ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

چگونه به اين زابليهائي كه در شهر عاشقان صحابه به اصحاب پيامبر توهين مي كنند رحم كنيم




زابليهاي جنايتكار در شهر زاهدان در مركز عاشقان اصحاب پيامبر در پايتخت بلوچستان چنين بي حرمتي مي كنند و اصحاب پيامبر را لعن مي كنند و فحض مي دهند و اهانت ميكنند و ما چگونه زنده باشيم و در شهر ما به ياران پيامبر دشنام داده مي شود
جوانان غيور بلوچستان كجا هستند
فرزندان خالد و فاروق اعظم عمر رضي الله عنه كجا هستند
ممكن نيست و ما اجازه نمي دهيم و همه زابليهاي جنايتكار را تكه و پاره پاره خواهيم كرد
ما به خود بمب مي بنديم و از عزت اصحاب رسول الله دفاع خواهيم كرد
ما اجازه نخواهيد داد زابليهاي اشغالگر چنين به دين و مذهب ما اهانت كنند.

۴ نظر:

آرش دکلان گفت...

از فارس بودنم شرمنده ام!



25-02-1389

آرش دکلان



کوردستان میدیا:

تقریباً هیچ بحثی را در مورد کردها به یاد ندارم که نیم نگاهی به این پرسش که آیا کردها جدایی طلب هستند یا نه، نینداخته باشد. حتی اخیراً در مصاحبه صدای آمریکا با همکار فرزاد کمانگر در مورد اینکه آیا فرزاد به عنوان یک کرد تمایلات جدایی طلبانه داشته است یا نه، بحثی مطرح شد. هرگز به یاد ندارم که رهبران احزاب کرد در یک مصاحبه تلویزیونی دعوت شده باشند و در مورد ابهام[1] جدایی‏طلبی کردها بحثی به میان نیامده باشد. با اینکه نتیجه منطقی التزام به دموکراسی پذیرفتن حق جدایی‏طلب است، اما جدایی‏طلب کردها اگر به واقع جدائیطلب باشند همواره نه به عنوان یک حق دموکراتیک، بلکه به عنوان یک اتهام مطرح میشود. در این مقاله میخواهم استدلال کنم که کردها حق دارند که جدائیطلب باشندحقی که به عنوان


یک اتهام مطرح میشود.
پس از عمل ضد بشری اعدام دسته‏جمعی پنج تن، از جمله چهار کرد، توسط دولت جمهوری اسلامی یک واکنش بسیار شدید از جانب تمام احزاب و گروههای سیاسی نشان داده شد. من هم در جمع اعتراضی در برابر سفارت ایران در پاریس حضور داشتم. جمعی به شدت عصبانی از این واقعه دردناک در برابر این سفارت جمع شدند و دست به اقداماتی زدند که همه شاهد آنها بوده‏اند. اما بحثی که من میخواهم در اینجا مطرح کنم در مورد نحوه این اعتراضات در میان مردمان نواحی مختلف ایران است. در حالی‏که همه از این واقعه دردناک و ناگهانی به شدت عصبانی بودند، میرحسین موسوی یکی از رهبران جنبش سیاسی امروزه ایران موسوم به جنبش سبز در یک واکنش بسیار کوتاه و مختصر که یک بیانیه خوانده شده است حداکثر کاری که کرده این است که این اعدامها را ناعادلانه خوانده‏اند. واکنش ایشان اصلاً متناسب با واقعهای که رخ داده است نمیباشد. تنها یک مقایسه کوتاه میان واکنش وی به مرگ افرادی ماند سهراب اعرابی و واکنش خود وی به اعدام یک معلم؛ فرزاد کمانگر، حقایق بسیاری را آشکار میکند که باید به دقت نگریسته شود. ایشان پس از مرگ سهراب اعرابی به خانه وی رفته و رسماً این جنایت را محکوم کردند. ایشان می‏توانستند به خانه فرزاد کمانگر هم بروند. تصور نمی‏کنم دوری راه بهانه خوبی برای سهل‏انگاری یک رهبر سیاسی باشد.

آرش دکلان گفت...

از فارس بودنم شرمنده ام!



25-02-1389

آرش دکلان



کوردستان میدیا:

تقریباً هیچ بحثی را در مورد کردها به یاد ندارم که نیم نگاهی به این پرسش که آیا کردها جدایی طلب هستند یا نه، نینداخته باشد. حتی اخیراً در مصاحبه صدای آمریکا با همکار فرزاد کمانگر در مورد اینکه آیا فرزاد به عنوان یک کرد تمایلات جدایی طلبانه داشته است یا نه، بحثی مطرح شد. هرگز به یاد ندارم که رهبران احزاب کرد در یک مصاحبه تلویزیونی دعوت شده باشند و در مورد ابهام[1] جدایی‏طلبی کردها بحثی به میان نیامده باشد. با اینکه نتیجه منطقی التزام به دموکراسی پذیرفتن حق جدایی‏طلب است، اما جدایی‏طلب کردها اگر به واقع جدائیطلب باشند همواره نه به عنوان یک حق دموکراتیک، بلکه به عنوان یک اتهام مطرح میشود. در این مقاله میخواهم استدلال کنم که کردها حق دارند که جدائیطلب باشندحقی که به عنوان


یک اتهام مطرح میشود.
پس از عمل ضد بشری اعدام دسته‏جمعی پنج تن، از جمله چهار کرد، توسط دولت جمهوری اسلامی یک واکنش بسیار شدید از جانب تمام احزاب و گروههای سیاسی نشان داده شد. من هم در جمع اعتراضی در برابر سفارت ایران در پاریس حضور داشتم. جمعی به شدت عصبانی از این واقعه دردناک در برابر این سفارت جمع شدند و دست به اقداماتی زدند که همه شاهد آنها بوده‏اند. اما بحثی که من میخواهم در اینجا مطرح کنم در مورد نحوه این اعتراضات در میان مردمان نواحی مختلف ایران است. در حالی‏که همه از این واقعه دردناک و ناگهانی به شدت عصبانی بودند، میرحسین موسوی یکی از رهبران جنبش سیاسی امروزه ایران موسوم به جنبش سبز در یک واکنش بسیار کوتاه و مختصر که یک بیانیه خوانده شده است حداکثر کاری که کرده این است که این اعدامها را ناعادلانه خوانده‏اند. واکنش ایشان اصلاً متناسب با واقعهای که رخ داده است نمیباشد. تنها یک مقایسه کوتاه میان واکنش وی به مرگ افرادی ماند سهراب اعرابی و واکنش خود وی به اعدام یک معلم؛ فرزاد کمانگر، حقایق بسیاری را آشکار میکند که باید به دقت نگریسته شود. ایشان پس از مرگ سهراب اعرابی به خانه وی رفته و رسماً این جنایت را محکوم کردند. ایشان می‏توانستند به خانه فرزاد کمانگر هم بروند. تصور نمی‏کنم دوری راه بهانه خوبی برای سهل‏انگاری یک رهبر سیاسی باشد.

ناشناس گفت...

و چگونه یقین شما ضیعف میشود و از عظمتان کم میشود در حالی که میبینید که دشمن دیار و سرزمین تان را برای خودش مباح کرده است و به ناموس ها هتک حرمت کرده است و مردم را پست و بی ابرو کرده است.ایا فریاد های خواهرانتان را نشنیدید که از درون زندانهای قهر و کینه ی صفوی فریاد میزنند؟.ایا نمیدانید که چه بر سر خوارانتان امده است؟.ایا فریاد مادرانتان که رافضی خبیث او را هتک حرمت کرده بود را نشنیده اید؟!!!
گوشتشان را با اتش بریان کنید و رگهایشان را با بمب ها قطع کنید و قبل کثیفشان را با قناص ه به پایین بندازید..
و در اخر خطاب به زابلی های خبیث همان چیزی را میگویم که رهبر عزیزمان فرمودند:
قسم به ذات الله چنان شما در در هم شکنیم که اثری از شما در بلوچستان باقی نماند.ان شاء الله
پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد گردنها[يشان] را بزنيد
محمد(4)
و با آنان بجنگيد تا فتنه‏اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد
الانفال(39)
والسلام علی من التبع الهدی
ابومصعب سلفی
عاشق صحابه

ناشناس گفت...

اسلام علیکم من حاضرم به خودم بمب ببندم و حساب این اشغالها را برسم