۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

در ردّ ادعاهای بی اساس استاندار تهران (توبه فـرمایان چـرا خود توبه کمتر میکنند؟)

دکتر عبدالستار دوشوکی
دررژیم گذشته، مدرسه فرهنگی سفارت پاکستان محل برگزاری نماز جماعت سـُنـی ها بود و ساواک آن را تحمل می کرد. اما با رفتن ساواک و آمدن "اطلاعات"، وضع بدتر شد. در طی ۳۱ سال اخیر رژیم جمهوری اسلامی درخواست های متوالی اهل سنت برای صدور اجازه جهت ساخت یک مسجد با خرج خود سـُنـی های ایران را بطور مکرّر رد نموده است. جمهوری اسلامی خود را اُم القرای جهان اسلام می داند و تاکنون از پول نفت ملت ایران صدها میلیون دلار خرج ساختن مساجد سـُنـی و شیعه در کشورهای دیگر نموده است. این تظاهر در خارج؛ آن هم از جیب ملت ایران؛ و تبعیض و سرکوب در داخل شگرد شناخته شده جمهوری اسلامی می باشد. در محراب های برونمرزی رژیم ناچار است زاهدانه از طریق تزویر و تطمیع جلوه نمایی کند؛ اما در داخل با استفاده از سرکوب و تهدید و تبعیض، آن کار دیگر می کند. البته رژیم جمهوری اسلامی در پاکستان، یمن، عراق و افغانستان از شیعیان حمایت می کند ؛ و در مورد فلسطین نیز به اصطلاح خودشان نــه از حـُب علی (فلسطینیان) بلکه از بغض معاویه (الـفـتـح و حامیانش) و "استفاده ابــزاری"، از حماس حمایت می کند؛ یا و گرنه "سینه چاک کردن" رژیم جمهوری اسلامی یا بهتر بگویم فقدان آن در دفاع از حقوق مسلمانان اهل سنت آویـغـورها در چین و یا چـچـن ها در روسیه و یا سـُنی های کشمیری در هند و یا حتی بمباران شیعیان بیگناه و مظلوم سوریه توسط حافظ اسد در دهه هشتاد بر جهانیان آشکار است.

ادعا های مرتضی تمدن استاندار تهران به نقل از خبرپراکنی های جمهوری اسلامی ایران ازدر جمله خبرگزاری پارس در مورد رد شکوه های اهل سنت ایران و بخصوص اعتراضات مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی رئیس شورای هماهنگی حوزه های علمیه اهل سنت، و رهبر بالفعل سـُـنی های ایران در مورد ممانعت مقامات جمهوری اسلامی از اقامه نماز جماعت عید فطر اهل سنت در پایتخت، و بازتاب گسترده این اعتراضات در رسانه ها باعث شد تا یکبار دیگر عملکرد تبعیض آمیز و شیوه انحصارطلبی مذهبی رژیم جمهوری اسلامی در زیر ذره بین رسانه ها قرار گیرد.

در پی جلوگیری از نماز جماعت اهل سنت در یک محل مشخص در کلان شهر تهران و اعتراضات متعاقب آن؛ استاندار استان تهران عجولانه با ارائه یک لیست مغشوش از تعداد ظاهراً "دقیق" نمازگزاران سُـنی و محل برگزاری نماز عید فطر آنان در ۲۱ نقطه مختلف تهران، تلاش نموده تا سراسیمه ادعاهای مطرح شده توسط اهل سنت ایران را تکذیب کند. این لیست سوال برانگیز و مبهم توسط خبرگزاری فارس منتشر شده است (۱). تضادها و تناقضات نهفته در لیست ارائه شده و همچنین اظهارات معمول منابع رسمی جمهوری اسلامی و بخصوص استاندار تهران در خور کنکاش و کالبدشکافی بیشتر می باشد. علیرغم اینکه مسیحیان، یهودیان و دیگران کلیسا و کنیسه و پرستشگاه های خود را در تهران دارند، حداقل چند صد هزار نفر سـُنـی مذهب پایتخت نشین نه تنها اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران را ندارند؛ بلکه اجازه نماز جماعت در روز جمعه و یا عید فطر و عید قربان را نیز ندارند. در رژیم گذشته، مدرسه فرهنگی سفارت پاکستان محل برگزاری نماز جماعت سـُنـی ها بود و ساواک آن را تحمل می کرد. اما با رفتن ساواک و آمدن "اطلاعات"، وضع بدتر شد. در طی ۳۱ سال اخیر رژیم جمهوری اسلامی درخواست های متوالی اهل سنت برای صدور اجازه جهت ساخت یک مسجد با خرج خود سـُنـی های ایران را بطور مکرّر رد نموده است. جمهوری اسلامی خود را اُم القرای جهان اسلام می داند و تاکنون از پول نفت ملت ایران صدها میلیون دلار خرج ساختن مساجد سـُنـی و شیعه در کشورهای دیگر نموده است. این تظاهر در خارج؛ آن هم از جیب ملت ایران؛ و تبعیض و سرکوب در داخل شگرد شناخته شده جمهوری اسلامی می باشد. در محراب های برونمرزی رژیم ناچار است زاهدانه از طریق تزویر و تطمیع جلوه نمایی کند؛ اما در داخل با استفاده از سرکوب و تهدید و تبعیض، آن کار دیگر می کند. البته رژیم جمهوری اسلامی در پاکستان، یمن، عراق و افغانستان از شیعیان حمایت می کند ؛ و در مورد فلسطین نیز به اصطلاح خودشان نــه از حـُب علی (فلسطینیان) بلکه از بغض معاویه (الـفـتـح و حامیانش) و "استفاده ابــزاری"، از حماس حمایت می کند؛ یا و گرنه "سینه چاک کردن" رژیم جمهوری اسلامی یا بهتر بگویم فقدان آن در دفاع از حقوق مسلمانان اهل سنت آویـغـورها در چین و یا چـچـن ها در روسیه و یا سـُنی های کشمیری در هند و یا حتی بمباران شیعیان بیگناه و مظلوم سوریه توسط حافظ اسد در دهه هشتاد بر جهانیان آشکار است. البته یـقـیـنـا ً آقای احمدی نژاد نیز طبق معمول مسلما ً در مجمع عمومی سازمان ملل و بخصوص در جلسه تقریب مذاهب در مقر سازمان ملل در نیویورک در طی این هفته با عوامفریبی تمام عـیـّار از وحدت جهان اسلام و اخوت شیعه و سنی در مقابله با "استکبار جهانی و صهیونیسم" جلوه نمایی خواهد کرد.
دیروز خبرگزاری فارس به نقل از استانداری تهران لیستی را منتشر نموده که بر طبق آن مجموعاً بیش از ۱۲۸۰۰ نفر سنی مذهب ساکن تهران در ۲۱ نقطه از پایتخت نماز عید فطر بجای آورده اند. اولین سوال بدیهی و مبرهن این است که نماز عید فطر باید نماز جماعت (یعنی جمع در یک محل) باشد. چرا شیعیان تهرانی اجازه یافتند همگی در یک محل (دانشگاه تهران) جمع شوند و نماز جماعت بخوانند؛ اما سـُنـی های تهرانی باید پراکنده در بیست و یک محل مختلف نماز بخوانند؟ این اساس اعتراض مولوی عبدالحمید بود (۲). وانگهی در این لیست بعضی از اماکن دوبار ذکر شده اند. بعنوان مثال دو نماز جداگانه در شهرک کارون برگزار شده است که در هر نماز ظاهرا ً صد نفر شرکت داشتند. آنهایی که با مذاهب اهل سنت آشنایی دارند می دانند که این کار از نظر شرعی جایز نیست و سـُنـی های شهرک کارون به احتمال زیاد این کار را نکرده اند. همین ادعای متناقض در مورد دو محل متفاوت نماز عید در شهرک غرب نیز مطرح شده است. در لیست آمده است که دو گروه صد نفری و هفت هزار نفری که از آنها متاسفانه با واژه نامطلوب "افاغنه" یاد شده، در دو نماز مختلف شهرک غرب نماز عید فطر را ادا کردند. بر طبق لیست ارائه شده توسط استانداری تهران از مجموع بیش از دوازه هزار و هشتصد نفر(۱۲۸۰۰) نمازگزار سـُنـی در تهران؛ بیش از دوازده هزار نفر آنها بقول استاندار تهران "افاغنه" بودند و فقط هشتصد و بیست (۸۲۰) نفر سـُنـی ایرانی پایتخت نشین بوده اند. البته ادعاهای ناموزون و متناقص در اعلامیه استانداری تهران فراوان می باشند که می توان به مواردی متعددی اشاره نمود. مثلا چه دلیلی دارد که سی تن از به اصطلاح "افاغنه" وابسته به سفارت عربستان سعودی برای ادای نماز عید فطر به سفارت پاکستان بروند؟ گویا سفارت عربستان به آنها اجازه نماز گزاردن در محل کار آنها یعنی سفارت را نداده است! وانگهی مگر نمازگزاران اهل سنت در ۲۱ منطقه مذکور پاسپورت و یا شناسنامه های خود را به مامورین اطلاعات نشان داده اند، که اینک استانداری با قاطعیت تمام سـُنـی های نمازگزار را دسته بندی می کند؟ البته جمهوری اسلامی در امر گزارش و آمار، همانگونه که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ مشاهده نمودیم یــــــــــــــــد بـــســــیـــارطـــــولانی دارد. رژیم می خواهد ادعا کند که در تهران کمتر از هزار نفر سـُنـی ایرانی می باشند و بقیه "افاغنه" و اتباع خارجی هستند ـ موضوعی که استاندار تهران نیز به آن اشاره می کند و می گوید: "اگر منظور آقای عبدالحمید چگونگی برگزاری مراسم اتباع خارجی است باید به این نکته توجه کنند که اتباع خارجی در هر کشور تابع قوانین آن کشور هستند و در هیچ کجای دنیا اجازه نمی دهند اتباع خارجی خارج از قوانین عمل کنند" (۳).
استاندار تهران همچنین با ادعا به اینکه "دشمنان مشترک ما به دنبال تفرقه افکنی هستند" همه "براداران و خواهران مسلمان" را به "اتحاد" با شعار "پشت سر من متحد شوید" دعوت می کند. او می گوید: "برادران و خواهران شيعه ايراني كه به مكه و مدينه مشرف مي‌شوند در نمازهاي اهل سنت شركت كرده و به آنها اقتدا مي‌كنند. چرا شما اين سنت حسنه و وحدت بخش را تبليغ نمي‌كنيد و چرا اصرار داريد اهل سنت نماز‌هاي خود را جداگانه برگزار كنند. مگر خدا، پيامبر و قرآن و قبله برادران اهل سنت و شيعه يكي نيست". اولا" اگرچه ظاهر حرف های ایشان کاملاً درست و منطقی و مطلوب می باشد، ولی متاسفانه در عمل اینگونه نیست زیرا من خودم (نگارنده) حداقل در سه روز متعدد نماز مغرب در خانه کعبه با چشمان خودم شاهد بودم که متاسفانه حداقل بخشی از هموطنان زائر شیعه مذهب در داخل خانه کعبه با دیگران در نماز همراء نمی شوند. در پاسخ به تعجب و سوال من، آنها می گفتند: "متشکر ! ما نماز خواندیم ـ شما بخوانید". البته من شخصا ً کاملاً موافقم که شیعه و سـُنـی باید در کنار یکدیگر و در مساجد یکدیگر نماز ادا کنند و در این مورد ابائی نداشته باشند؛ و هر مسجدی (چه شیعه، چه سـُنـی) خانه خدا است. اما جاده اتحاد و اخوت باید دوطرفه باشد. آقای استاندار که "هزار" نفر سـُنـی پایخت نشین را به مسجد و یا محل نماز شیعیان دعوت می کند، چرا همین دعوت را به چند نفر شیعه در روستا های بلوچستان و یا کردستان نمی کند ـ مناطقی که علیرغم وجود چندین مسجد سـُنـی ها، دولت با خرج بیت المال یک مسجد نسبتا ً بزرگ برای فقط چهار کارمند شیعه و غیر بومی می سازد؟ حال پرسش ازاستاندار محترم، بقول لسان الغیب، این است که توبه فـرمایان چـرا خود توبه کمتر میکنند؟! تحقیر، تبعیض و برخورد دوگانه نه تنها باعث تفرقه می شود، بلکه بستر نامطلوبی را برای توسعه خشونت و رشد بنیادگرایی ِ خشن و دُگماتیک ِ مقابل به مثل را فراهم می سازد. همیشه و در هر موضوعی انگشت اتهام بسوی به اصطلاح "استکبار جهانی" را نشانه رفتن نیز دردی را دوا نمی کند. و بقول شاعر چو خود می کنی اختر خویش را بـد، نکوهش مکن چرخ نیلوفری را. وانگهی چرا "شیطان بزرگ" آمریکا و "شیطان کوچک" انگلیس در پایتخت های خود اجازه ساخت مساجد متعدد شیعه و سـُنـی برای مسلمانان سـُنی و شیعه و غیره را می دهند، اما در اُم القرای جهان اسلام سـُنـی ها ایرانی اجازه ساخت حتی یک مسجد را ندارند؟ چرا؟ آیا این هم نقشه استکبار جهانی برای ایجاد تفرقه و تبعیض بین مسلمانان است؟ متاسفانه به احتمال زیاد این سوالی است که هیچ کس از آقای احمدی نژادی بعد از سخنرانی ایشان در کنفرانس یا جلسه "تــقـریـب مــذاهـب" که قرار است در چند روز آینده در مقر سازمان ملل برگزار شود، نخواهد پرسـیـد!
عبدالستار دوشوکی
شـنـبـه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹
Doshoki@gmail.com
۱
ـ http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8906260208
۲ـ http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100914_l38_iran_moulaviabdullhamid_protest.shtml
۳ـ http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8906260179

هیچ نظری موجود نیست: