۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

محسن ابراهیمی: احمدی نژاد قاتل است او را به سازمان ملل راه ندهید!

محسن ابراهیمی
هفته گذشته در سواحل ریودوژانیرو، هواپیمایی به پرواز درآمد که پارچه بزرگی با این کلمات به دمش وصل شده بود: "احمدی نژاد، به زندگی احترام بگذار!" قبل تر از آن رئیس جمهور برزیل از جمهوری اسلامی خواست که سکینه محمدی آشتیانی را آزاد کند و اعلام کرد او میتواند در برزیل زندگی کند. همچنین، هیلاری کلینتون، به حکم سنگسار اعتراض کرد و نگرانی خود را از امکان سنگسار و اعدام سکینه اعلام کرد. چندی پیش هم که یادمان هست در کرویدورهای بعضی از پارلمانها، نمایندگان مجلس با عکس ندا علیه وزیر خارجه جمهوری اسلامی پیکت کردند! این واکنش اعتراضی دارد در سطح سیاستمداران دول غربی وسیعتر میشود.
اگر این فضای اعتراضی را در کنار فضای سیاسی قبلتر همین دولتها در قبال جمهوری اسلامی قرار بدهید متوجه خواهید شد که جمهوری اسلامی دارد بیش از پش منزوی تر میشود. روشن است که نه جمهوری اسلامی پدیده نوظهوری است و نه جنایاتش. ۳۱ سال است که حکومت اسلامی بر سر کار است و ۳۱ سال است که این حکومت اعدام و سنگسار میکند. اما واکنش دولتها و شخصیتهای این دول به حکومت اسلامی کاملا جدید است. اینها دولتها و شخصیتهایی هستند که زمان خودش زیر بال جنبش اسلامی را گرفتند و کمک کردند در ایران به حکومت برسد. اینها کسانی هستند که سی و یک سال تمام به دوام این حکومت جانی یاری کرده اند. دوام این حکومت اساسا به این متکی است که در داخل سرکوب کرده است و در سطح جهانی به مماشات و روابط سیاسی و دیپلماتیک این حکومتها متکی شده است. چه اتفاقی افتاده است که در محافل حاکم دول غرب، زبان اعتراض به جنایات حکومت باز شده است؟ چه اتفاقی افتاده است که موجب شده است همان کسانی که حتی در اوج اعدامها ذره ای اعتراض به این جنایات نمی کردند امروز مجبور شده اند زبان بگشایند؟
اتفاق مهمی رخ داده است که فضای سیاسی دول غرب و نحوه برخوردشان به جنایات جمهوری اسلامی و حدودا خود جمهوری اسلامی را تغییر داده است. اگرچه این فضا هنوز میتواند بنا بر مصالح سیاسی این دول مجددا دگرگون شود.
در خرداد سال ۸۸ انقلابی آنچنان قدرتمند در ایران آغاز شد که نه تنها صحنه سیاسی ایران را تکان داد بلکه پس لرزه هایش تمام جهان را به لرزه در آورد. با اولین ویدیو کلیپهایی که نشان میداد نسلی آزادیخواه، پیشرو وانساندوست مصممند حکومتی قرون وسطایی را به زیر بکشند، روحیات انسانی میلیونها انسان در جهان بیدار شد. انقلاب در ایران به یک بیداری بی سابقه سیاسی در جهان منجر شد. مردمی که یک بار در مقابل تروریسم بورژوازی غرب در عراق در مقیاس میلیونی به خیابانها آمده بودند، این بار متوجه شدند که مردم ایران قطب دیگر این تروریسم یعنی جنبش اسلامی و حکومتش را هدف گرفته اند. مردم جهان، در سیمای انقلاب ایران متحدی قدرتمند و مصمم علیه تقابل خونین دو قطب تروریستی جهانی دیدند. سیمای جنبشی را دیدند که قد علم کرده است تا یک پای تروریسم جهانی را به زیر بکشد و به حیات یک حکومت درنده نقطه پایان بگذارد. این مردم در سیمای انقلاب ایران یک حرکت انسانی و سکولار و پیشرو و امیدبخش دیدند. و دقیقا به این دلیل، با دهها شکل، حمایت و همبستگی خود را با انقلاب مردم ایران و اعتراضشان به درندگان اسلامی حاکم بر مردم ایران را نشان دادند. آخرین جلوه شکوهمند این همبستگی، دفاع از حق حیات سکینه محمدی آشتیانی و اعتراض به توحشی به نام سنگسار در جمهوری اسلامی است.

۱ نظر:

بلوچ گفت...

هواپيمای بدون سرنشين بلوف بزرگ احمقی نژاد و سپاه

دروغ ، بزرگنمايی و خودبزرگ بينی در حکومت خامنه ای سفيه بدون حد و مرز است. ساختن هواپيمای بدون سرنشين از بلوفهايی است که نه سپاه باور دارد و نه مردم ايران و جهانيان. شايد به همين دليل مسئوليت گفتن آن به احمقی نژاد دروغگوی بزرگ قرن واگذار شد. اما از آنجاييکه وی در دروغگويی ماهر است وبه بيماری خودبزرگ بينی و خودمحوری مبتلاست به يک دروغ اکتفا نکردو مدعی شد که کره زمين را به جنگ خواهد کشاند.
اولا شما کارخانه های آفتابه سازی و ظروف سازی را تعطيل نکنيد ، تا کارگران بيچاره بيکار نشوندـ توليد هواپيمای بدون سرنشين پيش کش تان.
ثانيا زمان حکمرانی تان بسر آمده است و با طبل توخالی و دروغ نمی توانيد خود را نجات دهيد!