۱۳۸۹ مهر ۳, شنبه

ولی فقیه یا پادشاه ما برهنه است!..

دکتر محسن نیکخو
سنی نیوز: داستان کریستین آندرسن شهرت جهانی یافته، مادر بزرگها آنرا پیش از خواب برای نوه هایشان تعریف می کنند، ولی اگر اجازه دهید من به عنوان حکایت بعد از خواب، و جهت بیدار ساختن غافلان و تذکر به آگاهان این حکایت را بار دگر وارسی کنم: در زمانی که یکی بود یکی نبود، از زیر گنبد کبود سه خياط چيني وارد سرزميني شدند پس از گذشت مدتي از گوشه و كنار شهر شنيدند ، پادشاه براي روز جشن ملي لباسي از تار و پود طلا مي خواهد و براي تهيه ي اين لباس نياز به خياطاني زبردست دارد ؛ ضمنا همه جاي شهر پر شده بود از ميزان پاداشي كه پادشاه براي خياطان در نظر گرفته بود . سه خياط با شنيدن اين خبر شعله هاي طمع براي دست اندازي به خزانه پادشاه در وجودشان شعله كشيد . آنان نيز با وجود اطمينان از عدم تواناييشان براي انجام اين كار به نزد پادشاه رفتند و ادعا كردند كه قادر خواهند بود لباس مورد نظر پادشاه را برايش تهيه كنند . آنها مدتي در كارگاهي كه سلطان برايشان تهيه كرده بود به فكر چاره بودند تا اينكه راه حل جالبي به نظر يكي از سه خياط رسيد . خياط زيرك و حيله گر گفت به سلطان و اطرافيان خواهيم گفت لباس را تهيه خواهيم كرد ولي اين لباس ويژگي خاصي دارد و آن ويژگي اين است كه جز براي حلال زادگان قابل ديدن نيست .
آنها پادشاه را فریفتند و گفتند ما بهترین لباس ها را که برازنده قامت بزرگان باشد می دوزیم اما هیچ حرام زاده ایی نمی تواند آن را ببیند !!! سرانجام لباس کذایی آماده شد و روز جشن فرا رسید و بزرگان و مردم شهر جمع شدند تا لباس جدید پادشاه را ببینند با انکه هیچ کدامشان لباسی بر تن شاه نمی دیدند از ترس تهمت حرام زادگی غریو شادی سر دادند و لباس جدید را به پادشاه تبریک گفتند !!!

هیچ نظری موجود نیست: