۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

گاف بزرگ روزنامه زاهدان به نقل از تئوریسین گاف‏های مذهبی "شیعه آنلاین"

روزنامه زاهدان در شمارۀ 1800مورخه 89/5/31 مطلبی را تحت عنوان: «براساس فتوای وهابیون: ازدواج با نه زن جایز است!» ر ا به چاپ رسانده که در نوع خود خیلی جالب و خواندنی است و حقیقتی را از دروغ‏پردازی و افترا به مذاهب فقهی اهل سنت و جماعت، آشکار می‏نماید.
متأسفانه برخی از روزنامه نگاران و به اصطلاح، اهل قلم جامعه ما، به دلیل عدم آگاهی از مسایل اعتقادی و مذهبی هر از چندگاهی از سایت‏ها، وبلاگ‏ها و نشریات مطالبی را نقل می‏کنند که از اساس هیچ گونه صحتی ندارند، غافل از آنکه برخی عامدانه و مغرضانه می‏خواهند مطالب کذبی را سوژه نمایند تا بدین روش خود را اهل حق و دیگران را اهل باطل جلوه دهند.
مطلبی را که روزنامه زاهدان آگاهانه یا ناآگاهانه از سایت "شیعه آنلاین" نقل کرده است مصداق کامل تحریف، دستبرد و کذب و افترا است که توهین به مذهب فقهی احناف به حساب می‏آید؛ نویسندۀ مطلب در سایت مزبور با شگردی خاص و با روشی به ظاهر زیرکانه چند مطلب را درهم آمیخته و با نقل قول‏های افراد مختلف، اصل عبارت را حذف نموده و با سرهم کردن عبارتی کاملا جعلی فتوای بی‏اساسی را به مذهب احناف نسبت داده است.
در اینجا ما مطلب مندرج در روزنامه زاهدان را با اصل عبارت فقیه به نام حنفی، علامه فخرالدین عثمان بن علی زیلعی (متوفی 743هـ)، مطابقت می‏دهیم و پس از نقد و بررسی چند مورد، قضاوت نهایی را در مورد این مطلب کاملا ساختگی به عهدۀ خود خوانندگان محترم می‏گذاریم.
بر اساس فتوای وهابیون:
ازدواج با نه زن جایز است
از این مهمتر سخن کسانى است که حد و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند «شوکانى» به نقل از «ظاهریة»، و «ابن صباغ» و «عمرانى» و «قاسمیه» از فرق زیدیه و «نظام الدین أعرج»، او در تفسیر آیه: "فانکحوا ما طاب لکم من النساء" مى گوید: گروهى از این آیه این گونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هیچ محدودیتى وجود ندارد زیرا آیه "اطلاق" دارد و خداوند عدد خاصى را بیان نفرموده است.
به گزارش شیعه آنلاین، در لابلاى کتب حدیثى و فقهى اهل سنت، روایات و فتواهایى تعجب برانگیز زیادی دیده مى شود که پرسش های زیادی را در ذهن خواننده ایجاد مى کند. البته بسیار از این احادیث و فتواها با نص صریح آیات قرآن کریم نیز در تعارض است.
برای نمونه، «فخرالدین زیلعى حنفى» فتوایى را با استفاده و استناد به آیه اى از قرآن کریم از «قاسم بن إبراهیم» نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد "نه" همسر در آن واحد داشته باشد.
وى در این باره مى گوید: خداوند ازدواج با دو زن را با عبارت «مثنى» جایز دانسته است، و در ادامه این عبارت را «ثلاث و رباع» با واو عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در این صورت مجموع زنانى که براى انسان جایز است نه زن مى شود.
«فخرالدین زیلعى حنفى» در ادامه مى افزاد: «نخعى» و «إبن أبی لیلى» نیز چنین فتوایى را صادر کرده اند.
از این مهمتر سخن کسانى است که حد و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند «شوکانى» به نقل از «ظاهریة»، و «ابن صباغ» و «عمرانى» و «قاسمیه» از فرق زیدیه و «نظام الدین أعرج»، او در تفسیر آیه: "فانکحوا ما طاب لکم من النساء" مى گوید: گروهى از این آیه این گونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هیچ محدودیتى وجود ندارد زیرا آیه "اطلاق" دارد و خداوند عدد خاصى را بیان نفرموده است.
در همین حال «ابن حزم» در سخنى افتراء آمیز شیعیان را متهم مى کند که آنان داشتن "نه" همسر را در آن واحد جایز مى دانند، ولى منبع و مرجع این سخن را ذکر نکرده است.
حال عبارت فوق را با اصل عبارت فقیه حنفی، علامه فخرالدین عثمان بن علی زیلعی، مطابفت می‏دهیم تا حقیقت تحریف و تغییر اصل مطلب مشخص شود.
علامه فخرالدین، عثمان بن علی زیلعی حنفی متوفی 743هـ در کتاب "تبیین الحقائق شرح کنزالدقائق" می‏نویسد:
«وأربع حرائر و الإماء) یعنی: ازدواج با چهار زن آزاد یا کنیز جایز است و بیش از این عدد جایز نیست، زیرا خداوند متعال می‏فرماید: «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و رباع». نصی که درباره بیان تعداد، آمده است مانع از ازدواج بیش از آن است...
قاسم بن ابراهیم می‏گوید: ازدواج با نُه زن جایز است، زیرا خداوند متعال ازدواج با دو زن را جایز قرار داده است و پس از آن عدد سه و چهار را با واو عطف بیان فرموده و (واو) برای جمع به کار می‏رود، لذا مجموعه این اعداد (2+3+4) نُه می‏شود؛ مثل این از نخعی و ابن ابی لیلی نیز نقل شده است؛ برخی از خوارج و شیعه گفته‏اند: ازدواج با هیجده زن (در آن واحد) جایز است، زیرا معنای مثنی تکرار می‏شود و به معنای دوتا، دوتا تکرار می‏شود؛ همچنین عدد ثلاث و رباع تکرار می‏شوند و حداقل تکرار دو بار است که مجموعۀ این اعداد هیجده می‏شود: (4=2+2 - 6=3+3 - 8=4+4)، (18=4+6+8).
قاضی عبدالوهاب به نقل از برخی گفته: هر کس هر اندازه که دلش بخواهد، می‏تواند با زنان ازدواج کند و هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد زیرا دو، سه و چهار تکرار می‏شوند و حصری وجود ندارد.
اینان خرق اجماع نموده‏اند، زیرا امت اسلامی اتفاق نظر دارد که ازدواج با بیش از چهار زن جایز نیست و این افراد هیچ گونه دلیلی برای اثبات ادعای خویش ندارند...! (تبیین الحقائق شرح کنزالدقائق، ج 2، ص112) مکتبه امدادیه ملتان – پاکستان.

نقد و بررسی:
اولا: بسیار شگفت‏آور است که نویسنده مطلب مزبور فتوای وهابیون را به علامه فخرالدین، عثمان بن علی زیلعی حنفی، نسبت می‏دهد؛ در حالی که هر فردی که اطلاعات هرچند سطحی درباره فِرَق و مذاهب اسلامی داشته باشد، می‏داند که فرقه وهابیت یک جریان فکری معاصر است که به محمدبن عبدالوهاب نجدی منسوب است و هیچ ربطی به مذهب امام ابوحنیفه- رحمه‏الله- که در سال 150هجری وفات یافته است ندارند. مگر از دیدگاه عقل، منطق و تاریخ این امکان وجود دارد که علامه فخرالدین زیلعی حنفی که در قرن هفتم و هشتم می‏زیسته است پیرو فرقه محمدبن عبدالوهاب حنبلی باشد که در قرن دوازدهم متولد شده و حرکتی را بنیان نهاده است؟!
ثانیاً: در کجای سخنان علامه فخرالدین زیلعی حنفی به اباحت ازدواج نُه زن در آنِ واحد اشاره شده است و در کدام عبارت خویش از دیگران استدلال کرده است که نویسنده خبرساز و دروغ‏پرداز به آن تصریح کرده؟ قاسم بن ابراهیم از ائمه مذهب زیدیه است که فرقه‏ای از مذهب شیعه است که هیچ ربطی به مذهب حنفی و یا وهابیت ندارد.
ابراهیم بن یزید نخعی، فقیه مستقلی بوده و خودش آرای فقهی خاصی دارد که این مسأله هیچ ربطی به مذهب امام ابوحنیفه ندارد و ابن ابی لیلی که معاصر امام ابوحنیفه بوده است از علمای دربار خلیفه عباسی، ابوجعفر منصور است که علیه امام ابوحنیفه رحمه الله جوسازی می‏کرد و مدام امام ابوحنیفه بر فتاوای وی اعتراض می‏کرد تا اینکه خلیفه وقت بنابر مشورت ابن ابی لیلی، امام ابوحنیفه را به زندان افکند و مورد شکنجه قرار داد.
ثالثاً: محمدبن علی شوکانی، اهل حدیث است و مذهب کاملا مستقلی دارد و پیرو هیچ یک از مذاهب فقهی اهل سنت نیست و در فتاوا و اجتهاد استقلال تام دارد و دیگران را از تقلید ائمه مذاهب باز می‏دارد. وی تفسیری تحت عنوان "فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة و الدرایة فی علم التفسیر" نوشته است و به شدت ازدواج با بیش از چهار زن را رد می‏کند و آن را جهل محض می‏خواند و می‏گوید:
«وأما استدلال بالآیة علی جواز نکاح التسع باعتبار الواو الجامعة فکأنه قال: انکحوا مجموع هذا العدد المذکور، فهذا جهل بالمعنی العربی!» (فتح القدیر،ج1، ص459)
و اما اینکه علی بن احمد بن حزم اندلسی ظاهری ادعا کرده ‏است که در مذهب شیعه نکاح با نه زن در یک وقت جایز است نسبتی نادرست است، اما بنابر تصریح علمای شیعه نکاح با چهار زن همراه با صیغه کردن زنان متعدد هیچ گونه کراهیت و ممانعتی ندارد، حال فرقی نمی‏کند که تعدادشان نُه تا باشد یا بیشتر از آن باشد.
خلاصه اینکه؛ در تمام مذاهب و مکاتب فکری، که منسوب به اسلام هستند، ازدواج با بیشتر از چهار زن جایز نیست، و این مسأله یک مسأله اجماعی است که همه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند.
چنانکه ملا فتح الله کاشانی در تفسیر کبیر "منهج الصادقین" می‏گوید:
«بدانکه اجماع احوال ما بر جواز متعه است و بر عدم حصر عدد حُرّ و عبد در آن و نیز اجماع جمیع امت است بر آنکه ملک یمین (کنیز) منحصر در عدد نیست...، و اگر کسی در متعه منع جواز زاید نماید از اربع، بجهت صدق زوجیت بر آن و گوید: زوجیت منحصر است در اربع در آیه مذکور، گوئیم: که این محمولست بر دایم بجهت اغلبیت آن و بجهت احادیث متظافره در جواز زاید در متعه...!» (تفسیر منهج الصادقین، ج2، ص: 432)
حاج سید ابراهیم بروجردی در تفسیر جامع می‏گوید:
«در کافی بسند خود از محمدبن مسلم روایت کرده، گفت: حضرت باقر علیه السلام فرمود: در متعه طلاق و ارث نیست و او مانند اجاره است و از چهار زن محسوب نمی‏شود، یعنی: هرگاه کسی چهار زن دائمی داشته باشد می‏تواند متعه کند زیرا در دائم زیادتر از چهار زن برای مرد جایز نیست نه متعه!» (تفسیر جامع، ج:2ص: 19و20)
در پایان همه نویسندگان و بالاخص روزنامه نگاران را به رعایت اصول اخلاقی روزنامه‏نگاری،امانتداری، صداقت و درست‏کاری توصیه می‏نماییم.
و من الله التوفیق
سنی آنلاین

هیچ نظری موجود نیست: