۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

قیام بلوچها / درطول تاریخ ثابت شده که بلوچ و بلوچستان در برابر ظلم می ایستد و خفت و خواری را تحمل نمی کند.

درطول تاریخ ثابت شده که بلوچ و بلوچستان در برابر ظلم می ایستد و خفت و خواری را تحمل نمی کند.
قیام دادشاه:
یكي از مهم‌ترين مسائلي كه در بلوچستان در عصر پهلوي رخ داد طغيان دادشاه است. با به قدرت رسيدن رضا شاه و ايجاد اصل سياست تمركزگرايي، دولت مركزي با ملوك‌الطوايفي به مبارزه برخاست و توانست در سال 1307 ه. ش. بر بلوچستان حاكميت بيابد. اما ناتواني دولت در سروسامان دادن به امور ايلات و ولايات موجب نابساماني اوضاع بلوچستان گرديد. سرداران و خوانين قدرت مطلقه محسوب مي شدند و دائما براي حفظ منافع خود با هم درگير بودند. نتيجه آن تشكيل دو اتحاديه مخالف از سرداران و خوانين در برابر هم بود. اين وضعيت منجر به واكنش دادشاه عليه وضع موجود شد. دادشاه فرزند يكي از سران عشاير سفيد كوه بود، كه درسال 1325 ه. ش. بر اثر اختلاف خوانين با يكديگر و وابستگي طايفه دادشاه به يكي از خوانين و در نهايت دستاويز قرار دادن بهانه ناموسي، اقدام به شورش نمود. دولت مركزي قضيه دادشاه را به طور جدي دنبال نمي كرد، تا اينكه در اوايل سال 1336 ه. ش. مأمورين آمريكايي و ايراني "اصل چهار" توسط گروه داد شاه كشته شدند. اين قضيه منجر به واكنش شديد دولت مركزي شد. دولت با اتحاد خوانين و خيانت آنان به دادشاه توانست او را از پاي درآورد. پس از ماجراي دادشاه خوانين به دولت نزديكتر شدند و تا حدودي اختلافات خود را كنار گذاشتند، اما از اهميت و اعتبار آنان كاسته شد. از ديد ناسيوناليست‌هاي بلوچ اين ماجرا نقطه عطفي در تشكيل گروه‌هاي سياسي و فعاليت‌هاي ملي بلوچ بود. همچنين مي‌توان گفت طغيان دادشاه تأثير زيادي بر ادبيات و تاريخ شفاهي بلوچ‌ها گذاشته است.
قیام بلوچها در دوره اشرف افغان:
اشرف‌ِ اَفْغان‌ (از 1137 تا 1142 ه.ق/ از 1724 تا 1729 میلادی)‌
او دومين‌ حكمران‌ افغانی‌ پس‌ از سقوط سلسلة صفويه‌ در ايران بود‌. اشرف افغان به‌ شاخه هوتکی‌ از قبيلة غلزايى‌ تعلق‌ داشت‌. پدرش‌ عبدالعزيز، برادر ميرويس‌ حاكم‌ قندهار بود و پس‌ از مرگ‌ برادر به‌ حكومت‌ قندهار رسيد، ولى‌ به‌ دست‌ برادرزاده اش محمود افغان، پسر ميرويس‌ بركنار و كشته‌ شد.
اشرف‌ از سرداران‌ عموزاده اش محمود افغان‌ بود و در لشكركشى‌ او به‌ اصفهان‌ و تصرف‌ آنجا در 1135 ه.ق‌/1722 یا 1723 میلادی شركت‌ داشت‌ و پس‌ از فرار طهماسب‌ ميرزا، شاهزاده صفوی‌ به‌ قزوين‌، به‌ دستور محمود افغان‌ بدانجا تاخت‌؛ اما شكست‌ خورد و با گروهى‌ از يارانش‌ به‌ قندهار بازگشت‌.
محمود كه‌ در برابر نيروهای‌ وفادار به‌ صفويان‌ تاب‌ پايداری‌ نداشت‌ و با نافرمانى‌ سپاهيان‌ خود نيز روبه‌رو شده‌ بود، ناچار اشرف‌ را از قندهار فرا خواند؛ اما از محبوبيت‌ وی‌ در ميان‌ سپاهيانش‌ بيمناک‌ شد و او را پس‌ از ورود به‌ اصفهان‌ به‌ بند افكند.
اشرف‌ در پى‌ تشديد بحران‌ روحى‌ محمود و ناتوانى‌ او در اداره كشور با ياری‌ گروهى‌ از نيروهای‌ افغانی‌ در 2 شعبان‌ 1137 ه.ق از زندان‌ آزاد شد و با همراهی بزرگان محمود را سرنگون و فرمان کشتنش را داد‌ و خود بر تخت‌ شاهى‌ نشست‌ و به‌ نام‌ خويش‌ سكه‌ زد.
قتل اشرف افغان/ سال 1142 ه.ق/ 1729 میلادی بدست سردار بلوچ
حزين‌ مى‌نويسد كه‌ يكى‌ از خان‌ زادگان‌ بلوچ‌ اشرف‌ را كشت‌ و سرش‌ را نزد طهماسب‌ ميرزا فرستاد.
با قتل‌ اشرف افغان ‌، حكومت‌ هفت ساله افغانان‌ غلزايى‌ در ايران‌ به‌ پايان‌ رسيد.
به‌ گزارش‌ هلنديهای‌ مقيم‌ ايران‌ در آن‌ دوره‌، اشرف‌ به‌ داشتن‌ درباری‌ پرشكوه‌ و جلال‌ دلبستگى‌ داشت‌ و بيشتر اوقات‌ِ خويش‌ را به‌ شكار و ساختن‌ بناهای‌ جديد اختصاص‌ مى‌داد. او در نظر داشت‌ شهر جديدی‌ در اصفهان‌ بنياد نهد كه‌ تنها افغان ها حق‌ زيستن‌ در آنجا را داشته‌ باشند. وی‌ برای‌ بنای‌ اين‌ شهر فرمان‌ داده‌ بود كه‌ كاروانسراها و بسياری‌ از خانه‌ها و مغازه‌های‌ مركز شهر را ويران‌ كنند (فلور، اشرف‌).

هیچ نظری موجود نیست: