقلیت قرار گیرند و مهاجران همه کاره این سرزمین شوند و امروز ما شاهد این امرو هستیم و حتی اخیرا زابلیهای مقیم زاهدان در پیام های تلفنی خود به یکدیگر توصیه می کنند به بلوچها زمین ندهید!!!


یعنی گویا الان بلوچها مهاجر شدند و زابلیها صاحب اصلی !!!!


مهم ترین اقدامات رژیم تهران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان عبارتند از :


1 : گسیل داشتن مهاجران به بلوچستان


2 : دادن مزیتهای زیاد به افرادی که از خارج بلوچستان برای کار به این استان بیایند


3 :وادار کردن مردم بلوچ به مهاجرت به خارج از کشور


4 :دادن تمامی امتیازها شهرکهای صنعتی و .. به غیر بومیان و محروم بودن ملت بلوچ از هر گونه سرمایه گذاری تا اندازه ای که 70 در صد جمعیت بلوچ زیر خط فقر زندگی می کنند.


5 :همجه شدید متجاوزان به زبان و فرهنگ و مذهب و عقیده مردم تا راه مهاجرت را در پیش گیرند یا در فرهنگ متجاوزان ذوب شوند


6 :تغییرات شهری و روستائی بر اساس منافع متجاوزان تا مردم بلوچ در این تغییرات بهره ای نبرند و بر قدرت متجاوزان افزوده شود به طور مثال با اینکه میرجاوه و نصرت آبادجمعیت قابل ملاحظه ای دارند اما در تقسیمات سیاسی جزو خاش محسوب می شوند و یا نیکشهر جزو چابهار محسوب می شوند و در انتخابات یک نماینده از این دو شهر به مجلس راه می یابد اما از زابل که اکثر جمعیت آن را غیر بومیان تشکیل می دهند دو نماینده به مجلس می رود.


7 :ایجاد بندر آزاد چابهار و دعوت کردن از سرمایه داران غیر بومی برای سرمایه گذاری در بندر آزاد و حتی اخیرا خبر فروخته شدن بندر به طور خصوصی منتشر شده است که دست سرمایه داران غیر بومی را در منطقه به طور کامل آزاد گذاشته است.


8 : غصب زمینهای مردم بلوچ و ثبت آنها به نام شهرداری و واگذار کردن آنها با نرخهای پائین به غیر بومیان تا بیشتر تشویق شوند و دیگران را تشویق به آمدن به بلوچستان کنند.


9 : ایجاد دانشگاه بزرگ برای غیر بومیان و آوردن هزاران دانشجوی غیر بومی به بلوچستان که به بلوچستان رنگ و بوی فارسی داده شود


10 : برگزاری مراسم عزاداری و ماتم و نوحه و سینه زنی در خیابانهای بلوچستان و آویزان کرده تابلو های مخصوص شیعی تا به بلوچستان رنگ و بوی شیعی داده شود.


11 : نام گذاری خیابانهای شهرهای بلوچستان با نامهای فارسی و شیعی که هر کس از خارج بیاید این شهرها را فارسی و شیعی بداند.و.....رژیم تهران برنامه تغییر بافت جمعیت بلوچستان را بر خلاف موازین بین المللی ادامه می دهد ، زیرا قوانین بین المللی می گوید که اشغالگران حق ندارند املاك منقول يا غيرمنقول متعلق به افراد يا گروهها و سازمان‌ها را تصرف کرده و یا از بین برده و تخریب نموده و منهدم نمایند اما رژیم ایران مرتکب همه این جرائم شده و به جنایت علیه ملت بلوچ ادامه می دهد.


ملت بلوچ با هیچ قوم و مذهبی سر دشمنی و عداوت ندارد و فقط خواهان حفظ هویت و فرهنگ و مذهب خود هست اما اگر بنا باشد دیگران با تعدی و تجاوز این سرزمین را از ملت بلوچ بگیرند ،ملت بلوچ چنین اجازه ای نخواهد داد و در برابر متجاوزان و متعدیان خواهند ایستاد ، چرا که این سرزمین در طول تاریخ از آن ملت بلوچ بوده است و ملت بلوچ با خون خود این سرزمین را آبیاری کرده و براحتی آن را تحویل متجاوزان نخواهد داد.در آخر چند توصیه به نخبگان و پژوهشگران بلوچ می کنم :


1 : به این موضوع مهم یعنی تلاش رژیم ایران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان بپردازند و چند و چون این موضوع را مورد کنکاش قرار دهند تا مردم بلوچ از این دسیسته بیگانگان متجاوز مطلع شوند.


2 :به وضعيت جغرافيايی و جمعيتی کليه مناطق مسکونی بلوچستان پرداخته و آمار حقيقی جمعیت بلوچستان و جمعیت مهاجران را مورد بررسی قرار دهند.


3ـ دعوت از کليه سازمانهای بین المللی برای بررسی این موضوع و جنایات رژیم ایران در تصاحب زمینهای مردم بلوچ و واگذاری آن به غیر بومیان و قلع و قمع ملت بلوچ و جذب شیعیان ایران به این سرزمین جهت سرکوب ملت بلوچ برای جهانیان شرح گردد .




دلاور بلوچ

صفويت خود فرزند يهوديسم است



نوري مالكي فرزند خبيث صفويت ايران و صليبيت آمريكا



ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

نگاهي به گفتگوي بشير احمد ريگي با روزنامه جام جم ،مطلبي از عبدالرئوف ريگي


بسم الله الرحمن الرحيم

مدتي از انترنت دور بودم اگرچه مطالب و مقالات و اخبار به بنده مي رسيدند اما به علت مشاغل فراوان نمي دانستم توجه خاصي به اين امر بدهم امشب از سوي دوستي انترنت برايم فراهم شد كه برخي مطالب را خواندم و خصوصا گفتگوئي كه از بشير احمد ريگي اخيرا منتشر شده بود و يك سري مطالب خلاف واقع در آن بيان شده بود كه چون راجع به رهبر اعظم و شهيد بزگوار امير عبدالمالك ( رحمه الله) بود ضرورت ديدم اندكي در مورد آن بنويسم و در اين ميان سري هم به برخي ديگر موضوعات بزنم كه شايد باز مدتي از انترنت و كامپيوتر محروم شوم.


بشير احمد ريگي كه نام سرداري طايفه بزرگ ريگي را در قسمت ايران به يدك مي كشد جز اينكه وارث سردار بزرگ مهرالله خان باشد چيزي ديگر ندارد و اگر نام نيك سردار مهر الله خان نبود نيازي نمي ديدم كه سخنانش را مورد تجزيه قرار دهم همانگونه كه در برابرش اين حرف را زده ام.

بشير احمد دو نسبت فاميلي نزديك با بنده دارد و از سوي پدر چند پشت بعد به ما وصل مي شود بدين صورت كه بنده فرزند آزاد فرزند مهندوست خان ، فرزند نورمحمد ، فرزند گلام علي هستم و بشير احمد فرزند مهرالله خان ، فرزند تاج محمد ، فرزند محمد رضا فرزند گلام علي است و از طرف مادر بشير احمد پسر خاله بنده هست يعني مادر من و مادر بشير احمد دختر عمو هستند و پدرشان برادر هستند و مادر بشير احمد دختر اوميت و مادر بنده دختر دادمحمد است و اوميت و دادمحمد با هم برادر هستند كه هر دو فرزند گل محمد هستند و گل محمد فرزند نورمحمدخان فرزند گلام علي خان است.

قبل از هر چيزي بايد بگويم بنده نه نظام سرداري را قبول دارم و نه براي آن ارزشي قايل هستم بلكه آن را ظالمانه و موجب تفرقه و برتري طلبي مي دانم و معتقدم كه همه انسانها از هر طايفه و قومي برابرند و هيچ كس را بر ديگري برتري نيست و خداي برتر را سپاس مي گويم كه اين نظام در بلوچستان از بين رفته است و ديگر كسي براي آن ارزشي قايل نيست و بشير احمد هم همانطور كه در گفتگويش گفته است بيش از سردار نماينده حكومت و شهردار ميرجاوه است چون مي داند كسي براي سردار ارزشي قايل نيست.

مي خواهم مختصرا برخي از سخنان آقاي بشيراحمد را مورد نقد قرار دهم و البته برخي منتقدان امروز مدافع سردارها و مولوي ها شده اند و اگر از سوي جنبش نقدي صورت گيرد اعتراض مي كنند كه چرا عليه اشخاص اجتماعي سخن گفته مي شود گويا مولوي ها و سردارها و برخي تحصيل كردگان العياذ بالله خدا هستند و اشتباه نمي كنند و معصوم هستند و نبايد يك كلمه عليه آنان حرف زد و يا موضعي عليه موضع آنان اتخاذ نمود و و بايد چشم و گوش بسته مطيع مولوي ها و سردارها و دانشگاهيان شد و در پاسخ به اين روزنامه نگاران سخن فاروق اعظم رضي الله را نقل مي كنم كه فرمودند : از كي تا به حال بندگاني را كه آزاد خلق شده اند برده گرفته ايد.

آيا بايد همه ما چشم و گوش بسته مطيع و فرمان بر ملاها و سردارها باشيم و هيچ بر زبان نياوريم كه كافر مي شويم و آيا چنين جايگاه مقدسي به برخي ها دادن مخالف با آموزه هاي اسلام نيست كه يك زن هم در برابر بزرگترين حكمران تاريخ اسلام حضرت فاروق اعظم رضي الله عنه بلند مي شود و اعتراض مي كند و براحتي مطلبش را بيان مي كند.

آيا ملا مي تواند از منبر عليه انديشه و تفكر ما سخن گويد و سردار هر چه مي تواند بگويد اما ما فقط سكوت كنيم و حتي اجازه پاسخ دادن را داشته نباشيم و اگر نظر ملا را رد كنيم و دروغ سردار را افشا كنيم محكوم مي شويم ؟!

يك بياباني در برابر بزرگترين خليفه مسلمانان حضرت عمر فاروق رضي الله عنه بلند مي شود و مي گويد اگر از كتاب خدا و سنت پيامبر تجاوز كردي با شمشير راستت مي كنيم و ما بايد مهر سكوت بر دهان بزنيم و آيا جايگاه مولوي ها و سردارها از حضرت فاروق اعظم رضي الله عنه هم برتر است ؟ تاسف است براي جامعه اي كه روزنامه نگار منتقدش هم چنين در بند باشد و به جاي گشودن درهاي آزادي همه را به سكوت فرا مي خواند. وا اسفا اين موضوع را در مطلبي جداگانه شرح خواهم داد

البته اين بدين معنا هم نيست كه ما مولوي ها را دشمن خود مي دانيم آنگونه كه ر‍ژيم و رسانه هايش تبليغ مي كنند و مي خواهند به نفع خود بهره برداري نمايند و به قول رهبر اعظم امير شهيد : علماء را ما به سه دسته تقسيم مي كنيم يك گروه كساني هستند كه واقعا مزدور و جاسوس هستند مانند : مولوي مصطفي جنگي زهي ، مولوي كريم زائي ، مولوي شهنوازي خاشي و مولوي باراني و ... كه حساب اين گروه مشخص است و همانگونه كه با ديگر خائنان برخورد مي شود با اين گروه هم برخورد خواهد شد و گروهي ديگر هستند كه معقتد به جنايت و تجاوز جنايتكاران هستند ولي سكوت كرده اند و نه از نظام دفاع مي كنند و نه عليه مجاهدان چيزي مي گويند كه آنها را توصيه مي كنيم هجرت كنند و در برابر ظلم و ستم سكوت نكنند و به اين دسته احترام مي گذاريم و گروه ديگر علمائي هستند كه معتقد به ضياع حقوق هستند اما خواهان حل مسائل از راه گفتگو هستند كه ما با اين گروه اختلاف نظري داريم و عقيده داريم كه جز نبرد و جهاد راهي ديگر در پيش نداريم و با اينكه با اين گروه از علماي كرام اختلاف نظر داريم و مسائل شرعي و اسلامي را با دلائل برايشان بيان مي كنيم و نظرات آنها را رد مي كنيم ولي آنها را علماي منطقه مي دانيم و برايشان احترام قايل هستيم و بحث و گفتگو را بين علماء درست مي دانيم و بسياري از علماي منطقه كه با جنبش هم نظر هستند و تحت مجمعي به نام مجمع علماي جنبش فعاليت مي كنند از نظر علمي نظرات اين گروه از علماء را مورد نقد قرار داده و در مورد به خصوصي مي توانند جهل مسئله را به طرف مقابل نسبت دهند كه اين خلاف ادب نيست كه امام مالك ره در دهها مسئله مي فرمود من نمي دانم و جهل يك مسئله دليل نمي شود كه يك فرد كلا جاهل خوانده شود آنگونه كه برخي افراد بي علم برداشت كرده اند.

دشمن مي خواهد اين اختلاف نظر را اختلاف واقعي جلوه دهد البته دشمن كور خوانده است اين جنبش در دفاع از مردم و دين و علماي منطقه بپاخواسته است و تا آخر بر اين مرامش خواهد بود و دشمن نمي تواند سوء استفاده كند ، اين همان دشمني است كه علماي ما را به شهادت رساند چگونه الان مي تواند داعيه دفاع را داشته باشد ؟ خون مولوي عبدالملك ملازاده و مولوي عبدالناصر و مولوي احمد ميرين و شيخ ضيائي و مولوي نعمت الله و مولوي عبدالحكيم و مولوي الهياري و مولوي عبدالستار و مولوي يارمحمد و ... هنوز خشك نشده است و همين خونها بوده است كه جوانان را بيدار نموده و جنبش مقاومت جندالله از همين لاله ها روئيده است و چگونه ممكن است در قلب مجاهدين دشمني يا بي احترامي نسبت به علماي اهلسنت باشد و امروز هم جنبش مدافع علماي خود هست اگر چه انتقاد و اختلاف نظر را مجاز مي داند وبرايش اشكالي نمي بيند و انتقاد و اختلاف نظر را سبب رشد و بالندگي جامعه مي داند و در صدر اسلام هر عالمي مي توانسته است نظر خود را بيان كند و همه مكلف نبوده اند كه نظر يك عالم را بپذيرند و پيدايش مذاهب اربعه خود دليل آزادي راي و نظر در جهان اسلام بوده است كه هر عالم و فقيهي مي توانسته بدون هيچ ترس و واهمه اي نظر و انديشه خود را بيان كند.

اما سربازان سر بكف جندالله به دشمن اجازه نمي دهند كه نگاه بد به سوي علماي حقاني و رباني نمايد و خواهند كشيد چشماني را كه بخواهند به سوي علماء نگاه كنند و دشمن خبيث در كمين است كه سوء استفاده نمايد لذا بهتر است همه مواظب توطئه هاي شوم وزارت اطلاعات باشيم.

بحث به درازا كشيد موضوعي را كه مي خواستم مورد بحث قرار دهم مصاحبه بشير احمد ريگي بود كه بايد بگويم كه بشير احمد در گفتگو با جام جم براي اولين بار يك سري نقاط مثبت هم بيان كردند كه جا دارد از اين جراتش قدرداني كنم و كاش به جاي تمجيد و تعريف از متجاوزان و جنايتكاران و قاتلان به پيروي از پدر بزرگوارش مهرالله خان حقايق را بيان مي كرد و در بندگي و بردگي بيگانگان تا اين اندازه پيش نمي رفت و خود را رسواي خلايق نمي كرد.

بشير احمد ريگي طايفه ريگي را يك طايفه ايراني معرفي نمود كه از لحاظ تاريخي اثبات اين موضوع مشكل است اگر چه همكاري هائي بين طايفه ريگي و ايرانيان بوده است اما نگاهي به تاريخ و مناطق مسكوني فعلي و سابق اين طايفه بزرگ نشان مي دهد كه اين طايفه ارتباطي با ايران نداشته است و هنوز هم اعضاي اين طايفه در مناطق دور دست پاكستان و افغانستان و هند زندگي مي كنند كه ممكن نيست با ايران ارتباطي داشته باشند به طور مثال اعضاي اين طايفه در مناطق مرزي با پنجاب و در مناطق نزديك به سنده و در مناطق دور افتاده خاران و حتي در مناطقي از هند زندگي مي كنند و اين نشان مي دهد كه اين طايفه يك طايفه بلوچي بوده است و هست و ارتباطي با ايران نداشته است البته پس از معاهدات انگليس و تهران بخشي از مناطقي كه ريگي ها در آن سكونت داشتند به ايران داده شدند و بخشي ديگر به خان قلات واگذار شدند كه الان هم تحت سيطره پاكستان هستند و اين منطقه ماشكيل ناميده مي شود.

آقاي بشير احمد ريگي در گفتگويش با جام جم اصول صداقت و شرافت را زير پا نهاده و به دروغ روي آورده و اتهاماتي را متوجه رهبر شهيد امير اعظم عبدالمالك ( رحمه الله ) كرده اند كه واقعا ناراحت كننده هستند زيرا كه هيچ اساس و پايه اي ندارند و كاملا دروغ هستند .

بشير احمد در اين مصاحبه گفته اند :بنابه گفته خود ریگی، او از آن موقع به بعد بنابر دلایلی از طالبان جدا شده و به آمریكایی‌ها می‌پیوندد.

كل ديدار آقاي بشير احمد با رهبر شهيد امير عبدالمالك (رحمه الله) دو مرتبه انجام گرفت كه در هر دو ديدار بنده همراه ايشان بودم يك ملاقات در يك عروسي در زاهدان كه رهبر شهيد در اين مراسم به سخنراني پرداختند و بدون هيچ گفتگوئي با بشير احمد مجلس را ترك فرمودند و ملاقات ديگر در منطقه برابچه و هنگام دستگيري نيروهاي متجاوز قرارگاه ناهوك بود كه در اين ديدار هم بنده حضور داشتم و رهبر شهيد به هيچ عنوان چنين كلمه اي مطرح نكردند بلكه رهبر بزرگوار تا آخر به طور مستقيم با آقاي بشير احمد حرف نزدند و فقط هنگام خداحافظي به بشير احمد گفتند اگر از طرف بنده به شما اسائه ادب شده است من را ببخشيد كه بشير احمد در پاسخ گفتند من ارزشي ندارم و غالبا ترسيده بود و نمي دانست چه بگويد.

در اين جلسه بر خلاف آنچه بشير احمد مدعي شده است بشير احمد فقط يك بار يك حرفي اهانت آميز زد كه همه مجلس از حرفش ناراحت شدند و حتي مرحوم شاه سليم خان بزرگ طايفه ريگي در ماشكيل به زبان شيرين به رهبر مخاطب شده گفتند اين يك اشتباه بود و شما به بزرگيتان درگذر كنيد كه رهبر بزرگوار فرمودند مشكلي نيست و همينجا بود كه من خطاب به بشير احمد گفتم اينجا همه فدائيان رهبر نشسته اند و به كسي اجازه توهين نمي دهند كه بشير احمد در پاسخ بنده گفتند آقاي مولوي من اشتباه كردم و غلط كردم و.....

كه باز رهبر عظيم فرمودند مشكلي نيست هر كس مي تواند هر حرفي دارد بزند و حرف هر كس نشانگر شخصيتش است و از بنده خواستند كه موضوع را خاتمه دهم.

بشير احمد ريگي در اين گفتگويش سخن دروغي را به مرحوم حاجي شاه سليم خان ريگي بزرگ طايفه ريگي در ماشكيل نسبت داده است كه واقعا موجب حيرت است در حالي كه حاجي شاه سليم خان از اول تا آخر گفتگويش به رهبر اعظم مي گفتند كه شما نه تنها عزت طايفه ما كه عزت قوم بلوچ هستيد و دهها بار اين جمله را تكرار نمودند كه واقعا در حيرت هستم كه بشير احمد چگونه به خود جرات داده است كه به يك شخصي كه وفات كرده است چنين دروغي نسبت دهد و آيا شرافت چنين بي ارزش شده است.

بشير احمد اين دروغش را چنين شرح داده است :یادم هست شاه سلیم خان به مالك گفت كارهای تو هم خیانت به ریگی‌های ایران است و هم ریگی‌های پاكستان. مالك گفت: چطور؟ جواب داد: به این دلیل كه از روزی كه شما این سربازها را به گروگان گرفتی، جمهوری اسلامی از درون ایران تا جایی كه ما زندگی می‌كنیم، قدم به قدم سرباز گذاشته. خودت خوب می‌دانی كه كلیه مایحتاج زندگی ما از ایران تامین می‌شود؛ از مواد سوختی گرفته تا آرد و تاید. چرا كه ما به ایران نزدیك‌تریم تا اولین مركز پاكستان

در صورتيكه شايد در اين مجلس دهها نفر از بزرگان طوايف بوده اند و همه گواهي خواهند داد كه اين حرف بشير احمد دروغ است و مرحوم شاه سليم خان هرگز چنين حرفي نزدند و باز جوابي كه آقاي بشير احمد از رهبر جنبش نقل كرده است واقعا خنده دار است و ارزش نقل كردن را ندارد زيرا اين پاسخ هيچ ارتباطي به اين سوال ندارد چنانچه بشير احمد پاسخ رهبر شهيد را چنين نقل كرده اند:

مالك جواب داد: «حاجی شما چقدر سست عنصرید! نباید این طوری باشید. من تا 2 سال پیش نیازمند یك تیكه نان بودم، اما الان آمریكا آنقدر دلار برایم می‌ریزد كه نمی‌دانم چطوری جمعشان كنم. اين يك دروغ و بهتان بزرگي از سوي بشير احمد است

خوانندگان مي توانند خود در اين باره قضاوت كنند كه اين پاسخ چه ربطي به سوال دارد

اما حقيقت اين است كه خوبيار خان بزرگ طايفه يارمحمد زهي سوالي همچنيني مطرح كردند آن هم نه به اين صورت كه بشير احمد مطرح نموده است بلكه آقاي خوبيار خان گفت پس از دستگيري اين سربازها خيلي اوضاع سخت شده است و حكومت خيلي سخت گيري مي كند كه رهبر جنبش در پاسخ گفتند آقاي سردار شما كه قبلا مي گفتيد حكومت ظلم نمي كند و آيا اين كه ما نيروهاي ر‍ژيم را گرفته ايم چرا بر شما سخت گيري مي كنند و آيا اين ظلم نيست ؟ و آيا براي اينكه با شما سخت گيري مي كنند بايد مبارزه با ظلم و جبر را ترك كنيم؟

و آيا بايد بگذاريم دين ما مورد اهانت قرار گيرد و سرزمين ما به تاراج برود و جوانان ما اعدام شوند و علماي ما ترور شوند و مساجد ما منهدم شوند و مدارس ما با خاك يكسان شوند ؟ نه و هرگز

من آرام نخواهم نشست

اين خلاصه سخنان رهبر جنبش بودند كه بشير احمد چنين دروغي مطرح كردند كه هيچ عاقلي سخنش را باور نخواهد كرد.

در آخر از بشير احمد مي خواهم كه توبه كند و بداند كه روزي بايد در پيشگاه الله حاضر خواهد شد و بايد كرده ها و گفته هاي ناحق و دروغ خود جزا بيند پس بهتر است كه توبه كند و باز آيد و اگر به خيانت و دروغ ادامه دهد خلق خدا او را نخواهند بخشيد.

از ما پند

اگر نام رهبر بزرگ و شهيد اعظم در ميان نبود هرگز وقت خود را به پاسخ دادن به اشخاصي همچون بشير احمد كه خدمت و ولائشان براي متجازان كافر و ظالمان بي دين ثابت است به هدر نمي دادم و اين نوشتار را فقط در دفاع از خورشيد هميشه تابنده سرزمينم (امير عبدالمالك ره ) كه هرگز نورش خاموش نخواهد شد نوشتم.

عبدالرئوف ريگي

19 رمضان 1431 / دوشنبه 08 شهريور 1389

برابر با

Aug 30 2010





انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان: دستگيري و ضرب و شتم شهروندان بلوچ همچنان ادامه دارد

انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان: دستگيري و ضرب و شتم شهروندان بلوچ همچنان ادامه دارد
بنا بر گزارش" انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان " تعداد شش تن از جمله چند روحانی اهل سنت شهرستان سراوان (که هنوز از مشخصات آنها اطلاعي در دست نيست) دستگیر شدند
طبق تحقیقات انجام شده نیروهای لباس شخصی که از مامورین اداره اطلاعات زاهدان بوده اند حدود يک هفته قبل با ورود به منازل این افراد آنها را علاوه بر ضرب و شتم دستگیر و همراه خود به زاهدان منتقل ميکنند.
گفته میشود این روحانیون سال گذشته آخرین سال طلبگی خود را گذرانده و در "ختم صحیح بخاری" گذشته عمامه گذاری شده اند.
اکنون بیش از یک هفته از دستگیری آنها میگذرد, علی رغم پیگیری فراوان خانواده های آنان ازمحل دقيق نگهداری و یا علت دستگیری فرزندان خود اطلاعی ندارند.
متاسفانه در گذشته هم روحانیون اهلسنت از نقاط مختلف بلوچستان به دلایلی نامعلوم ربوده شده و بعدها با اتهاماتی همچون "نشر وهابیت یا همکاری با سازمانهای مسلح بلوچ" مواجه شده اند.
آزار و اذیت شهروندان بلوچ زاهدان توسط نيروهاي انتظامي و لباس شخصيهاي رژيم
ورود نیروهای فشار به خیابانها و اماکن عمومی و مورد آزار و اذیت قرار دادن مردم هر چند وقت یکبار در سطح شهر زاهدان مشکلاتی را برای مردم مخصوصا شهروندان بلوچ بوجود میاورد.
نیروهای فشار و عوامل اجرا کننده برخورد با شهروندان اکثرا بسیجی های غیر بومی و یا تندرو هاي زابلی های مقیم زاهدان هستند، این نیروها در نقاط مختلف شهر در حال تردد هستند و با بهانه های مختلف افرادی را که دارای لباس بلوچی هستند مورد آزار و اذیت قرار میدهند و به حقوق آنها تجاوز میکنند. .
در طي هفته اخير مشاهده شده است که فردی که همراه همسر و فرزندان خود به "پارک پردیسان" رفته بود مورد ضرب و شتم نیروهای فشارقرار ميگيرد و به همسر او اهانتهای تندی شده است - همچنین "خیابان شریعتی" که یکی از خیابانهای منتهی به بازار است هر روز صحنه برخورد عوامل فشار با شهروندان بلوچ است.
اکنون نیز این برخوردها استمرار دارد و نیروهای لباس شخصی و گاها نیروی انتظامی همچنان به برخورد خودسرانه با مردم ادامه میدهند. در حال حاضر عمده فعالیت این نیروها در پارکها و بازار زاهدان است, هنوز مشخص نیست این برخوردها چه مدت بطول بیانجامد.
گفتنيست شهروندان بلوچ هیچ نقشی درامنیت شهرها و مناطق خود ندارند و به نظر میرسد دستگيري و ضرب و شتم مردم و علماي
ديني صرفا به خاطر سرکوب و ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم وعلما باشد
انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان

بدون شرح

نقش پاسگاه قطار خنجک(کتار خنجک) در قتل رانندگان

این پاسگاه در 20 کیلومتری جنوب غربی شهر زاهدان و در محل دوراهی دومگ قرار دارد، تاریخ فعالیت نیروهای امنیتی به قبل از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی به رهبری خمینی باز میگردد، بر ضلع جنوبی دیوار این پاسگاه عبارت" ما آمده ایم تا جنوب شرق کشور را به گورستان اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر تبدیل کنیم" نوشته شده است.
دو سال قبل پایگاه دیگری در چند متری این پاسگاه بنا شده است که نیروهای مرصاد در آن مستقر هستند، این نیروها هر روز در تعقیب خودروهای عبوری هستند در طی مدت فعالیت این نیروها در آن پایگاه نه تنها کوچکترین کمکی به مردم منطقه نشده است بلکه دهها راننده بی گناه بر اثر شلیک مستقیم مرصادیها جان خودشان را از دست داده اند.
پلیس راه زاهدان—خاش یکی از مراکز دایر شدن ایست و بازرسی و آزار و اذیت مردم توسط نیروهای مرصاد قطار خنجک است، این نیروها بسیاری از خودروهای عبوری را با برچسب قاچاقچیان سوخت توقیف می کنند.
در میان این نیروها حتی یک فرد بلوچ وجود ندارد، همانطور که مطلع هستید بلوچها هرگز در پستهای اداری و امنیتی بکار گرفته نمیشوند، وجود این تبعیض ها عمده ترین منشا زد و خوردها در بلوچستان بشمار میرود.

بلوچی گپ

مسجد جمکران چاه خودش را قبول ندارد نامه ها به امام زمان نمی رسند، خمیرمی شوند

در روزی که به گفته متولیان و طرفداران مسجد جمکران، سالروز صدور فرمان امام زمان برای ساخت این مسجد است، پایگاه اطلاع رسانی مسجد جمکران با انتشار مطلبی، اعلام کرد چاه مشهور این مسجد "هیچ ویژگی ندارد."
با وجودی که متولیان مسجد جمکران در این مطلب تاکید کرده اند بنایی برای تشویق مردم به عریضه نویسی و انداختن این عریضه ها در چاه ندارند، امادر عین حال برای خدمت به زائران مسجد، عریضه ها را در اختیار زائران می گذارند.
این مطلب همچنین تصریح کرده که در بنرها و تابلوهایی که در نقاط مختلف مسجد جمکران نصب شده، "ویژگی نداشتن" چاه مشهور این مسجد تذکر داده شده و اگر نهی مراجع تقلید از برخورد با مردم نبود، "شاید متصدیان امر تصمیم دیگری را اتخاذ می کردند."
متولیان مسجد جمکران توضیح نداده اند تصمیم گیری درباره چاه این مسجد چه ارتباطی به برخورد با مردم دارد. این در حالی است که در آذر ماه سال 1387مسئولان این مسجد با همکاری اداره اوقاف استان قم یک اصله درخت کهنسال سرو راکه در محوطه مسجد جمکران قرار داشت به بهانه مبارزه با خرافات قطع کردند.قطع این درخت 500 ساله سرو که اعتراض گسترده تشکل های زیست محیطی را به دنبال داشت پس از آن صورت گرفت که برخی زائران مسجد جمکران با بستن پارچه و قفل به آن دخیل می بستند و انتظار حاجت گرفتن داشتند.
پیش از این مسئول روابط عمومی این مسجد با تاکید بر اینکه "چاه جمکران قداست خاصی ندارد" وعده داده بود که "در روز 17 رمضان سند مهمی درباره چاه عریضه منتشر خواهد شد."ابراهیم صدوقی اگرچه منتقدان چاه جمکران و عریضه نویسی در آن را "دشمنان فرهنگ ارزشمند و قدرتمند انتظار" نامیده اما در عین حال افزوده بود: "چاه عريضه يکي از بخشهايي است که از ديرباز وجود داشته است، ويژگي و اهميت خاصي ندارد و ارتباط دادن آن با جايگاه و قداست اصل مسجد مقدس جمکران مردود است."
نامه ها خمیر می شوند
اینک دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد جمکران درباره چاه مشهور این مسجد و سرنوشت نامه های مردمی که به آن انداخته می شود، توضیحات بیشتری داده است.حجت الاسلام مرتضی وافی در گفت و گو با خبرگزاری مهر گفته: "ما معتقدیم تمام این نمادها و حرکتهای اصیل و ماندگار باید حفظ شود مگر اینکه زمینه سوء استفاده ای از آن فراهم شود و ما نتوانیم آن را از خرافات، شبهات و آفات حفظ کنیم. اما این اتفاق در رابطه با چاه جمکران رخ نمی دهد."
وی افزوده: "زائران از داخل یا خارج از کشور کنار چاه جمکران با عریضه مکتوب خود حاضر می شوند در غیر این صورت کاغذهایی به مبلغ 100 یا 150 ریال در اختیار آنها قرار داده می شود و با توجه به عریضه ای که توصیف شد متن عریضه خود را می نویسند و آن را داخل چاه می اندازند. هر دو تا سه ماه ورود به چاه صورت می گیرد این نامه ها بیرون آورده می شود. گاهی اگر شیء قیمتی میان آنها باشد خارج می شود اما در مسجد به شدت اطلاع رسانی می شود که زائران اشیاء قیمتی خود را داخل چاه نیندازند. پس از خارج کردن، این نامه ها به خمیر تبدیل می شوند و احدی آنها را نمی خواند. گاهی نامه ای به دفاتر فرهنگی یا دفتر تولید می رسد که دربرگیرنده درخواست و خواهشی بوده و در انتهای آن نوشته شده است که به عنوان عریضه این نامه را داخل چاه هم بیندازید."

فعالیت مجدد وبلاگ بلوچی گپ

سلام خدمت دوستان
وبلاگ بلوچی گپ پس از چندین بار فیلتر شدن در فضای بسیار نا امن بلاگفا و نقل مکان به آدرس های جدیدتر در همان فضا این بار برای نخستین بار فعالیت خود را در بلاگ اسپات آغاز میکند، نظر به اینکه فعالیتهای گذشته ما محتوی خبری، تحلیلی داشته لذا در نظر داریم همان فعالیتها را در اینجا نیز ادامه دهیم.
سعی بر آنست که محتوای مطالبمان را بیشتر به مشکلات و معضلات موجود و عواملی که باعث بوجود آمد معضلات میشود، معطوف کنیم، امیدواریم مطالبی که در بلوچی گپ منتشر میکنیم رضایت خاطر شما دوستان را جلب کند،
آدرس جدید ما در بلاگ اسپات
http://gapgaal.blogspot.com/
آدرس ایمیل ما baloch.gap@gmail.com

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

ادعای دروغین سرکرده اطلاعات رژیم آخوندی : بر تمام فعاليت‌ها و تحركات "مبارزین جنبش مقاومت " تسلط كامل داريم.

به گزارش آژانس خبری تفتان : از آنجاییکه ماه مبارک رمضان ، ماه عبادت و رحمت است مبارزین جنبش مقاومت به همین بهانه به رژیم آخوندی مهلت داده اند که درباره ی ظلم و تشدد علیه ملت بلوچ تجدید نظر کرده و پای مذاکره با مبارزین بنشیند.
اما رژیم آخوندی از این تاکتیک مبارزین سوء استفاده کرده و آخوند جنایتکار مصلی در جدیدترین بیان خود گفته "تحركات مبارزین جنبش مقاومت كاملا تحت كنترل دقيق اطلاعاتي و امنيتي ايران است و بر تمام فعاليت‌ها و تحركات آنها تسلط كامل داريم. "
رژیم آخوندی به جای توبه و رجوع از جنایتهای چندین ساله ی خود ، دست به تهدید و خبرافکنی دروغین و تهمت به مبارزین زده و از عملکرد خود راضی به نظر میرسد.
اگر رژیم از این روند فاشیستی و جنایتکارانه خود دست بردارد مبارزین جنبش مقاومت مردمی (جندالله ) بعد از عید الفطر عملیاتهای خود را بر خلاف مزدوران سپاه و بسیج شروع خواهند کرد .
مبارزین با فرماندهی رهبر جدید امیر محمد ظاهر بلوچ ، آماده باش از گذشته خودشان را نشان داده اند و با بیعت با رهبر جدید به دنیا نشان دادند که هدفشان مال و دولت و شهرت نبوده ، بلکه برای راندن دشمنی از سرزمینشان قیام کرده اند که پدرانشان و برادرانشان را با بدترین جنایت و وحشیگری شهید کرده و به مقدس تان اسلام مبین ، اصحاب رسول ص توهین کرده اند.
در بین جوانان مبارز ، شعور ایمانی و جذبه جهاد و شهادت از دور نمایان است .
مبارزین فقط برای رضای خدا قیام کرده اند و از هیچ کس باکی ندارند ، رژیم برادرنشان و پدرانشان را تحت فشار قرار میدهد و آنها را به کوهستانهای بلوچستان میفرستد و تقاضای ممانعت فرزندانشان را از جهاد میکند و آنها را تهدید به مرگ میکند که بروید فرزندانتان را بیاورید و الا شما را هم محاکمه میکنیم .
آری ایمان در مبارزین مشاهده میشود و مبارزین با خدای بزرگ قسم یاد کرده اند که اگر تمامی اعضای خانواده محاکمه و یا زندان گرددند یک وجب از مبارزه و قیام علیه رژیم آخوندی عقب نشینی نخواهند کرد و ندای پیروزی یا شهادت سر میدهند.

به احمدی نژاد اجازه ورود به مجمع عمومی سازمان ملل را ندهید...

جناب دبیر کل ، آقای بان کی مون ، من این نامه را با احترام برای شما امضا میکنم تا احمدی نژاد را به سازمان ملل راه ندهید او رییس جمهور ملت ایران نیست او رییس رژیم سنگسار و رژیم قاتلان مردم ایران است. پذیرش چنین قاتلی زنجیره ای یعنی فراهم کردن بستری برای پذیرش رییس جمهوری او. احمدی نژاد ریس دولتیست که اعدام کرده و میکند زندانیان را شکنجه میدهد و ترور میسازد و به زنان و کودکان تجاوز میکند. حداقل خواسته من از شما راه ندادن این جانی به سازمان ملل است . من و ما را در خواسته ام یاری دهید.
( هموطنان با امضا این طومار به رفتن احمدی نژاد به سازمان ملل اعتراض کنیم)
iransolidarity.org.uk

جایگاه پیامبر اکرم در بین شیعیان!...

حسن نقوی ـ قم
سنی نیوز: از بخت قضا در جلسه‫ای شرکت داشتم که شیخی به نام عبدالغفور خاطرات خود را در مورد انقلاب اسلامی ایران (!) تعریف می‫کرد. ایشان می‫گفتند:
اوائل انقلاب بود که برخی از سران حرکات اسلامی را به ایران دعوت کرده بودند. که من سرگروه اسلامگرایان پاکستان بودم. قرار بود ما را به ملاقات آیت الله خمینی ببرند. ظاهرا به بهانه کسالت ایشان، ما را نزد یکی از آیات بزرگ دیگر بردند.
از جمله مواردی که این آیت مطرح کرد، قضیه وحدت بود. که از ما پرسیدند چگونه می‫توان بین شیعیان و سنیها وحدت ایجاد کرد.
من گفتم: شما لطف کنید بفرمائید اساس وحدت چیست، و بر چه اصول و قواعدی باید اتحاد صورت گیرد؟ تا من بگویم چگونه وحدت ایجاد می‫شود.
ایشان گفتند: من پرسیدم، و شما جواب دهید!
من گفتم: اعتراف و گواهی به ( محمد رسول الله و الذین معه...) ـ محمد فرستاده و رسول خداست و آنان که با او بودند.. ـ این همان چیزی است که قرآن پاک آنرا در سوره فتح ثبت کرده است!
ایشان مغرورانه پوزخندی زده گفتند: ولی شما آل بیت را قبول ندارید!
من با تعجب از این ساده لوح گری او گفتم: نه عزیز! ما چون رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را پذیرفته‫ایم، پس اهل بیت ایشان روی سر و چشمانمان قرار دارند!
او پرخاش کرده گفت: پس فرق ما و شما چیست؟
گفتم: اجازه بدهید با یک مثال یا داستان رمزی قضیه را برایتان روشنتر کنم:
آورده‫اند که روزی در مجلس مسیحیان ندا زده شد: خداوند تشریف می‫آورند! کسی از مسیحیان از جای خود برنخواست. و گویا هیچ ندایی داده نشده باشد، و قضیه برایشان هیچ اهمیتی نداشت!
سپس ندا آمد که؛ عیسی فرزند خدا ـ العیاذ بالله ـ تشریف می‫آورد!
همه از جای خود برخواسته سر تعظیم فرود آورده ادای احترامات کردند!
یعنی اینکه مسیحیان خدا را چون به گمان آنها پدر عیسی است می‫شناسند و به خاطر عیسی برایش احترام و تعظیم و ارزش قائل هستند. اما خدائی و عظمت او برایشان هیچ اهمیتی ندارد!
و همچنین در بین شیعیان ندا آمد که: رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) تشریف می‫آورند!
پیام برایشان بسیار بی‫محتوا و پوچ بود، هیچ کسی از جای خود برنخواست. گویا رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شخصی گمنام در بین آنهاست که هیچ ارزش و اهمیتی برایشان ندارد.
سپس صدا آمد که امام حسین نوه‫ی رسول خدا تشریف می‫آورند.
شیعیان جملگی از جای برخواسته سر تعظیم فرود آورده شروع کردند به ناله و زاری و شیون و روضه خوانی و به سر و صورت خود کوبیدن و ادای هزار ادا و احترام!...
جناب آیت الله، شما پیامبر را به خاطر چند نفر از اهل بیتش که آنها را با ذوق و سلیقه خود اختیار کرده‫اید می‫شناسید. اما ما پیامبر را بخاطر اینکه رسول خداست می‫شناسیم. و سپس همه اهل بیت ایشان را احترام گذاشته در جایی که شایسته آنهاست قرار می‫دهیم!
سخنان این شیخ پاکستانی لحظه‫ای مرا بخود آورد: از خود پرسیدم؛ آیا واقعا ما ایرانیها چنین از راه بدر شده‫ایم.
رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) را رها کرده، تنها به چند تن از خویشان او روی آورده‫ایم؟!
کمی به خود آمده اندیشیدم. دیدم از فرزندان پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ما تنها حضرت فاطمه زهراء را می‫شناسیم!
پس نام و نشان سایر دختران و پسران آن حضرت را چرا زنده بگور کرده‫ایم؟!
از همسران آن حضرت تنها خدیجه را ـ چون مادر فاطمه است ـ می‫شناسیم، پس سایر همسران آن حضرت کجا رفتند؟!
از فرزندان فاطمه تنها حضرت امام حسن و امام حسین را می‫شناسیم، پس دخترشان ام کلثوم چی شد؟!
و چرا امام حسن بسیار کم رنگ و امام حسین خیلی پر رنگ است؟!
سپس از خویشان و پسر عموهای آن حضرت تنها حضرت علی را می‫شناسیم، سایرین کجا رفته‫اند؟
و چرا از فرزندان حضرت علی تنها امام حسین؟! بقیه کجا شدند؟!
آیا پیامبر فقط برای همین یک دختر و دو نوه‫اش برانگیخته شده بود؟!
دیدم که واقعا ما خیلی کم لطف و بی‫وفا و شاید هم خائن و جنایتکار هستیم!
و وقتی به کتابخانه فارسی مراجعه کردم تا کتابی در زندگینامه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) بیابم، دریافتم که ما را با رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هیچ نزدیکی و قرابت و دوستی و مهری نیست!
در کتابخانه فارسی که می‫بایستی یکی از پر رونق ترین کتابخانه‫های اسلامی باشد، جز چند کتابی که سنیها از عربی ترجمه کرده‫اند و رویشان مهر "ویژه اهل سنت" ـ به نشانه تنگ نظری و کوته فکری ما ـ زده شده و پس از سانسورهای متعدد وزارت ارشاد با تیراژهای بسیار پایین چاپ شده‫اند، ویکی دو کتاب که غربیهای کافر از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نوشته‫اند و به فارسی ترجمه شده چیزی نمی‫یابی!!!..
ولی اگر کتابی در مورد امام حسین (ع) بخواهی صدها کتاب در کتابخانه ما هست!
در مورد امام علی (ع) هم همچنین! در مورد امام سجاد، و امام باقر، و امام جعفر، و امام رضا نیز کتابخانه ما پر است!
ولی رسول و فرستاده خدا را در کتابخانه و خانه‫ها و مسجدها و حسینیه‫های ما جایی نیست؟!.. ما در هر شهر صد تا حسینیه برای گریستن بر امام حسین (ع) داریم، ولی یک "محمدیه" برای شناختن حضرت رسول پاک نداریم!
اینجا بود که این واقعیت تلخ مرا شوکه کرد. و با کمی اندیشیدن در واقع تلخ، و حقیقت تلختر دریافتم که؛ واقعا ما شیعیان گول خورده‫ایم! ما را با دین حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) و با اسلام ناب محمدی که شعار ماست هیچ رابطه‫ای نیست! دین ما یک دین ساختگی و یک مرامی است سیاسی که چند آخوند دنیا پرست شهوتران آنرا ساخته‫اند!
و دریافتم که تنها راه نجات چنگ زدن به قرآن ؛ کلام پاک خداوند رحمان، است که به شکرانه حق از چپاول آخوندها در امان مانده است. سپس در سایه قرآن باید رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) که پیک وحی و مفسر قرآن، و نمونه و اسوه و مثال زنده قرآن در شکل بشر بود را شناخت. و با چنگ زدن به قرآن و راه و روش و سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می‫توان بنده‫ای مؤمن و نیکو برای خداوند متعال، آنچنان که او خواسته، بود!
به امید روزی که ملت ما با چشم و گوش باز مهار خود را از دست آخوندهای دروغین دنیا پرست گرفته ، عقلهای خود را به کار اندازد تا راه را از چاه تشخیص دهد. و به قرآن و راه وروش و زندگی پیامبر خدا چنگ زند...

گزارش کمیسیون رفع تبعیض نژادی و "سکوت" رسانه های ایرانی

کمیسیون و یا کــمـیـته هیجده نفره ناظر بر رفع تبعیض نژادی سازمان ملل مـتـحـد (The Committee on the Elimination of Racial Discrimination) در گزارش (۱) دوره ای خود که دیروز جمعه پنجم شهریور۱۳۸۶ در مقر سازمان ملل در ژنو منتشر شد، در راستای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد از دولت ایران مصرانه تقاضا نمود تا به تبعیض نژادی (Racial Discrimination) برعلیه اقوام (ملیت های) ایرانی نظیر بلوچ، کرد، آذری، عرب، ترکمن و غیره پایان دهد. این کمیسیون با ابراز نگرانی شدید نسبت به اعمال تبعیض نژادی سیستماتیک بر علیه اقوام ، از دولت ایران خواست به قرارداد (کنوانسیون) بین المللی مبارزه با نژادپرستی (۲) که ایران (۳) نیز امضاء کننده آن است پایبند باشد. این گزارش به زبان های مختلف از جمله انگلیسی توسط خبرگزاری ها و رسانه های معتبر جهان منعکس شده است. اما متاسفانه در رسانه های فارسی زبان انعکاس آن بسیار کم رنگ بود. رسانه های داخل کشور هیچگونه اشاره ای با این گزارش نکرده اند.

در ابتدای گزارش (در بخش مقدمه) از حضور فعال نمایندگان عالیرتبه دولت ایران ومقامات ارشد وزارتخانه ها و نهاد های حکومتی ایران در مراحل مختلف تفحص و تحقیق، و همچنین از ارائه مدارک و اسناد مربوطه و همکاری قابل تقدیر مقامات حکومتی در پروسه بررسی و تحقیق کمیسیون، تشکر و تقدیر شده است. ظاهراً دولت ایران ارائه مدارک و مستندات خود را از ژوئـیـه سال ۱۹۹۹ میلادی آغاز نموده و سپس حداکثر تلاش و همکاری لازمه با کمیسیون را برای وصول یک گزارش مثبت از سال ۲۰۰۶ آغاز کرده است است و بر طبق مندرجات صفحه اول گزارش ، تعداد زیادی از مقامات بلندپایه دولتی حداکثر تلاش و همیاری خود را با کمیسیون نموده اند، که از همه آنها تشکر و تقدیر شده است.

دولت ایران ظاهراً در مراحل تفحص و تحقیق کمیسیون تلاش نموده است تا به کمیسیون نشان دهد که هیچگونه شکایتی مبنی بر تبعیض از سوی افراد و یا گروه های وابسته به اقوام ایرانی در داخل کشور مطرح نشده است؛ و در نتیجه به دلیل فقدان شکایت و عدم طرح ادعا های حقوقی مربوطه در داخل کشور، کمیسیون نباید رای بر وجود تبعیض در ایران بدهد. اما کمیسیون در بند چهارده گزارش خود این استدلال ایران را بی پایه و اساس دانسته و در گزارش خود تاکید کرده است که عدم طرح شکایت و یا درخواست برای رفع موانع تبعیض از طرف شهروندان داخل کشور؛ دلیل بر عدم وجود تبعیض نژادی نیست. زیرا علاوه بر محدودیت های زبانی، قربانیان تبعیض هیچگونه اعتماد و یا اطمینان حقوقی نسبت به پلیس (مامورین انتظامی) و مقامات قضائی ندارند؛ و اصولا نمی توان شکایت از سیستم تبعیضگرا و مقامات تبعیض کننده را به همان سیستم و مقامات برد.

کمیسیون هیجده نفره رفع تبعیض نژادی سازمان ملل مـتـحـد، ایران را به دلیل عدم ارائه آمارهای لازم در مورد اقوام و مناطق اقوام نشین ایرانی، علیرغم سرشماری نفوس کشور در سال ۲۰۰۷ در ایران، سرزنش نموده است. در این گزارش آمده است که مشارکت عملی افراد و گروه های وابسته به اقوام ایرانی در امور مملکتی و عمومی بسیار پاینتر از حد انتظار می باشد. این گزارش همچنین در مورد وضعیت تبعیض رسمی و دوگانه بر علیه زنان در مناطق قومی ابراز نگرانی کرده است و از دولت ایران تقاضا نموده تا برای رفع تبعیضات موجود اقدامات عاجل بعمل آورد. در بند ث ( بند نگرانی ها و پیشنهادات)، کمیسیون از دولت ایران درخواست شده است تا در سرشماری بعدی یک سوال در مورد قومیت افراد نیز در پرسشنامه سنجش نفوس گنجانده شود تا افراد بتوانند آزادانه قومیت خود را ثبت و مشخص کنند و نتایج آن بطور رسمی و منصفانه اعلام شود. کمیسیون همچنین در بند پانزده گزارش خود به موارد تبعیض در زمینه مسکن، آموزش، مساوات و آزادی بیان، مذهب، بهداشت و اشتغال پرداخته است و خاطر نشان ساخته که استان های اقوام نشین ایران فقیرترین مناطق کشور هستند. در بند هفده گزارش از دولت ایران درخواست شده است تا از طریق تعامل و همیاری با گروه ها و جوامع مختلف وابسته به اقوام ایرانی مطالعات همه جانبه ای را جهت رفع تبعیض انجام دهد. اقوام ایرانی بخصوص بلوچ ها و کردها که عمدتا ً سـُنـی مذهب نیز هستند، بدلیل تبعیضات مندرج در قوانین جمهوری اسلامی و حتی بطور فراقانونی مورد اجحاف و ستم مضاعف قرار می گیرند بطوری که اکثریت قاطع مسئولین و مقامات ارشد دولتی در استانهای مربوطه، شیعه ، غیر بومی و بیگانه با فرهنگ و مذهب مردم آن مناطق می باشند. تبعیض آشکار در زمینه اشتغال در استانهای اقوام بخصوص در سیستان و بلوچستان معضل بزرگی است؛ که در گزارش کمیسیون به آن اشاره شده است.

کمیسیون نگرانی شدید خود را نیز در مورد عدم وجود امکانات و آزادی برای یادگیری و آموزش زبان مادری و پروسه گزینش در استخدام و اشتغال و استفاده ابزاری آن برای حذف افراد وابسته به اقوام و ملیت های ایرانی ابراز نموده است. بر اساس گزارش کمیسیون، فیلتر گزینش افراد و یا گروه هایی را که به رژیم جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور وفادار نیستند، از دایره اشتغال به دور نگه می دارد. در گزارش آمده است پروسه گزینش که در تمام شئون رسمی و دولتی اجرا می شود، مشخصاً تبعیض را بر علیه افراد و گروه های وابسته به اقوام که بسیاری سـُنـی مذهب نیز هستند، نهادینه و عملی می کند و محدودیت های فراوانی برای اقلیت های قومی و مذهبی فراهم می کند. کمیسیون موارد تناقض بین قوانین جمهوری اسلامی و مواد کنوانسیون بین المللی مبارزه با نژادپرستی را یاد آور شده است و از حکومت ایران درخواست نمود تا قوانین مربوطه را تعدیل و منطبق با قوانین بین المللی که جمهوری اسلامی نیز به آنها متعهد است، بازنگری کند. کمیسیون همچنین از دولت ایران درخواست نموده تا بر اساس درخواست مشخص مندرجه در کنوانسیون آن معاهده را به زبان های مختلف کشور ایران ترجمه و در دسترس همگان و بخصوص مامورین دولت و دستگاه های آموزشی قرار دهد تا مردم از حقوق خود و دولت از وظایف خود در قبال قراردادهای بین المللی آگاه شوند. کمیسیون ادعای ایران مبنی بر رد تبعیض در بند نوزده قانون اساسی جمهوری اسلامی را ناکافی دانسته و آن را منطبق با مواد کنوانسیون رفع تبعیض نژادی ندانسته و از دولت ایران درخواست نموده تا در قانون اساسی و قوانین کشور بازنگری کند. بند ده گزارش به موضوع تبعیض در حوزه ادبیات طنز بر علیه اقوام و بخصوص هموطنان آذری اشاره کرده است. با توجه به مقوله هایی نظیر عرب ستیزی و ترک ستیزی و کلا ً تحقیر اقوام که منبعث از فرهنگ کاذب خودمحوری متمرکز در مناطق مرکزی ایران می باشد، کمیسیون از دولت ایران تقاضا نموده تا بروز و اشاعه این فرهنگ را از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و مامورین دولتی ممنوع کند.

آز انجایی که این کمیسیون وابسته به سازمان ملل است و همیاری و همکاری با آن اختیاری و با توافق دولت های عضو می باشد؛ در بند ۲۱ گزارش از دولت ایرا ن تقاضا شده است تا با توجه به ماده ۱۴ کنوانسیون، با صلاحیت کمیسیون برای دریافت و بررسی شکایات افراد شاکی در موارد تبعیض در ایران موافقت کند. بدون موافقت رسمی و اختیاری دولت ایران، کمیسیون صلاحیت و قدرت قانونی بررسی شکایات را ندارد. البته پـُرواضح است که دولت ایران هرگز با این درخواست کمیسیون موافقت نخواهد کرد. در پایان گزارش از دولت ایران درخواست شده تا در عرض یک سال به موارد مطرح شده جواب دهد و گزارشات به تاخیر افتاده شماره های ۲۰ ، ۲۱، و ۲۲ را یکجا تا ۴ ژانویه سال ۲۰۱۳ ارائه دهد.

علیرغم ارائه اسناد و تلاش های فراوان جمهوری اسلامی و مقامات دولتی در طی چند سال اخیر، این گزارش سندی است مکتوب، رسمی و انکار ناپذیر دال بر وجود تبعیض نژادی نهادینه شده بر علیه اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی در ایران. من در طی سالهای اخیر علاوه بر سخنرانی های متعدد از جمله سخنرانی در پارلمان اروپا و مجمع کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در سال گذشته در ژنو، در مقالات متعددی به فرهنگ نهادینه شده تبعیض بر علیه اقوام و اقلیت های مذهبی ایرانی و موارد عینی آن در جامعه و مکانیسم اعمال تبعیضات رسمی و قانونی توسط دولت ها و تبعیضات غیر رسمی توسط افراد و نهادهای دولتی پرداخته ام. متاسفانه تبعیض قومی و مذهبی در ایران مختص دولت و حکومت نیست. اینگونه برخورد های تبعیض آمیز در بطن جامعه ایرانی بخصوص جامعه فارس زبان و مرکز نشین ایران (واینک خارج نشین نیز) نهادینه شده است و در بسیاری از موارد افراد تبعیض کننده به آن آگاهی ندارند. بر طبق کنوانسیون بین المللی مبارزه با نژادپرستی، ناآگاهی و یا عدم آگاهی به عملکرد تبعیض آمیز هیچگونه عذر و دست آویز و یا توجیه حقوقی و یا حقیقی را برای فرد یا نهاد تبعیض کننده بهمراه نخواهد داشت، زیرا برخورد تبعیض آمیز آگاهانه و یا ناآگاهانه باید جرم و ناپسند محسوب شود. در مورد فرایند نهادینه شدن تبعیض بر علیه اقوام در ایران نوشته های فراوانی وجود دارد از جمله سلسله مقالات ساسان ستبر که در خور توجه می باشد (۴).

شوربختانه در فرهنگ ایرانی اینگونه تبعیضات بر علیه اقوام آنقدر نهادینه و معمولی شده است که حتی صاحبان رسانه ها، ژورنالیست ها و تحلیل گران فارس زبان به درج گزارش مهم کمیسیون رفع تبعیض نژادی سازمان ملل توجه لازم را مبذول نداشته اند، آن هم علیرغم اینکه این گزارش توسط رسانه ها و خبر گزاری های معتبر جهان مخابره شده است. زیرا آنها این موضوع را بخشی از معضلات خود یا بهتر بگویم "خودی" نمی دانند. حتی بعضی از آنها پا را فراتر نهاده و پرداختن به مسئله تبعیض بر علیه اقوام را توطئه اجانب و دخالت بیگانگان در امور ایران و ایرانیان می دانند. رسانه ها نیز در برنامه های متعدد خود به صدها مطلب و موضوعات متفرقه می پردازند، اما پرداختن به مقوله تبعیض بر علیه اقوام ایرانی را جزو موارد ممنوعه و "حرام شرعی" می دانند. و این بی اعتنائی های مضاف بر تبعیض در عمل هیچگونه کمکی به تشریح مسائل و درک متقابل و انسجام ملی ایرانیان در یک پروسه دمکراتیک نخواهد کرد.

عبدالستار دوشوکی
شـنـبـه ۶ شهریور ۱۳۸۹
Doshoki@gmail.com


پاورقی: متن فارسی بسیاری از کنوانسیون ها در سایت فارسی مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران موجود می باشد. آدرس سایت این می باشد: http://www.unic-ir.org

مراجع:
۱ـ http://link.reuters.com/vyq67n
۲ـ http://www2.ohchr.org/english/law/cerd.htm
۳ـ http://tarh.majlis.ir/?ShowRule&Rid=6A5C4249-5554-4510-A255-7250E2DE1C67
۴ـ http://www.foroneiran.com/index.php/article/more/5

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

ادامه جنگ مذهبی رافضيها در بلوچستان

ادامه جنگ مذهبی رافضيها در بلوچستان
به خبر زير به نقل از خبرگزاری دولتی رسا توجه کنيد: "
550 مبلغ به مناطق مختلف سیستان و بلوچستان اعزام شدند
خبرگزاری رسا ـ مسؤول اعزام مبلغ و رییس اداره فرهنگی تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان، از اعزام 550 روحانی و مبلغ امور دینی به مناسبت ماه مبارک رمضان به مناطق مختلف این استان خبر داد .
به گزارش خبرگزاری رسا در زاهدان، به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان،حجت الاسلام محسن محمدزاده، مسؤول اعزام مبلغ و رییس اداره فرهنگی تبلیغات اسلامی استان، گفت: در ایام ماه مبارک رمضان 550 روحانی و مبلغ امور دینی به مناطق مختلف استان سیستان و بلوچستان اعزام شدند .
وی، افزود: 350 نفر از این تعداد مبلغ اعزامی از شهرهای مقدس قم، مشهد و تعدادی نیز اصفهان به استان اعزام شده اند و در مراکز، بخشها و روستاهای تابعه استان که فاقد روحانی هستند، به مدت 30 روز فعالیت خواهند داشت .
حجت الاسلام محمدزاده، اظهار داشت: هدف از اعزام این مبلغین، آشنایی مردم با مبانی اسلام و فواید روزه، پیوند مردم و به خصوص جوانان با مساجد و ارتقای معرفت دینی است .
مسؤول اعزام مبلغ تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان، خاطر نشان کرد: این مبلغین در ایام ماه رمضان برنامه‌های مختلفی از جمله برگزاری مراسم گفتمان دینی، برخورد چهره به چهره با مردم به ویژه نوجوانان و جوانان، اقامه نماز جماعت، سخنرانی، پاسخ به شبهات و پرسش های شرعی، برگزاری کلاس‌های قرآن‌و احکام، معارف اسلامی، برپایی جلسات قرائت ادعیه و سایر برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی را با همکاری و همیاری هیئت امنای مساجد اجرا می‌کنند" ./
http://www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=84518

عملکرد سی ساله رژيم جهل و جنايت نشان د اده که به مراتب ازحکومت مذهبی صفوی يان سفّاک تر هست. برای ترويج خرافات پوچ شيعی ميلياردها دلار از بيت المال مردم را حيف و ميل می کنند.
هر سال به مناسبتهای گوناگون گله های گرگ صفت آخوندی به بلوچستان و ديگر مناطق سنی نشين گسيل می شوند تا جنگ مذهبی را ناجوانمردانه شدت دهند.

آلبوم عکس های انقلاب

ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com

سال اول: عکس های شهدا، عکس های رهبران، عکس های اعدام، عکس های شادی مردم.

سال دوم: رهبر در حال سخنرانی میلیونی، رهبر و رئیس جمهور، رهبر و نخست وزیر.

سال سوم: عکس اعدام رهبران دو سال قبل، عکس رهبران جدیدی که توسط انقلابیون دو سال قبل اعدام شدند.

سال چهارم: عکس مشت های گره کرده انقلابیون، عکس بچه های گرسنه، عکس پاهای ورم کرده شلاق خورده ها.

سال پنجم: عکس خیابان های خلوت، پرده های کشیده شده پنجره ها، ماشین های ارتش انقلاب

سال ششم: عکس محاکمه دسته جمعی انقلابیون سابق، عکس گروه جدید شهدای انقلاب.

سال هفتم: عکش انقلابیون برکنارشده، عکس کارگران بیکار شده، عکس مادران احضار شده

سال هشتم: عکس روزنامه های انقلابی تعطیل شده، عکس کتابهای سوزانده شده

سال نهم: عکس عکاسان زندانی شده

( از سال نهم عکاسی ممنوع اعلام شد.)

سال بیستم: عکس های گل، کوه، صحرا، کودکان

سال بیست و یکم: عکس های کارخانه و کارگران تمیز، تراکتور، باغ، فروشندگان خندان.

سال بیست و دوم: عکس های رژه سربازان تمیز، پرواز هواپیماهای نظامی، لبخند مادران.

سال بیست و سوم: عکس های کودکان کارگر، زنان کتک خورده، پلیس های خشن.

سال بیست و چهارم: عکس های دانشجویان معترض، زاغه نشینان، مهاجرین تازه به شهرآمده

سال بیست و پنجم: عکس های اعتراضات مردم، تصاویر آتش زدن عکس های رهبر انقلاب

سال بیست و ششم: هر نوع انتشار عکس های سال اول انقلاب بطور کلی ممنوع می شود.

سال بیست و هفتم: هر نوع انتشار عکس های پنج سال اول انقلاب ممنون شد.

سال بیست و هشتم: انتشار هر نوع عکس از ده سال اول انقلابی به عنوان اقدامی ضدبشری به رسمیت شناخته شد.

سال سی ام: مردم جشن بزرگ سوزاندن عکس های انقلاب را برگزار کردند.
بفرموده دستور داد

دستور داد دیوارها بلند شوند.

دستور داد آدمها کوتاه قد بشوند.

دستور داد نگاه کردن به چشمها ممنوع شود.

دستور بازداشت خنده ها را صادر کرد.

دستور داد ساعتها متوقف شوند.

دستور داد ترمزها را بگیرند و چرخها از حرکت بایستند.

دستور داد چکش ها کوبیده شود

میزها صندلی ها را محکوم کردند.

قاضی گفت: " متهم سالهاست که در جهت عقربه ساعت به جلو می رود، او به سی سال توقف محکوم می شود."

روز آنلاین

از تفریحات بسیجی ها و جمکرانی ها !

ترکاندن پاکت ساندیس……پرتاب مهر به سمت یکدیگر…. فرستادن نوحه با بلوتوث…نرفتن به حمام و بو دادن برای خنده…ایستادن پشت وانت در حال حرکت با سرعت زیاد… نماز جمعه و گریه کردن در آن… استقبال از احمدی نژاد، هرجا که بره…. خواندن دعا برای ظهور امام زمان…لگد زدن در شکم دوستان (همینجوری، دور هم باشیم)…. آب بازی هنگام وضو!
http://mojesabz89.wordpress.com/

موسوی؛ وقتی همه در این حکومت دروغ می گویند

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سایت کلمه : میرحسین موسوی در میان جمعی از بازماندگان جنگ ایران و عراق، شرایط امروز جامعه را ناامن توصیف کرده و تنها راه بازگشت امنیت را در گرو خواست مردم و جنبش متعلق به آنها دانسته است.

موسوی گفته، ترس از سرکوب، ترس از اعتراف گیری، ترس از بیکاری و تورم، ترس از تهاجم خارجی، ترس از شنود و دخالت در امور شخصی، ترس از چک های بی محل، ترس از فساد سازمان یافته، ترس از قاضی هایی که از بازجو ها دستور می گیرند و ایمان خود را با لباس های تیره و قیرگون ظلم می پوشانند، همه و همه نشانه های حضور گسترده ظلم و نبود عدالت است.

وی افزود، در چنین حالتی ایمان نمی تواند امنیت بیافریند. گمان نمی کنم دلایل زیادی برای اثبات این مساله لازم باشد. وقتی وزیر اطلاعات به دنبال امام جمعه و دبیر شورای نگهبان قانون اساسی دروغ می گوید، چگونه می توان در چنین جامعه ای امنیت را سراغ گرفت.

مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!


بر پا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست توست به رای و مشت توست
رهایی جهان ز قید جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
هم پاییم , همراهیم, همرزمیم, جان بر کف برخیز...
توجه : این سرود در زمان ریاست جمهوری دولت سوسیالیستی آلنده در شیلی سروده و اجرا شد و بعد از کودتای آمریکایی توسط پینوشنه ممنوع گردید و به یک سرود جهانی بدل گشت.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

تلفن اینترنتی گوگل راه‌اندازی شد /هزینه تماس با تلفن ثابت در ایران $0.10 معادل 104 تومان و با موبایل $0.12

شب گذشته گوگل در وبلاگ جیمیل خود خبر راه‌اندازی تلفن اینترنتی خود را منتشر کرد. شما از طریق این سرویس گوگل از هر نقطه از جهان می‌توانید بصورت رایگان با کشورهای آمریکا و کانادا تماس تلفنی داشته باشید. نکته جالب توجه این سرویس، هزینه فوق‌العاده پایین آن برای ارتباط تلفنی با سایر کشورهاست. نکته‌ی جالب توجه دیگر این سرویس قرار دادن نام ایران در لیست کشورهایی است که امکان برقراری تماس تلفنی با آنها وجود دارد. در حال حاضر هزینه تماس با تلفن ثابت در ایران $0.10 معادل 104 تومان و با موبایل $0.12 م...

۲ جوان دانشجو پاکستانی بطور وحشیانه در ملأ عام کشته شدند

رویداد در حالی اتفاق افتاده است که پلیس و مردم زیادی در حال تماشا بوده اند، هیچ کس شجاعت متوقف کردن قاتلین که چند مرد بودند و وحشیانه سینه خود را جلو داده بودند، را نداشت.

بازی بسیجی دهن گشاد

برای دیدن این بازی باید flash player داشته باشید. اگر به هر دلیلی مرورگر شما بازی را نشان نمی دهد توسط لینک پایین بازی را دانلود کنید و در کامپیوتر خود اجرا کنید.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

اعتراف جدید وزیر اطلاعات رژیم : در به اسارت گرفتن رهبر جنبش مقاومت ، سربازان بدنام عددی نبوده ، بلکه با همکاری دستگاههای اطلاعانی دنیا صورت گرفته است

به گزارش آژانس خبری تفتان : وزیر اطلاعات رژیم در جدیدترین بیان خود اعترف کرد که در به اسارت گرقتن شهید اعظم امیر عبدالمالک بلوچ سربازان بدنام امام زمان دست نداشته و ما جلوتر دروغ گفته بودیم ، بلکه این عملیات تروریستی را با (" فريب دستگاه‌هاي اطلاعاتي دنيا، ريگي را دستگير كرديم") انجام داده ایم.
وزیر اطلاعات با این بیانش ثابت کرد سربازان بدنام و جنایتکارش در اسارت رهبر جنبش عددی نبودی بلکه با هرینه میلیون ها دلار و همکاری سرویس های اطلاعاتی دنیا به این عمل تروریستی دست یافته است.
قابل ذکر است که جنبش مقاومت جندالله در اطلاعیه ای که بعد از اسارت رهبر جنبش نشر کرده بود این" عملیات تروریستی را همکاری سرویسهای اطلاعاتی غرب از جمله سیا و اطلاعات افغانستان و اطلاعات پاکستان دستگیر و به رژیم جنایت پیشه ولایت فقیه تحویل داده شد" خوانده بود و همچنین ذکر کرده بود : رژیم ایران و وزارت اطلاعاتش حقیرتر و ناچیزتر از اینند که چنین عملیاتی را به اجرا در آورند و ما به زودی مدارکی را از همکاری امریکا و انگلیس و سرویسهای اطلاعاتی منطقه را با رژیم ولایت فقیه ارائه خواهیم داد.
قبل از ارائه مدارک و شواهد رژیم خودش اعترف کرد که در این عملیات تروریسی سربازان بدنام امام زمان دست نداشته بوده است و بر همگان واضح شد که رژیم آخوندی رژیم مکار و حلیه گر است و بنیادش بر این امر تقیه و دروغ بنا شده است.

لینک اطلاعیه : جنبش مقاومت جندالله

ثبت ازدواج موقت در مجلش شوراى ايران رای نیاورد!

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرنگار سنی نیوز از تهران : در جلسه علنی امروز مجلس ايران در جریان بررسی جزییات لایحه حمایت از خانواده!!، یک ماده دیگر از این لایحه در موردثبت ازدواج موقت در مجلش شوراى ايران رای نیاورد! ثبت ازدواج، به تصویب رسید.

براین اساس ثبت نکاح دائم ، فسخ و انفساخ آن، طلاق ،رجوع دوباره و اعلام بطلان نکاح یا طلاق الزامی است.

تعدادی از نمایندگان از جمله محمد جواد ابطحی نماینده خمینی شهر خواستار ثبت ازدواج موقت نیز بودند که این موضوع با مخالفت نمایندگان مواجه شد. هرچند که موافقین این پیشنهاد از جمله زهره الهیان معتقد بودند که این کار رسمیت بخشیدن به ازدواج موقت نیست، بلکه تنها این ازدواج را نظام مند می کند.

محمدرضا خباز نماینده کاشمر نیز از مخالفین ثبت ازدواج موقت، تاکید داشت که ثبتثبت ازدواج موقت در مجلش شوراى ايران رای نیاورد! ازدواج موقت، نه تنها مفید نخواهد بود؛ بلکه آثار مطلوبی برای جامعه نخواهد داشت.

در پایان پیشنهاد ابطحی در ارتباط با افزوده شدن ثبت ازدواج موقت در ماده 21 با 45 رای موافق به تصویب نرسید که رئیس مجلس به شوخی در واکنش به آن گفت: بدجور رای نیاورد!

ناگفته نماند که مسئله نكاح و ازدواج موقت يكي از مسائل پر ماجرا و مباحث بسيار جنجالياست كه امروزه پيرامون آن به گفتگو مباحثه مي‌پردازند كه پس از به كار آمدن روحانيت- در كشور ايران- هزاران كتاب و رساله درباره‌ي عقايد تشيع به رشته‌ي تحرير در آمده است- چگونه آنان اين كارها را رايج نگردانند در حالي كه آنان صاحب‌نظران و به اصطلاح روشنفكران و حاميان مذهب تشيع هستند- آنان در اين كتابها و رساله‌ها به صراحت و با بي‌حيايي كامل به زنا و فحشا و منكرات دعوت مي‌دهند و آن را جنبه‌ي شرعي داده‌اند و به نام نكاح متعه و موقت نامگذاري كرده‌اند كه درباره‌ي فضايل و ثواب آن نيز احاديث جعلي بسياري را به ائمه و پيامبر اكرم ص نسبت مي‌دهند اعاذنا الله منه- اينان براي توجيه جوانان و مادران مسلمانان دلايلي همچون:

«1» نكاح موقت جزء ضروريات ديني است.

«2» راهي به سوي نكاح دائمي و هميشگي است و . . . چنگ مي‌زنند، و چنان زياده‌روي نموده‌اند كه حرمت آن را به خليفه دوم مسلمانان اميرالمومنين حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه نسبت داده و او را مورد طعن و نفرين خود قرار داده‌اند، اين كلمه، كلمه‌ي بسيار سنگين و بزرگي است كه آنان آن را از دهان خود خارج نموده و آن چيزي نيست بجز دروغ و بهتان كه به خليفه دوم مسلمين آن را نسبت مي‌دهند. برادر و خواهر عزيزم و بزرگوارم جناب محمد مال الله مولف اين كتاب افترائات و تهمت‌هاي آن را كاملاً در كتاب بيان نموده و سپس به پاسخ شبهات و پرسش‌هاي آنان نيز پرداخته است وي به پاسخ دلايل بسيار مسخره و بچه‌گانه خميني كه در كتاب كشف الاسرار آن را درج كرده است نيز پرداخته است، ديدگاه حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه همان ديدگاه و نظريه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم است كه آن را بنا به روايات و مسانيد صحيح و درست اهل سنت و تشيع- در سال خيبر بيان نموده‌اند، سپس وي افترائات و بهتان‌هاي تشيع بر بعضي از صحابه از قبيل عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر و پدران اين دو بزرگوار را نقل و به نقد و بررسي آن مي‌پردازد و در باب سوم تحريف صريح و آشكار تشيع پيرامون توضيح و تفسير آيه: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً) (النساء: 24). مي‌پردازد، كسي كه مباحث اين كتاب را آن بابي را كه در آن به پيامدهاي ننگين و شوم نكاح موقت اشاره نموده است مطالعه نمايد. و هر برادر و خواهر شيعي را به خواندن اين كتاب تشويق و ترغيب نمايد و پس از خواندن آن مطالب و بدون هيچ‌گونه تعصب مذهبي از خود بپرسد آيا خود او براي عمل نكاح موقت راضي مي‌شود و آيا آن را براي خواهر، دختر و خويشاوندان نزديک خود جايز و تقرب الهي مي‌داند؟.....

برادران و خواهران مسلمان مي توانند كتابِ ازدواج موقت - صيغه - و پيامدهاي آن را در بخشعلمى و اجتماعى كتابخانه عقيده مطالعه نمايند.

دستور تعمییر جاده برای حفظ جان راهیان نور سپاه!

در نظام های دیکتاتوری مثل ایران، کشیدن جاده و برق و امکانات ترابری همیشه قبل از اینکه برای مردم عادی باشد برای نقل و انتقالات نظامی و امنیتی خود رژیم است، اما حکومت منت ان را بر سر مردم میگذارد، اما حقیقت چیز دیگری ...
است، و یکی از مقامات توریستی اقلیم اهواز که قبلا در سپاه عضو بوده و در حال حاضر به عنوان دبیر کل کانون جهانگردی شاغل است، و تمامی اطلاعات این کانون به اصطلاح توریستی و جهانگردی با حفاظت سپاه تقسیم میشود و صد البته همیشه به نام امنیت ملی است.. اقای احمد امیری که اهل دوان شیراز است، در تازه ترین سخنرانی خود تمرکز روی حفظ جان راهیان نور
سپاه پاسداران هنگام گذر از جاده های اقلیم اهواز (خوزستان) کرد و اعلام کرد که باید جاده مرگ عبادان-بندر معشور(امام) هر چه سریعتر و قبل از عید مرمت شود تا جان راهیان نور(و لباس شخصی های کنونی) را به مخاطره نیاندازد، و برای او دیگر مردم بومی این اقلیم ومانند دیگر اقلیم های بلوچستان،کوردستان، و اذربایجان اهمیتی ندارد، و نباید داشته باشد،، وقتی که هر خواست و طلبی از جانب ملل و اقوام، خطر امنیتی محسوب میشود، و جزای سنگینی برای مردم غیر حاکم خواهد داشت.
باور نمیکنید، به اصل حرف های او که در سایت ایسنا و متعلق به حکومت امده استتوجه کنید.
دبير كانون جهانگردي آبادان خواهان اتمام طرح 2 بانده كردن جاده بندر امام ـ عبادان( آبادان) شد.
احمد اميري در گفت‌وگو با ايسنا بيان كرد: از حدود پنج سال پيش تاكنون طرح 2 بانده ساختن جاده يك بانده و خطرناك بندر امام ـ آبادان، كه به تعبير مردم محلي موسوم به جاده مرگ است، آغاز شده اما تاكنون به اتمام نرسيده است.
وي افزود: اين جاده به علت ايمن و استاندار نبودن خطرات زيادي دارد كه جان افراد(عبور کامیون های بسیج و سپاه) و كاروان‌هاي راهيان نور را تهديد مي‌كند. بنابراين از مسؤولان راه و ترابري تقاضا مي‌شود هر چه سريع‌تر و تا قبل از فرا رسيدن عيد نوروز كار مرمت اين جاده را تمام كنند و به بهره‌برداري برسانند.
ملاحضه کردید که هدف فقط حفظ جان راهیان نور سپاه پاسداران و افراد امنیتی است، و این اولین بار و اخرین بار نبوده که مسئولین امر امنیتی خواهان اصلاح و تعمیر جاده ها بخصوص در مناطق اتنیکی برای عبور خودی ها میشوند..
دبير كانون جهانگردي آبادان ابراز اميدواري كرد تا پايان سال 89 كار اين جاده تمام شود و ديگر براي فصل نوروز شاهد حادثه‌اي برای راهیان نور در ‌اين جاده نباشيم.

حزب همبستگی دمکراتیک اهواز

ترس و وحشت جمکرانی ها ازاحتمال عملیات استشهادی مبارزین

ترس و وحشت جمکرانی ها ازاحتمال عملیات استشهادی مبارزین
به گزارش خبرنگار آژانس خبری تفتان در زاهدان : ترس و وحشت مزدوران رژیم ، سپاهیان و بسیجی ها و آخوندها را فرا گرفته است ، سایتهای رژیم از احتمال حمله ی استشهادی مبارزین جنبش چنین مینویسند ""درخواست اجرای عملیات انتحاری در شبهای قدر شده بود و درخواست آنها اجرای عملیات در یکی از شهرهای استان بجز زاهدان بوده ( بیشتر ایرانشهر ) و حتی در استانهای همجوار مثل کرمان یا بیرجند..! و قرار بود در اوایل ماه مبارک رمضان یک عملیات در شهر زاهدان صورت گیرد که توجهات را به خود جلب کند و پس از انکه توجه همه به زاهدان معطوف شد ، عملیات اصلی در شهر دیگری و با وسعت بیشتری و مشابه عملیات مسجد جامع زاهدان انجام شود ""، و همچنین قرار است آخوند سلیمانی به بهانه ی صیغه به مشهد برود و شهریاری در تهران از خانه خود بیرون نمیرود و بسیاری از مزدوران در سپاه و نیروی انتظامی به بهانه ی بیماری تقاضای مرخصی کرده اند.
این فضل خدای متعال است که در قلب مشرکین ترس و هیبت نهاده است و باید خدای متعال را سپاسگزار باشیم
و به عرض جمکرانی ها میرسانیم
عملیات استشهادی بمب اتم ماست
در هر کجای باشید
آتش خشم بلوچستان شما را فرا خواهد گرفت
.