۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

يك چهره مهم رسانه اى سعودى، ايران را به ساختن "سريال فتنه انگيز" متهم كرد

العربیه : داود الشريان چهره سرشناس رسانه اى سعودى در مقاله اى كه امروز چهارشنبه 29 -12- 2010 در روزنامه فرا منطقه ای الحیات منتشر كرد، به شدت عليه بخشى از فعاليت هاى سازمان صدا و سيماى ايران حمله كرد.
مدير و مجرى برنامه "واجه الصحافه" (با مطبوعات رودررو شو)، يكى از پربيننده ترين برنامه هاى اجتماعى و فرهنگى تلويزيون ماهواره اى "العربيه" كه سالها جايگاه مهم و مؤثرى در مطبوعات داخلى و بين المللى كشورش داشته است، خيلى ساده و صريح مى گويد: "ايران، هنر دراماتيك را، جنگ افزار تنش هاى مذهبى خود در منطقه كرده است".
او توضيح مى دهد: سريالى به نام "مختارنامه" را توليد كرده اند تا خونخواهى مختار ثقفى از قاتلان حسين بن على را به تصوير بكشند. بحث بر سر اين نيست كه چهره هاى تاريخ صدر اسلام را در سريال نشان دهند يا ندهند، بحث اين است كه ايران مى خواهد تاريخ دست ساز خود را بجاى تاريخ جهان عرب و امت اسلامى جا بياندازد.
مساله اين است كه نوعى تاريخ نشان داده مى شود كه نام اسلام را يدك مى كشد، اما قوميگرى فارسى بر آن سايه افكنده است.
داود الشريان مى گويد: نبايد فراموش كرد كه زيرساخت فرهنگى اسلام را نظام اخلاقى، معيارها و عرف وعادتهاى جوامع عرب تشكيل داده است.
اين شخصيت مطبوعاتى كه اصولا به داشتن شامه اى تيز و انتقادى معروف است، مى نويسد: ايران سعى مى كند با فيلم وسريال هاى سرهم بندى شده، عربها را از رابطه نسبى خودشان با حيدر كرار على خليفه رسول خدا (ص) و حسن وحسين كه درود خداوند بر آنان باد دور و جدا سازد.
داود الشريان خاطر نشان مى سازد: براى يك عرب چه مسلمان باشد، چه مسيحى، قابل تصور نيست كه على، رمز حكمت و دلاورى و زهد و پايه گذار بلاغت را فارس يا فارس گرا تصور كند. آيا برنامه ريزان ايرانى فراموش كرده اند كه على، قاضى عمر بن خطاب و مشاور نظامى و سياسى او بود؟ آيا نخوانده اند كه عمر با ديدن چهره على شاداب مى شد و در اين چهره، محبت پيامبر و فداكارى براى او را مى ديد؟ مگر عمر نبود كه على را به عنوان يكى از شش كانديداى خلافت پس از خويش برگزيد؟ نيز، مگر على نبود كه با عثمان به خلافت بيعت كرد و در كنار او ايستاد؟
اين روزنامه نگار معروف سعودى مى افزايد: على با عصبيت ها و تنگ نظرى ها مخالف بود و در مقام يك قاضى و حكيم در راه وحدت و مودت بين مسلمين تلاش كرد. حسن و حسين نيز جان بر سر آرمان وحدت مسلمين نهادند.
او ادامه مى دهد: بى شك عربها و بطور كلى مسلمانان بر سر روايت هاى تاريخى اختلافاتى دارند، ولى حكمت و درايت ايجاب مى كند كه در تفسير و تصوير حوادث تاريخى نبايد اسير تعصبات فرقه اى و مناقشات كنونى شد.
به نوشته داود الشريان ايران سعى دارد تاريخى را كه اصولاً به جوامع عرب تعلق دارد با ابزارهاى هنرى و انگيزه هاى سياسى، به گونه اى وحشتناك تحريف كند و سريال را به نوعى جنگ افزار عليه تاريخ وفرهنگ عربها و به نفع طرح قوميگرا و فرقه گراى خود تبديل كند، حال آنكه اصولاً در اين تاريخ جايگاهى نداشته است ونبايد هم داشته باشد".
وى معتقد است: ايران چهره مذهب شيعه و شيعيان را در ميان مردم عرب خدشه دار مى كند، همانگونه كه مهاجمان در جنگهاى صليبى سعى كردند مسيحيان عرب را از مردم و جوامع شان بگيرند. اما آن توطئه ها به رغم چندين دهه نبردهاى صليبى شكست خورد و قبيله هاى غساسنه و مناذره عرب ماندند.
الشريان مى نويسد: هنرهاى دراماتيك را مى خواهند به جنگ افزارى براى جنگ آتى منطقه تبديل كنند، اما وفادارى و پايبندى ما به قوميت عربى مان، اين هدف را با شكست مواجه مى كند. ما اسير تاريخ نيستيم كه شاخه شعبه هاى كهن را دنبال كنيم. ما بايد آثارى بسازيم كه از هوشمندى و شجاعت ابوبكر، عدل عمر، تقواى عثمان وحكمت و درايت على الهام بگيرند.
وى در پايان هشدار مى دهد: اگر با نگرشى متمدنانه و ديدى باز و روشن به امور ننگريم، تهران ما را شكست خواهد داد، وحدت صفوف ما را به تفرقه بدل خواهد كرد و جنگهاى حيدرى – نعمتى هولناكى را بر ما تحميل خواهد نمود.

هیچ نظری موجود نیست: