ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

جواب ستم و جنايت بر ستم پيشگان مھر و نوازش نخواھد بود

اين ھميشه قانون تاريخ بوده است که بر بسترکارھاى ناروا از سوى ستم پيشگان٬ جوانمردانى متأثر از نامردمى ھا در آن سرزمين سر به طغيان بردارند که در تاريخ به نام خيزش ھاى خود بخودى توده ھا نامگذارى شده است. نمونه ھا در اين باره در بلوچستان فراوان اند.
ھم اکنون فراوانند آن عده از بلوچها که در گوشه و کنار سرزمين مادرىشان به سبب وجود این همه ستم بر مردمشان٬ به تنگ آمده از سوی حاکمان ملت ستیز جمهوری اسلامی٬ اقدام به شورش بر عليه نظم و ناظمان حاکم نموده اندکه از آغاز حکومت ملايان تاکنون ده ھا نمونه را ميتوان نام برد. آخرين نمونه از اينگونه خيزش ھاى مردمى٬مدتى پيش عده اى جوانمرد به تنگ آمده از حق کشى ھا و تحقيرھاى ملى و مذھبى تشکیل گروهی بنام جندالله به رھبرى جوانمرد سرمچار مولانا عبدالمالک ريگى ميباشد. این گروه مدتی پیش در محدوده جالق سراوان به پاسگاه نظامی مرزی حمله ور و مأموران انتظامی آن پاسگاه را خلع سلاح و با خود به گروگان بردند. این گروگانگیری بعد از چندین هفته با وساطت و باج دهی به پایان رسيد ، اما جمهوری اسلامی کمافی السابق به اذیت و آزار مردم بی دفاع منطقه ادامه داد واينبار آنها را متهم به همکاری با گروگانگیرها نمود وعلاوه بر اين رژیم در آزادی چند تن از افراد جندالله که در زندانهای رژیم هستند بر خلاف قرارھاى رد و بدل شده از کانال واسطه ھا٬ خلف وعده و مدام گروه جندالله را تهدید به سرکوب وانتقام می نماید.
درقبال اين وعده شکنى ٬باعکس العملی شدید و تلافی جویانه٬ جندالله راه را بر کاروان سرکردگان حکومت که پس از گردھمايى شان در زابل بسوی زاهدان در حرکت بودند در نقطه ای بنام تاسوکی بسته تعداد ۲۲ نفر از آنان را از پاى در آورده ، تعدادی را نیز با خود به گروگان می برند . در پی اتهام وابسته بودن این گروه به طالبان ، آمریکا و انگلیس از طرف جمهوری اسلامی ، عبدالمالک ریگی رهبر این گروه در مصاحبه با رادیو بی بی سی هر گونه وابستگی را شدیدا رد کرد و علت اقدام گروه خود را درقتل و گروگانگیری مأموران رژیم، وجود ستم ملی و مذهبی بر مردم بلوچستان بیان کرد.
پس از وقوع این عمل جندالله ، جانیان و تبهکاران ریز و درشت ملایان سراسیمه وشتابان روانه بلوچستان شدند .هر کدام با نطق های پرشور ، با برانگیختن احساسات مردم عادی غیر بلوچ در انتقام گیری از مردم بلوچستان پرداختند که سخنرانی وزیر کشور رژیم در زابل در این باره قابل تأمل است . وی با ایجاد تضاد سازی و رجحان دادن سیستانی ها بر بلوچها چنین اظهار داشتند :"ما به ارتقاء سیستم امنیتی در سیستان وبلوچستان توجه بیشتری خواهیم کرد ، سیستانیها (زابلی ها) برای امنیت و نظام قربانی های زیادی داده اند ولی بلوچها با نیروهای امنیتی همکاری نمی کنند ، سیستان باید بر تارک ایران اسلامی بدرخشد ، سیستان تحصیل کردگان بزرگی دارد که ما در مدیریت عالی استان از آنها استفاده می کنیم.".
اگر به سخنان جناب وزیر! خوب توجه شود ، شنونده ویاخواننده بلا درنگ در می یابد که چگونه آنها به زعم خودشان در یک استان به جامعه خاصی چه امتیازات و ارجحیتی قائل هستند ولی به جامعه دیگر نه اینکه توجه نمی شود بلکه تهدید نیز می شوند ، زبان ، مذهب ، ملیت و فرهنگ شان مورد تمسخر قرار می گیرد و به بهانه های مختلف مورد تعدی واقع و سرکوب می گردند . از سوی دیگر منتصبین بلوچ در مجلس آخوندی که نام نمایندگی مردم بلوچ را درآنجا به یدک می کشندبه جاى بيان دردھا و آشکار کردن تحقيرھ و مصيبتھايى که مردم بلوچ در سرزمين آباء و اجدادى شان متحمل ميشوند٬ همصدا با ارباب خود در بیانیه های مختلف ، برای اثبات بندگی خویش ، خواستار ھر چه نظامى تر کردن بلوچستان ، براى بر قراری امنیت برای غير بلوچھاى حاکم برسرزمین بلوچستان و سرکوب بلوچھاى معترض گردیدند.
در نمایشگاه کتاب زاهدان با پخش کتب تحريک آميزبرضد سنى ھا و بی حرمتی به خلفای راشدین و عایشه ھمسرپیغمبر اسلام و تشويق به تغيير مذھب بلوچھاى سنّى و تشرف آنان به اسلام (يعنى شيعه اثنى عشرى) از طريق تأمين امکانت زيستى و رفاھى بھتر برايشان وھمچنين تشويق و حمايت مالى و نظامى براى اسکان و انتقال غير بوميان به بلوچستان و تقسيم بھترين اراضى زراعى و مسکونى بین سرسپردگان و قاتلان ملت بلوچ ٬قتل اخيرو فجیع جوانان بی گناه بلوچ در زاهدان ، کشتار 2 دانش آموز در راسک و عدم دستگيرى و محاکمه قاتلانشان، تبعیض ، نابرابری ، تحقير واهانت ه و ھمه بيانگر ادامه تشديد سياست اپارتايد ملى و مذھبى در بلوچستان است.
رژیم با ترویج فقر، اعتیاد و تخدیر مردم بلوچ آنان را به محتاجانی که همیشه چشم براه بذل و بخشش بسیار نا چیز خود ساخته است تبدیل نموده ، که البته این مورد بیشتر در باره افراد مسن و علیل صدق می کند والا در مورد بیکاران و بیماران هیچ عنایتی در کار نیست . قاچاق مواد مخدر توسط ایادی مافیائی رژیم از طریق مرزهای وسیع بلوچستان به سایر نقاط ایران و جهان کاری عادی و همیشگی است که در این مورد نیز انگشت اتهام و تهمت در حمل ونقل محموله های بزرگ ، بی جهت متوجه بلوچها می باشد چرا که در حقیقت نانی هم برای سیر کردن شکم خود ندارند . بعضی از بلوچهای مستمند که شکاراین باندها می شوند بعنوان عاملان آنها و صرفا برای زنده ماندن و نجات از فقر مطلق در خدمت آنان در می آیند که گاه و بیگاه در معرض خطر مرگ و اعدام قرار می گیرند ولی سوداگران مرگ از این رهگذر انبانهای خود را پر و در کشتار ، سرکوب و تصاحب بلوچستان بیش از پیش فعالتر شده اند .
خلاصه اینکه ، تا زمانی که این نوع حکومت ھاى برترى طلب ملى و فرھنگى و مذھى در ایران بر روی کارند، مردم بطور کلى وملل ساکن ایران بخصوص هر گز روی رفاه ، آسایش ، تساوی ، عدالت و برابری حقوق ملی را نخواهند دید. از آنجاييکه دستیابی به این خواسته ھا در رژیم ملایان برای ملل در بند ایران غیر ممکن است ، لاجرم ستمدیدگان از هر طریق ممکن برای ضربه زدن به منافع و منابع ستمگران استفاده خواهند کرد وعمل گروه جنداله در جاده زابل - زاهدان ، واکنشی است به نا برابرى ھاى ملی ومذھبى وعدم رعايت حقوق شھروندى مردم توسط رژیم در بلوچستان.
دلمراد ريگى بلوچ
http://fas.balochpeople.org/oldarchive/farsi/2006/mar/DilmuraadRikiBaloch.htm

هیچ نظری موجود نیست: