۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

روز اعدام یعقوب مهرنهاد

چهاردهم امرداد ماه روز اعدام یعقوب مهرنهاد است.
دوسال قبل در چنین روزی جوانی که با مجوز رسمی خود نظام، دست به فعالیت مدنی زده بود در زندان زاهدان اعدام شد. در متن تمام سخنرانی‏های مانده از او جمله یا کلمه‏ای که تهدیدی برای امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور باشد وجود نداشت. او کار و اقدامی بر علیه قانون اساسی همین نظام هم انجام نداد. یعقوب مهرنهاد به معنا و مفهوم واقعی کلمه برانداز نبود واز خشونت دوری می‏جست. زبان او زبان خرد و ادب و نزاکت بود و آنقدر در فعالیتهای خود قوانین نظام را رعایت می‏کرد که تا بعد از اعدامش از طرف نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج اعم از بلوچ و غیر بلوچ حمایت نشد. در تمام دوران زندان و شکنجه جز از زمانی که حکم اعدام او تأیید و در آستانه اجرا قرار گرفت کسی اقدامی جدی برای نجات او انجام نداد. برادر کوچک او ابراهیم مهرنهاد هنوز در زندان است و برای اینکه ملاقات برای خانواده او هر چه سختر بشود او را به زندان کرمان منتقل کرده‏اند. درود به روان پاک یعقوب مهرنهاد و تسلیت به همسر و دختر و دوستان و حامیان و بازماندگان او.

عبدالقادر بلوچ

۱ نظر:

ناشناس گفت...

آنچه اینجا گفته می شود فقط از برای علاج واقعه ای قبل از وقوع است که مهرنهاد یک قربانی آن بود.این افتخار است که بلوچ از دست رنج خود صاحب سرمایه شود و کور شود آنکه توان دیدن ندارد!
بحث بحث خنجر نیست عالیجناب! بحث بحث هوشیاریست که کسانی که تا کتف به خون بلوچ آلوده اند اکنون به این حزب و سازمان پناه آورده اند و باید تحقیق و تفحصی جدی شود تا مبادا سپاه پاسداران به آنان ماموریت داده است.همانطور که یک حزب و سازمان نمی تواند همه اسرار خود را اعلام کند همانگونه هم باید مواظب مارها ی خوش خط و خال باشد که با چرب زبانی دسیسه ای نکنند تا ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره تازه جان گرفته ملت بلوچ بزنند و همیشه جنگ اول از صلح آخر بهتر است و فقط بحث این است که هوشیاری بیشتر الزامیست و وهمینطور شاید کسی که عنوان می کند مدارکی دارد همانطور نمی تواند مدارک را در اختیار عموم قرار دهد و فقط خواست این است که بزرگان سیاسی خود را بخشی از مردم بدانند مه جدا و بالاتر و فراتر و عقل کل.همین!
دشمن بیکار ننشسته و از هر ترفتندی استفاده می کند و تجربه خود گواه این ادعا است.
به این نمی گویند دامن زدن به اختلاف یا تفرقه اندازی و حتی برای جلوگیری از فاجعه دوستانی نامش را میگذارند تفرقه افکنی - نوش جانشان!
اگر انتقادی از دو یا چند نفر می شود این دلیل این نیست که مثلا همه در فلان حزب کور نام و معروفیت و روابط و فعالیتهای بین المللی شده اند و یا هیچ کس کار مثبتی نکرده و یا نمی کند.
از ما گفتن و سپاه قدس نوش جانت که نوکرانت موفقند در نفوذ و فریب بزرگان سیاسی.