ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

نگاهي به گفتگوي بشير احمد ريگي با روزنامه جام جم ،مطلبي از عبدالرئوف ريگي


بسم الله الرحمن الرحيم

مدتي از انترنت دور بودم اگرچه مطالب و مقالات و اخبار به بنده مي رسيدند اما به علت مشاغل فراوان نمي دانستم توجه خاصي به اين امر بدهم امشب از سوي دوستي انترنت برايم فراهم شد كه برخي مطالب را خواندم و خصوصا گفتگوئي كه از بشير احمد ريگي اخيرا منتشر شده بود و يك سري مطالب خلاف واقع در آن بيان شده بود كه چون راجع به رهبر اعظم و شهيد بزگوار امير عبدالمالك ( رحمه الله) بود ضرورت ديدم اندكي در مورد آن بنويسم و در اين ميان سري هم به برخي ديگر موضوعات بزنم كه شايد باز مدتي از انترنت و كامپيوتر محروم شوم.


بشير احمد ريگي كه نام سرداري طايفه بزرگ ريگي را در قسمت ايران به يدك مي كشد جز اينكه وارث سردار بزرگ مهرالله خان باشد چيزي ديگر ندارد و اگر نام نيك سردار مهر الله خان نبود نيازي نمي ديدم كه سخنانش را مورد تجزيه قرار دهم همانگونه كه در برابرش اين حرف را زده ام.

بشير احمد دو نسبت فاميلي نزديك با بنده دارد و از سوي پدر چند پشت بعد به ما وصل مي شود بدين صورت كه بنده فرزند آزاد فرزند مهندوست خان ، فرزند نورمحمد ، فرزند گلام علي هستم و بشير احمد فرزند مهرالله خان ، فرزند تاج محمد ، فرزند محمد رضا فرزند گلام علي است و از طرف مادر بشير احمد پسر خاله بنده هست يعني مادر من و مادر بشير احمد دختر عمو هستند و پدرشان برادر هستند و مادر بشير احمد دختر اوميت و مادر بنده دختر دادمحمد است و اوميت و دادمحمد با هم برادر هستند كه هر دو فرزند گل محمد هستند و گل محمد فرزند نورمحمدخان فرزند گلام علي خان است.

قبل از هر چيزي بايد بگويم بنده نه نظام سرداري را قبول دارم و نه براي آن ارزشي قايل هستم بلكه آن را ظالمانه و موجب تفرقه و برتري طلبي مي دانم و معتقدم كه همه انسانها از هر طايفه و قومي برابرند و هيچ كس را بر ديگري برتري نيست و خداي برتر را سپاس مي گويم كه اين نظام در بلوچستان از بين رفته است و ديگر كسي براي آن ارزشي قايل نيست و بشير احمد هم همانطور كه در گفتگويش گفته است بيش از سردار نماينده حكومت و شهردار ميرجاوه است چون مي داند كسي براي سردار ارزشي قايل نيست.

مي خواهم مختصرا برخي از سخنان آقاي بشيراحمد را مورد نقد قرار دهم و البته برخي منتقدان امروز مدافع سردارها و مولوي ها شده اند و اگر از سوي جنبش نقدي صورت گيرد اعتراض مي كنند كه چرا عليه اشخاص اجتماعي سخن گفته مي شود گويا مولوي ها و سردارها و برخي تحصيل كردگان العياذ بالله خدا هستند و اشتباه نمي كنند و معصوم هستند و نبايد يك كلمه عليه آنان حرف زد و يا موضعي عليه موضع آنان اتخاذ نمود و و بايد چشم و گوش بسته مطيع مولوي ها و سردارها و دانشگاهيان شد و در پاسخ به اين روزنامه نگاران سخن فاروق اعظم رضي الله را نقل مي كنم كه فرمودند : از كي تا به حال بندگاني را كه آزاد خلق شده اند برده گرفته ايد.

آيا بايد همه ما چشم و گوش بسته مطيع و فرمان بر ملاها و سردارها باشيم و هيچ بر زبان نياوريم كه كافر مي شويم و آيا چنين جايگاه مقدسي به برخي ها دادن مخالف با آموزه هاي اسلام نيست كه يك زن هم در برابر بزرگترين حكمران تاريخ اسلام حضرت فاروق اعظم رضي الله عنه بلند مي شود و اعتراض مي كند و براحتي مطلبش را بيان مي كند.

آيا ملا مي تواند از منبر عليه انديشه و تفكر ما سخن گويد و سردار هر چه مي تواند بگويد اما ما فقط سكوت كنيم و حتي اجازه پاسخ دادن را داشته نباشيم و اگر نظر ملا را رد كنيم و دروغ سردار را افشا كنيم محكوم مي شويم ؟!

يك بياباني در برابر بزرگترين خليفه مسلمانان حضرت عمر فاروق رضي الله عنه بلند مي شود و مي گويد اگر از كتاب خدا و سنت پيامبر تجاوز كردي با شمشير راستت مي كنيم و ما بايد مهر سكوت بر دهان بزنيم و آيا جايگاه مولوي ها و سردارها از حضرت فاروق اعظم رضي الله عنه هم برتر است ؟ تاسف است براي جامعه اي كه روزنامه نگار منتقدش هم چنين در بند باشد و به جاي گشودن درهاي آزادي همه را به سكوت فرا مي خواند. وا اسفا اين موضوع را در مطلبي جداگانه شرح خواهم داد

البته اين بدين معنا هم نيست كه ما مولوي ها را دشمن خود مي دانيم آنگونه كه ر‍ژيم و رسانه هايش تبليغ مي كنند و مي خواهند به نفع خود بهره برداري نمايند و به قول رهبر اعظم امير شهيد : علماء را ما به سه دسته تقسيم مي كنيم يك گروه كساني هستند كه واقعا مزدور و جاسوس هستند مانند : مولوي مصطفي جنگي زهي ، مولوي كريم زائي ، مولوي شهنوازي خاشي و مولوي باراني و ... كه حساب اين گروه مشخص است و همانگونه كه با ديگر خائنان برخورد مي شود با اين گروه هم برخورد خواهد شد و گروهي ديگر هستند كه معقتد به جنايت و تجاوز جنايتكاران هستند ولي سكوت كرده اند و نه از نظام دفاع مي كنند و نه عليه مجاهدان چيزي مي گويند كه آنها را توصيه مي كنيم هجرت كنند و در برابر ظلم و ستم سكوت نكنند و به اين دسته احترام مي گذاريم و گروه ديگر علمائي هستند كه معتقد به ضياع حقوق هستند اما خواهان حل مسائل از راه گفتگو هستند كه ما با اين گروه اختلاف نظري داريم و عقيده داريم كه جز نبرد و جهاد راهي ديگر در پيش نداريم و با اينكه با اين گروه از علماي كرام اختلاف نظر داريم و مسائل شرعي و اسلامي را با دلائل برايشان بيان مي كنيم و نظرات آنها را رد مي كنيم ولي آنها را علماي منطقه مي دانيم و برايشان احترام قايل هستيم و بحث و گفتگو را بين علماء درست مي دانيم و بسياري از علماي منطقه كه با جنبش هم نظر هستند و تحت مجمعي به نام مجمع علماي جنبش فعاليت مي كنند از نظر علمي نظرات اين گروه از علماء را مورد نقد قرار داده و در مورد به خصوصي مي توانند جهل مسئله را به طرف مقابل نسبت دهند كه اين خلاف ادب نيست كه امام مالك ره در دهها مسئله مي فرمود من نمي دانم و جهل يك مسئله دليل نمي شود كه يك فرد كلا جاهل خوانده شود آنگونه كه برخي افراد بي علم برداشت كرده اند.

دشمن مي خواهد اين اختلاف نظر را اختلاف واقعي جلوه دهد البته دشمن كور خوانده است اين جنبش در دفاع از مردم و دين و علماي منطقه بپاخواسته است و تا آخر بر اين مرامش خواهد بود و دشمن نمي تواند سوء استفاده كند ، اين همان دشمني است كه علماي ما را به شهادت رساند چگونه الان مي تواند داعيه دفاع را داشته باشد ؟ خون مولوي عبدالملك ملازاده و مولوي عبدالناصر و مولوي احمد ميرين و شيخ ضيائي و مولوي نعمت الله و مولوي عبدالحكيم و مولوي الهياري و مولوي عبدالستار و مولوي يارمحمد و ... هنوز خشك نشده است و همين خونها بوده است كه جوانان را بيدار نموده و جنبش مقاومت جندالله از همين لاله ها روئيده است و چگونه ممكن است در قلب مجاهدين دشمني يا بي احترامي نسبت به علماي اهلسنت باشد و امروز هم جنبش مدافع علماي خود هست اگر چه انتقاد و اختلاف نظر را مجاز مي داند وبرايش اشكالي نمي بيند و انتقاد و اختلاف نظر را سبب رشد و بالندگي جامعه مي داند و در صدر اسلام هر عالمي مي توانسته است نظر خود را بيان كند و همه مكلف نبوده اند كه نظر يك عالم را بپذيرند و پيدايش مذاهب اربعه خود دليل آزادي راي و نظر در جهان اسلام بوده است كه هر عالم و فقيهي مي توانسته بدون هيچ ترس و واهمه اي نظر و انديشه خود را بيان كند.

اما سربازان سر بكف جندالله به دشمن اجازه نمي دهند كه نگاه بد به سوي علماي حقاني و رباني نمايد و خواهند كشيد چشماني را كه بخواهند به سوي علماء نگاه كنند و دشمن خبيث در كمين است كه سوء استفاده نمايد لذا بهتر است همه مواظب توطئه هاي شوم وزارت اطلاعات باشيم.

بحث به درازا كشيد موضوعي را كه مي خواستم مورد بحث قرار دهم مصاحبه بشير احمد ريگي بود كه بايد بگويم كه بشير احمد در گفتگو با جام جم براي اولين بار يك سري نقاط مثبت هم بيان كردند كه جا دارد از اين جراتش قدرداني كنم و كاش به جاي تمجيد و تعريف از متجاوزان و جنايتكاران و قاتلان به پيروي از پدر بزرگوارش مهرالله خان حقايق را بيان مي كرد و در بندگي و بردگي بيگانگان تا اين اندازه پيش نمي رفت و خود را رسواي خلايق نمي كرد.

بشير احمد ريگي طايفه ريگي را يك طايفه ايراني معرفي نمود كه از لحاظ تاريخي اثبات اين موضوع مشكل است اگر چه همكاري هائي بين طايفه ريگي و ايرانيان بوده است اما نگاهي به تاريخ و مناطق مسكوني فعلي و سابق اين طايفه بزرگ نشان مي دهد كه اين طايفه ارتباطي با ايران نداشته است و هنوز هم اعضاي اين طايفه در مناطق دور دست پاكستان و افغانستان و هند زندگي مي كنند كه ممكن نيست با ايران ارتباطي داشته باشند به طور مثال اعضاي اين طايفه در مناطق مرزي با پنجاب و در مناطق نزديك به سنده و در مناطق دور افتاده خاران و حتي در مناطقي از هند زندگي مي كنند و اين نشان مي دهد كه اين طايفه يك طايفه بلوچي بوده است و هست و ارتباطي با ايران نداشته است البته پس از معاهدات انگليس و تهران بخشي از مناطقي كه ريگي ها در آن سكونت داشتند به ايران داده شدند و بخشي ديگر به خان قلات واگذار شدند كه الان هم تحت سيطره پاكستان هستند و اين منطقه ماشكيل ناميده مي شود.

آقاي بشير احمد ريگي در گفتگويش با جام جم اصول صداقت و شرافت را زير پا نهاده و به دروغ روي آورده و اتهاماتي را متوجه رهبر شهيد امير اعظم عبدالمالك ( رحمه الله ) كرده اند كه واقعا ناراحت كننده هستند زيرا كه هيچ اساس و پايه اي ندارند و كاملا دروغ هستند .

بشير احمد در اين مصاحبه گفته اند :بنابه گفته خود ریگی، او از آن موقع به بعد بنابر دلایلی از طالبان جدا شده و به آمریكایی‌ها می‌پیوندد.

كل ديدار آقاي بشير احمد با رهبر شهيد امير عبدالمالك (رحمه الله) دو مرتبه انجام گرفت كه در هر دو ديدار بنده همراه ايشان بودم يك ملاقات در يك عروسي در زاهدان كه رهبر شهيد در اين مراسم به سخنراني پرداختند و بدون هيچ گفتگوئي با بشير احمد مجلس را ترك فرمودند و ملاقات ديگر در منطقه برابچه و هنگام دستگيري نيروهاي متجاوز قرارگاه ناهوك بود كه در اين ديدار هم بنده حضور داشتم و رهبر شهيد به هيچ عنوان چنين كلمه اي مطرح نكردند بلكه رهبر بزرگوار تا آخر به طور مستقيم با آقاي بشير احمد حرف نزدند و فقط هنگام خداحافظي به بشير احمد گفتند اگر از طرف بنده به شما اسائه ادب شده است من را ببخشيد كه بشير احمد در پاسخ گفتند من ارزشي ندارم و غالبا ترسيده بود و نمي دانست چه بگويد.

در اين جلسه بر خلاف آنچه بشير احمد مدعي شده است بشير احمد فقط يك بار يك حرفي اهانت آميز زد كه همه مجلس از حرفش ناراحت شدند و حتي مرحوم شاه سليم خان بزرگ طايفه ريگي در ماشكيل به زبان شيرين به رهبر مخاطب شده گفتند اين يك اشتباه بود و شما به بزرگيتان درگذر كنيد كه رهبر بزرگوار فرمودند مشكلي نيست و همينجا بود كه من خطاب به بشير احمد گفتم اينجا همه فدائيان رهبر نشسته اند و به كسي اجازه توهين نمي دهند كه بشير احمد در پاسخ بنده گفتند آقاي مولوي من اشتباه كردم و غلط كردم و.....

كه باز رهبر عظيم فرمودند مشكلي نيست هر كس مي تواند هر حرفي دارد بزند و حرف هر كس نشانگر شخصيتش است و از بنده خواستند كه موضوع را خاتمه دهم.

بشير احمد ريگي در اين گفتگويش سخن دروغي را به مرحوم حاجي شاه سليم خان ريگي بزرگ طايفه ريگي در ماشكيل نسبت داده است كه واقعا موجب حيرت است در حالي كه حاجي شاه سليم خان از اول تا آخر گفتگويش به رهبر اعظم مي گفتند كه شما نه تنها عزت طايفه ما كه عزت قوم بلوچ هستيد و دهها بار اين جمله را تكرار نمودند كه واقعا در حيرت هستم كه بشير احمد چگونه به خود جرات داده است كه به يك شخصي كه وفات كرده است چنين دروغي نسبت دهد و آيا شرافت چنين بي ارزش شده است.

بشير احمد اين دروغش را چنين شرح داده است :یادم هست شاه سلیم خان به مالك گفت كارهای تو هم خیانت به ریگی‌های ایران است و هم ریگی‌های پاكستان. مالك گفت: چطور؟ جواب داد: به این دلیل كه از روزی كه شما این سربازها را به گروگان گرفتی، جمهوری اسلامی از درون ایران تا جایی كه ما زندگی می‌كنیم، قدم به قدم سرباز گذاشته. خودت خوب می‌دانی كه كلیه مایحتاج زندگی ما از ایران تامین می‌شود؛ از مواد سوختی گرفته تا آرد و تاید. چرا كه ما به ایران نزدیك‌تریم تا اولین مركز پاكستان

در صورتيكه شايد در اين مجلس دهها نفر از بزرگان طوايف بوده اند و همه گواهي خواهند داد كه اين حرف بشير احمد دروغ است و مرحوم شاه سليم خان هرگز چنين حرفي نزدند و باز جوابي كه آقاي بشير احمد از رهبر جنبش نقل كرده است واقعا خنده دار است و ارزش نقل كردن را ندارد زيرا اين پاسخ هيچ ارتباطي به اين سوال ندارد چنانچه بشير احمد پاسخ رهبر شهيد را چنين نقل كرده اند:

مالك جواب داد: «حاجی شما چقدر سست عنصرید! نباید این طوری باشید. من تا 2 سال پیش نیازمند یك تیكه نان بودم، اما الان آمریكا آنقدر دلار برایم می‌ریزد كه نمی‌دانم چطوری جمعشان كنم. اين يك دروغ و بهتان بزرگي از سوي بشير احمد است

خوانندگان مي توانند خود در اين باره قضاوت كنند كه اين پاسخ چه ربطي به سوال دارد

اما حقيقت اين است كه خوبيار خان بزرگ طايفه يارمحمد زهي سوالي همچنيني مطرح كردند آن هم نه به اين صورت كه بشير احمد مطرح نموده است بلكه آقاي خوبيار خان گفت پس از دستگيري اين سربازها خيلي اوضاع سخت شده است و حكومت خيلي سخت گيري مي كند كه رهبر جنبش در پاسخ گفتند آقاي سردار شما كه قبلا مي گفتيد حكومت ظلم نمي كند و آيا اين كه ما نيروهاي ر‍ژيم را گرفته ايم چرا بر شما سخت گيري مي كنند و آيا اين ظلم نيست ؟ و آيا براي اينكه با شما سخت گيري مي كنند بايد مبارزه با ظلم و جبر را ترك كنيم؟

و آيا بايد بگذاريم دين ما مورد اهانت قرار گيرد و سرزمين ما به تاراج برود و جوانان ما اعدام شوند و علماي ما ترور شوند و مساجد ما منهدم شوند و مدارس ما با خاك يكسان شوند ؟ نه و هرگز

من آرام نخواهم نشست

اين خلاصه سخنان رهبر جنبش بودند كه بشير احمد چنين دروغي مطرح كردند كه هيچ عاقلي سخنش را باور نخواهد كرد.

در آخر از بشير احمد مي خواهم كه توبه كند و بداند كه روزي بايد در پيشگاه الله حاضر خواهد شد و بايد كرده ها و گفته هاي ناحق و دروغ خود جزا بيند پس بهتر است كه توبه كند و باز آيد و اگر به خيانت و دروغ ادامه دهد خلق خدا او را نخواهند بخشيد.

از ما پند

اگر نام رهبر بزرگ و شهيد اعظم در ميان نبود هرگز وقت خود را به پاسخ دادن به اشخاصي همچون بشير احمد كه خدمت و ولائشان براي متجازان كافر و ظالمان بي دين ثابت است به هدر نمي دادم و اين نوشتار را فقط در دفاع از خورشيد هميشه تابنده سرزمينم (امير عبدالمالك ره ) كه هرگز نورش خاموش نخواهد شد نوشتم.

عبدالرئوف ريگي

19 رمضان 1431 / دوشنبه 08 شهريور 1389

برابر با

Aug 30 2010





۱ نظر:

ناشناس گفت...

طایفه ریگی یکی از شاخه های قبیله رند است و از نوادگان میر چاکر خان اعظم و قبیله رند اکنون شاخه هایی دارد که ریکی یا ریگی و مری و بگتی از این رشته هستند.